اصطلاح تاجیک (فارس/فارس زبان)در زبان لری

نورعلی مرادی بئوار الیما

بدون اتیمولوژی(ریشه شناسی زبانی )هیچ علمی , چه جامعه شناسی چه مردم نگاری چه تاریخ نگاری, ناممکن است !

تاجیک ,نام تاریخی هزارساله قومیت فارس در ایران است که تا همین چند دهه پیش (هفتاد , هشتاد سال )رایج بود اما کم کم در دوره معاصر این اصطلاح به عمد (به جهت بارمنفی )متروک و اصطلاح فارس(که پیش از آن فقط برای نامیدن جغرافیای اقلیم فارس به کار می برفت )کم و بیش رایج شده است.
نام تاجیک , همچنین نام تاریخی است که لرها برای خطاب کردن غیر لرها و مشخصا فارس ها و فارس زبان ها تا همین اواخر( لرهای فیلی در لرستان شمالی ) و حتی هم اکنون( لرهای جنوبی در استان کهگلویه و بویراحمد , فارس و و بوشهر و همچنین بختیاری )به کار می برده و میبرند .

درمتون زمان قاجاریه مربوط به استان های لرنشین کهگیلویه و فارس مخصوصا مثلا فارسنامه ناصری, در اشاره به مردم منطقه , به دفعات به ” لر و تاجیک و ترک ” اشاره شده است .

در اشعار شاعرانی لرتبآری چون ملا زلفعلی کرونی بختیاری یا میرزا ماذون کهگیلویه ایی , کاربرد این اصطلاح فراوان است .

چه کرد و چه لر چه ترک و تاجیک
شل و کور و کچل بینا و تاریک
*ملا زلفعلی کرونی بختیاری

بیر مدت دیر دوکوهگ ده قالموشام
زرد و ضعیف “تاجیک” صفت اولموشام
میرزا مأذون کهگیلویه ای(قشقایی )

مدت زمانی است که در “دوکوهک “یکجانشین شده ام
مثل یکجانشین های تاجیک(فارس ها )زرد و ضعیف , شده ام

نکته مهم و جالب نیز همین هست که در جنوبی ترین منطقه لرستانات در کهگلویه و ممسنی در استان فارس و بوشهرتا شمالی ترین مناطق لرستانات در شهر خرم آباد در لرستان فیلی , این اصطلاح مشترک برای غیرلر و مطلقا فارس و فارس زبان , از سوی همگی لرها کاربرده داشته و دارد و این حایزاهمیت است .
قشقایی ها(که اتحادیه ایلی از ایلات مختلف با منشا قومی متفاوت, ازجمله طوایف لر هستند )و از از لحاظ فرهنگی, به شدت تحت تاثیر فرهنگ لری هستند این اصطلاح را همچون سایر عناصر فرهنگی لری چون لباس و موسیقی و رقص لری , از لرها اخذ کرده , برای نامیدن فارس ها به کار میبرند .و به جز قشقایی ها , دیگر ترک زبان های ایرانی, این اصطلاح را بکارنبرده بلکه برای نامیدن فارس از اصطلاحات تات (در آذربایجان ) یا قزلباش (ترکمن ها ) استفاده می برند .

علاوه بر این , تاجیک , مفهوم ثانوی (دومی ) ومعنایی مجازی , نیز در زبان لری هم در لری شمالی هم لری جنوبیدارد که حائز اهمیت هست
*در لری شمالی یا لری فیلی تاجیک به جز نام قومیت فارس و غیر لر , مجازا به معنای “آدم نازک نارنجی , سوسول ,کسی که رفتار مردانه ندارد , محکم و مردانه نیست , جنگاوری نمی داند ” هست .
*درلری جنوبی نیز, تاجیک یا تژیک به جز اینکه به معنی غیر لر و مشخصا فارس هست, همچنین مجازا به معنی “نازک و ترد و شکننده” به عنوان مثال : شاخه ها و نهال های نازک و شکننده و غیر مقاوم , هم معنی میدهد .


علت آنکه تاجیک مجازا مفهوم ثانوی ” نازک نارنکی ” ترد و شکننده ” کسی که رفتار مردانه ندارد و جنگاوری ندارد , مقاوم نیست ” این هست که خاستگاه ملیت فارس , با شهری گری و روستا نشینی گره خورده و این طبقه بالتبع کردار و رفتارو گفتاری نرم و سست داشته ونه اهل رزم که همیشه اهل بزم بوده اند و اساسا جنگاوری ودیگر هنرها ی مردانه را ندانسته و نداشته اند. بدانگونه که در طول تقریبا یک هزارسال,حداقل پس از اسلام , مردم شهری و روستایی ایران , “از دادن عسگر و سرباز” , معاف بوده اند!یعنی کسی از آنها انتظار این توانمندی را نداشته است .آنچنانکه ضرب المثلی داشتیم که می گفت : از فارس , مرد برنخاس (ت ), جز لوطی و رقاص!

حتی در شعر مولانا جلال الدین رومی که خود تاجیک اما دست پرورده و ثناگوی و ملتزم رکاب دربار و دستگاه دربار ترکان سلجوقی روم بود, این مفهوم(خوی شهری و نرم و منفعل و زنانه و غیر جنگاور تاجیک ها یا همین به اصطلاح فارس های امروزی در مقایسه با جسارت و مردانگی قبایل ترک ) به خوبی آشکارا ,بیان شده است آنجا که می گوید :
یک حمله و یک حمله, که آمد شب و تاریکی
تندی کن و ترکی کن! نه نرمی و تاجیکی!
و البته بی جهت نبوده است که به مدت بیش از هزار سال از انقراض ساسانیان تا پیش از عصر پهلوی ,فارس ها (تاجیکان ) عموما تحت قیمومیت و تسلط قبایل و حکومت های ترکی بوده اند .
(به مطلب دیگر من در همین سایت ولات ,تحت نام ” تُرکی کن و تندی کن ! نه نرمی و تاجیکی!!”رجوع کنید لطفا )

حتی اصطلاح تاتی تاتی کردن بچه ها , را نیز زبان پژوهان با لفظ تات (نام دیگر تاجیک , فارس , شهری ) بی ارتباط نمی دانند .که به مفهوم نااستوار و محکم راه نرفتن است ,


البته این نرمی و زنانه بودن رفتار و گفتار و رقص و وجنات مردم شهری مختص به مردم فارس (قبلا تاجیک ) نبوده آنچنانکه در عهد تمدن سومر قدیم , به زبان ادبی که زبان شهری بود اصطلاحا ” زبان زنان” می گفتند .

همچنانکه قبلا نوشتم بررسی اینکه تاجیک اساسا به چه معناست و ریشه و تاریخچه این لغت چیست را قبلا در مطالب پراکنده توضیح داده ام ودر مطلبی جداگانه مفصلتر توضیح خواهم داد .

تاجیک , هرچند همگانی ترین نام از سوی لرها ,برای خطاب غیرلرزبان ها, مشخصا فارس ها , بوده است . با اینحال بوده اند اصطلاحاتی که یا منطقه ایی کاربرد داشته یا مفهوم و معنایی دیگر داشته و مجازا به مفهوم غیر لر استفاده شده . همچون اصطلاح زیبا و پر مفهوم و عمیق ” دگری/دیری /دئری” که تلفظ لری واژه “دیگری ” است به معنی مطلقا غیرلر.بیگانه , غریبه .فارغ از اینکه به هرزبان و نژادی (فارس , ترک , عرب ,) تعلق داشته باشد .
مثلامن شنیده ام وقتی می گویند :دگری /دیری , گپ مزن ! یعنی اینکه لری صحبت کن ! فارسی یا عربی یا انگلیسی صحبت نکن !
اصطلاح “دئری” را نیز که صورت دیگری و مخفف “دیری” است را آقای ظهراب مددی در کتاب خود واژگان لری بختیاری به معنای “غریبه ” ثبت کرده اند .
در لری بختیاری و هم لری مینجایی ضرب المثلی رایج هست بدین مضمون :

دوور(دختر )زا , جیر(جگر)زا
کر(پسر )زا ,دیر(دیگر )زا
یعنی فرزنددختر(نوه دختری) عزیز و خودی است و فرزند پسر(نوه پسری ) , غریبه و بیگانه است

جالب اینکه اصطلاح “دگری /دیری ” دقیقا و درست معادل اصطلاح “غیر ” در مباحث جامعه شناسی است که به مبحث هویت ” خودی و غیر ” می پردازد و اینکه همیشه یک جامعه در تقابل با یک غیر یک جامعه دیگری هست که به شناخت خود واقف شده و هویت خویش در دربرابر این غیر تعریف می کند .


اصطلاح دیگر “روستایی ” است که در حقیقت به معنی لری که ایلیاتی و کوچرو نیست بلکه شهرنشین یا ده نشین(یکجانشین )هست و اندک اندک تغییر معنایی داده, مجازابه مفهوم فارس به غلط به کاررفته است که در مطلب بعدی مفصل به آن می پردازم

اصطلاح تاجیک (فارس/فارس زبان)در زبان لری

11 thoughts on “اصطلاح تاجیک (فارس/فارس زبان)در زبان لری

  1. تاجیک لفظی که از نظر تاریخی برای افرادی که نژادشون معلوم نیست به کار میره واصلا معنا فارس نداره برای خودت قوم سازی نکن و خود پارس ها مثل ساسانیا از تاجیک برای دشمنانشون استفاده میکردن و در کتاب هایشون تاجیک معنا دشمن میده تا همین دوران قاجار به خود لر ها فرس قدیم میگفتن منابع متعدد هم هست مثل ظن السلطان که کلمه میگه لر ها از نسل ساسانیان اند بعد برای چیزی که تو بهش میگی فارس از لفظ تاجیک استفاده میکنه حالا می خواید اصالت یک قوم برزدید نشاندهنده بی اصالتیتونه اصل پارس همون ساسانیه که به دشمنش میگه تاجیک نه شما که تو کار جعل تاریخید

    1. چقدر نژاد پرستی تو وجود شما بی داد می کنه تاجیک اینقدر بی اصالت نیست که با حرف های امثال توی نژاد پرست زیر سوال برده بشه

      1. آن شخصی که این پیام را نوشته است کدام باده نشین کوچی زاده بیسواد است که از فرهنگ تمدن ایران خراسان بزرگ یا آریانا باختر آگاهی ندارد معلوم می‌شود کدام به اصل و نسب است و از بی هویتی سخت رنج می‌برد.
        باید بدانید که تاجیک دهگان فارس آریایی نجیب‌زاده در تمام کتاب‌های تاریخ فرهنگ تمدن از غیرت مردانگی علم دانش خرد شهرنشینی زیبایی برده شده است
        به عنوان مثال
        ناصر خسرو دهلوی
        تاجیک گردن کش لشکر شکن بیشتر نیزه ور شمشیر زن.
        با حضرت فردوسی بزرگ
        یکی تاجیکِ گردِ لشکرشکن،
        براورد گرد از زمین و زمان.
        در این زادمرز و در این زادبوم،
        عرب دیده و ترک و تاجیک و روم،
        هر آن شهر کز مرز ایران نهی
        بگو تا کنیم آن ز ترکان تهی
        وز آباد و ویران و هر بوم و بر
        که فرمود کیخسرو دادگر.
        دریای عمان برآمد کسی سفر کرده هامون و دریا بسی تاجیک دید و روم ز هر جنس در نفس پاکش علوم جهان گشته و دانش اندوخته سفر کرده و صحبت آموخته به هیکل قوی چون تناور درخت ولیکن فرو مانده بی برگ سخت.
        روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد سعدی شیرازی.
        مسلمانان مسلمانان زبان پارسی گویم
        که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به تنهایی.
        بلخی ام من بلخی ام من بلخی ام
        شور دارد عالمی از تلخی ام
        یا جای دیگر در دیوان شمس:
        نعرهء های و هوی من از در روم تا به بلخ اصل کجا خطا کند شمس من و خدای من ترکی همه ترکی کند، تاجیک، تاجیکی کند. من ساعتی ترکی شوم یک لحظ تاجیک شوم که تاج سلطانان شوم که مکر شیطانان شوم گه عقل چالاکی شوم که طفل چالیکی شوم تو تُرکی و من اگر ترک نیستم دانم من این قدر
        که به ترکی است آب سو آب حیات تو
        گر ازین بنده تیره شد ترکی مکن به کشتنم ای ترک تند خو رزق مرا فراخی از آن چشم تنگ توست.
        در پایان می‌خواهم بگم که همین که دیگران به لر ها خر می‌گویند دقیقاً چنین بوده است به همین دلیل شما لیاقت زندگی در شهر بازار اجتماع فرهنگ و تمدن را ندارید اگر داخل فرهنگ و اجتماع شهر شوید آن جامعه فرهنگ نظم نزاکت اخلاق شهری را به گند می‌کشید

    2. سلام
      تاجیک ،از تاج و یک میاد چون قدرت دست پارسها بوده همیشه در سرزمین ایران یک معنای فقط میده مثل کولیک روغن یا کولیک ترشی یعنی فقط ترشی یا روغن. پادشاهی کردن و تاج گذاری منحصر به پارسها بوده چه چرندیاتی میبافی. هی لر لر میکنی. البته لرهای با شرف قابل احترامند مثل کریم خان زند

  2. با سلام و ممنون از روشنگری های خوب و راستین شما من خیلی سال پیش از پیرزن و پیرمردهای بختیاری روستایی و عشایردر ایذه همین لفظ تاجیک را می‌شنیدم مثلاً اگر کسی رفتارهای خارج از عرف و مسلک بختیاری انجام میداد میگفتند مگر تاجیکی !! البته در قشر شهرنشین و بچه های امروزی این لفظ کمتر شنیده میشد و میشه یااصلا شنیده نمیشه که معلومه از زمان پهلوی در اثر تلویزیون و احیا کردن لفظ پارس و فارس این واژه ها به جای تاجیک نشسته اند یه شعر قدیمی هم از آقای مرحوم دانشور کیانی قلعه سردی از اهالی دهدز ایذه هستش که میگه بختیاری هدم و بیشه پر شیرونم ایکنم جون به فدای وطنم ایرونم ترک و تاجیک و لرو کرد عرب گگویلمن همه این خلقنه پاره تنم ایدونم که چند سال پیش توسط آقای کوهیار بختیاری خواننده هم خوانده شد و بارها در تلویزیون پخش شد یه شعر هم علیشیر نوایی در ادبیات فارسی داره و میگه اگرچه او ترک بودو من تاجیک ولی داشتیم خویشی نزدیک احتمال اینکه در زمان ساسانیان لفظ تاجیک و لر نبوده و نامها یا نام دیگر به جای این‌ها وجود داشته خیلی زیاد هستش من هم مثل شما علاقه مند و دغدغه مندم و خیلی ساله که دنبال میکنم همین باعث شد رشته درسی ام را تو این زمینه دنبال کنم با تشکر و اینکه یه سوال داشتم ایا شما این فرضیه که میگن آریایی ها(یعنی پارسیها و مادی ها) با عیلامیان و کاسیان ترکیب شدند را قبول دارید یا میگید عیلامی ها و کاسیان در همین مناطق خودشون ماندند وو بدون تغییر نسلشان در مناطق لرنشین ادامه دارد ؟؟؟ لطفاجواب

  3. من،خودم،اهل،شیرازم،تاجیکم،وازایل،جلیل،باصری،هستم
    ومن،انسان،بیسواد،وبیشعور،وفاغداطلاعات،اقوام،ایرانی
    نیستم،ومانند،توی،احمق،نژادپرست،نیستم،ومانندتوکه
    توحین،کردی،به،ایل،وقومیت،تاجیک،بندهٔ،به،تمام،لرها
    درودمیفرستم،هم،بختیاری،وهم،لرهای،ممسنی،که،هم
    استان،ماهستند،چون،ماتعلق،به،ایل،بزرک،خمسه،داریم
    واین،ایل،بزرگ،فدرال،خمسه،که،ازچندین،تیرهٔ،وقومیت
    درش،عضوهستند،همه،لرها،وهمه،ترکها،وهمه،تاجیکها
    وهم،عربها،وچون،مادرایل،باصری،که،یک،شاخه،ازفدرال
    خمسه،است،که،حدودأ،اززمان،ناصرالدین،شاهٔ،به،دستور
    مستقیم،خودشاهٔ،درولایت،فارس،این،ایل،تشکیل،گردیدهٔ
    ازآن،تاریخ،تاکنون،ماتاجیکها،درکنارلروعرب،ترک،زندگی
    خوبی،داشتیم،بدونه،هیچ،اختلافات،قومی،وقبیله،ای
    حدود،یکصدوهشتادسال من،میدانم،هیچ،لری،چنین،
    دیدگاهٔ،فتنه،انگیز،راباملت،مادرطول،تاریخ،نداشته،اند
    واین،قصه هایکه،تعریف،میکنی،این،چرندیات،هیچ،
    گونه،پایه،واساسی،نداردتمام،سراسرمحمل،دروغ،استکه
    زایدهٔ،فکربیمارتوی،نژادپرست،استکه،خیلی،احمقانه،یک
    قوم،بزرگ،راتخریب،میکنی،لاعقل،بعدازاین،خواستی،به
    این،چرندیات،بپردازی،لاعقل،از،مردمان،عزیز،لروبختیاری
    برای،مقاصدشوم،وفتنه،انگیزت،استفادهٔ،نکن،
    زندهبادایران،ترک،وتاجیک،وکردوبلوچ،
    ننگ،برفتنه،گر،بی،وطن،

  4. حالا فهمیدم چرا مردم ایران‌شهر و خراسان بزرگ به لرها «خر» می‌گویند 🤣.
    دلیلش همین بی‌سوادی، عقب‌ماندگی، باده‌نیشینی، چوپانی و کوچ‌نشینی‌تان است. شما با گاو، خر، سگ، شتر، بز و گوسفند بزرگ شدید با حیوانات سازگار دارید نه با انسان‌ها و اخلاق، ادب و آدم‌گری را نیاموختید. من تا به حال در هیچ دفتر و دیوانی ندیدم که یک لرِ خر هنر داشته باشد.
    همیشه خر کاری خر ظلم کش بوده 🤣
    و بعد، اگر بخواهید تاجیکِ دهقانِ آریاییِ فارس‌پارس را بشناسید، بروید شاهنامه فردوسی، گلستان سعدی، حافظ و مثنوی معنوی را بخوانید.
    دریای عمان برآمد کسی سفر کرده هامون و دریا بسی تاجیک دید و روم ز هر جنس در نفس پاکش علوم جهان گشته و دانش اندوخته سفر کرده و صحبت آموخته به هیکل قوی چون تناور درخت ولیکن فرو مانده بی برگ سخت.
    روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد
    سعدی شیرازی.
    ناصر خسرو دیلوی
    تاجیک گردن کش لشکر شکن بیشتر نیزه ور شمشیر زن.
    فردوسی
    یکی تاجیکِ گردِ لشکرشکن،
    براورد گرد از زمین و زمان.
    در این زادمرز و در این زادبوم،
    تاجیک دیده و روم،
    هر آن شهر کز مرز ایران نهی
    بگو تا کنیم آن ز ترکان تهی
    وز آباد و ویران و هر بوم و بر
    که فرمود کیخسرو دادگر
    از ایران به کوه اندر آید نخست
    در غرچگان از بر بوم بست.

    و نیز همه دانشمندان شاعران بزرگ چون فردوسی، مولانا جلال‌الدین خداوندگار بلخ، سعدی شیرازی، حافظ، رودکی، ناصرخسرو بلخی، امام ابوحنیفه، امام ترمذی، سلمان فارسی، پورسینا، فارابی، البیرونی خیام نیشابوری رودکی پدر زبان فارسی و صدها دانشمند، ستاره‌شناس، پزشک، فیلسوف، متخصص و شاعر دیگر نیز تاجیک‌ـ‌فارس بوده‌اند.

    حالا من می‌توانم هزاران فحش و ناسزایی را که درباره لرها در. سرزمین‌های ما گفته می‌شود بیان بکنم، شاید منفجر شوید، شاید از آدم‌گری‌تان خجالت بکشید، شاید دیگر وارد شهر و بازار نشوید. اما این اخلاق ما اجازه نمی‌دهد که بیش از این به شما زشت و بد بگوییم.
    همین که فقط لُری خر می‌گویند، کافی است برایتان.

    1. نادان بی ادب اینکه شاعران ایرانی به زبان فارسی معیار که نتیجه حضور عرب و ترک مغول و غیر مغول و افغان تاجیک و پشتون در شهرهای حکومتی و مرکزی ایران و مناطق حاشیه ای آنها بوده شعر گفتن دلیل بر زبان مادری و نژادشون نیست همونطور که وقتی فلاسفه و دانشمندان ایرانی به عربی کتابهایشان رو نوشتند عرب حساب نشدند و نمیشوند مغولان وحشی و تمام سلسله های ترک زبان فارسی دچار دگردیسی شده شهری را زبان دربار خود کردند پس فارس و تاجیک هستن؟ در سرزمینی که اقوام نامتمدن مهاجم به صدها هزار نفر تجاوز کردند آنهم در شهرهای مهم و حکومتی از کدام نژاد جعلی صحبت میکنید؟ همین امروز هم در شهرهای ایران اکثر فارسی گوها ترکیبی منحصر به فرد هستن از اختلاط اقوام مهاحم و مهاجر و ااقوام مختلف ایران و در بهترین حالت در صورت فرهنگ ازدواج فامیلی دارای ژن غالب یکی از اقوام ایرانی از کولیهای یکجانشین شده و نوادگان حرامزاده هایی که در نتیجه هجوم بیگانه متولد شدند هم گذشتیم.اصولا پراکندگی اصلی تاجیکها در تاجیکستان کنونی و افغانستان و خراسان بوده و هست و زبان پارسی ساسانی با زبان فارسی دری تاحیکی کاملا متفاوت بوده. بعد از فروپاشی ساسانیان تمرکز قدرت از جنوب غربی و غرب ایران به سمت شمال غربی و آسیانه میانه منتقل شد و در نتیجه زبان فارسی دری تاجیکی رایج شد و اقوام بسیاری از مناطق تاجیک نشین ایران از خراسان قدیم که شامل بخش بزرگی از شمال شرقی و شرق ایران و بخش بزرگی ازافغانستان کنونی میشده و تاجیکستان و… به مناطق مختلف ایران مهاجرت کردند.قوم فارس یا پارس شامل همه اقوام ایرانی از آذری و گیلک و مازنی تا خراسانی و سیستانی و لر و کرد میشده و حتی فارس یا فرس واژه ای بود که اعراب برای کل ایران به کار میبردن.

      1. درسته که بعداز اسلام مسلمان ها به همه ایرانی ها فارس می گفتن و به همه زبان های ایرانی فارسی می گفتن ، اما قبل از اسلام پارس نام یک قومیت بود ، اعراب چون ایران رو به نام اون قوم میشناختن به ما ایران می‌گفتن بلادالفارس ، بعداز اسلام مفهوم قومیتی پارس ازبین رفت و معربش یعنی فارس شد واژه‌ای برای اشاره به همه ایرانی و کلا مفهوم قومیتی نداشت و معنیش فقط میشد ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top