گستره کاربری علامت جمع اسامی لری “گل gal/یل yal/ال al”؛ ازکرانه های خلیج فارس تا لرهای فیلی نزدیک بغداد ومنطقه گوران و مشخصا شهرسنندج

نورعلی مرادی بئوار الیما

علامت جمع اسامی در لری بختیاری همانطور که سالها پیش در کتاب ” خودآموز لری بختیاری ” شرح داده ام بدین صورت هست :

*.اصیل ترین و مهمترین علامت جمع اسامی , علامت ” گلgal” و دو صورت دیگرش “ial/yal یل ” و “ال al”هست که این علامت جمع اصیل لری در اکثرشاخه های لری هست یعنی ازروستای کومزارشبه جزیره مسندم عمان در آنسوی خلیج فارس و جزایر لاوان و لارک در خلیج فارس و لیراوی و دشتستان در ساحل خلیج فارس تا پشتکوه لرستان یعنی استان ایلام و نزدیکی بغداد , این علامت جمع لری. فراگیرترین و یکی از مشخصه های پیوستگی همه شاخه های زبان لری است که به توسط هم لرهای جنوبی و لرهای بختیاری و لرهای لک استفاده می گردد .و حتی بخشی از گویشوران زبان گوران/اورامی و همچنین همگی گویشوران گویش اردلانی(شهر سنندج ) که درشمال و همجوار لرهای فیلی اند به تاثیراززبان لری .این علامت جمع اسامی لری , وارد زبان شان شده و کاربرد دارد آنچنانکه یکی از مشخصه هایی که گویش اردلانی شهر سنندج را از زبان کردی (سورانی ) جدا کرده و به زبان لری نزدیک کرده همین ویژگی است که در مطلب جداگانه تحت عنوان “کردی متاثر از لری است نه بالعکس ” به آن می پردازیم .

*منشا علامت “گلgal” در جمع بستن اسامی“گل درو”, اصطلاح لری متداولی است که به مجموعی از برزگران و دروگران مرد گفته می شود که در یک کار گروهی در فصل گرما و در گرمسیرات, گروهی در دستجات چندین نفره , به دروی عمدتا غلات جو و گندم می پرداختند . اگر به صورت انفرادی و تکنفره بود به آن فرد دروگر “لو ” می گفتند و اگر گروهی به آن گروه “گل ” یا “گل درو ” می گفتند .همچنین به گروه و دستجات “پازن ” یا شکار نیز ” گل” گفته می شد .

*موارد استفاده متفاوت گلgal و دو صورت دیگرش : “یلyal” و”ال al

*گلgal در لری بختیاری

اگر اسم مختوم به صامت باشد (یعنی حرف آخرش بی صدا باشد ) با گل جمع بسته می شود مثلا :کرگل korgal(پسرها ), زنگل zangal(زن ها ),درگل dorgal(دختر ها ),مرگلmergal/میرگل (مردها /شوهرها )

*یلyal در لری بختیاری

اگر اسم , مختوم به مصوت باشد (یعنی حرف آخرش صدادار باشد ) با یل جمع بسته می شود .مثلا :پیایل piayal(مردها )میره یل mereyal(مردان /شوهرها ) بختیاری یل(بختیاری ها ) ایرانی یل (ایرانی ها ) گویل geavyal(برادرها ) دده یلdad/ددو (خواهرها )

*ال al در لری بختیاری

این علامت al در اشعارو ترانه ها ی بختیاری , کاربرد بیشتری داشته . کاربرد محاوره ای اش , در مناطق مرکزی و شمالی بختیاری محدود و در مناطق جنوبی مجاور با لرهای جنوبی(بویراحمد , کهگیلویه , بهمئی , ممسنی در استان فارس , دشتستان , بلوک لیراوی و حیات داوودی در استان بوشهرو جزایر لارک ولاوان و روستای کومزار در شبه جزیره منسدم در عمان )) کاربرد فراوان دارد .هرچه قدر از جنوب بختیاری به سمت لرهای جنونی میرویم کاربردش عمومیت بیشتری دارد آنچنانکه به تنها علامت جمع اسامی , در همگی صفحه جنوب لرستانات و لری جنوبی تبدیل می شود .مثلا :پلل palal(گیسو ها ) تیه ل tial(چشم ها ) برگلborgal (ابروها )

*جالب آنکه با اینکه علامت جمع اسامی در تمامی صفحات لری جنوبی و همچنین جنوب بختیاری منحصر به “الal ” شده ولی هنوز صورت باستانی و کهن الal که همان گلgal هست میراث اش در این حوزه برجای مانده آنچنانکه در مناطق کهگیلویه , بهمئی و ممسنی و لیراوی , برخی کلمات به طوراستثنا هنوز با گل جمع بسته می شود ,همچون ضمایر اشاره ؛اینگل ingalو اونگل ongal.

*کاربرد علامت جمع “گل ” در گفتار “لرگل شیخبزینی” در ترکیه

لرگل شخبزینی (لرهای شیخ بزینی) اصالتا لرهای فیلی اند که به لهجه ایی لکی سخن می گویند .کاربرد علامت جمع اسامی “گل ” در گویش آنها , نشان دهنده آن هست که آنها از سرزمین گوران بوده اند که منطقه ایی حایل بوده است. هم حایل فرهنگی و هم حایل جغرافیایی بین لرکوچک (لرستان فیلی ) و اورامانات اصلی تا منطقه اردلان (سنندج ) که آمیخته ایی بودند هم از طوایف لرزبان و هم گورانی زبان که ویژگی این آمیختگی آن بود که هردو گروه ,مذهب یارسان داشتند و زبان گوران (که جزوه خانواده زبان های(کاسپین ) حاشیه دریای مازندران بوده وبا زبان زازاکی و زبان اورامی جدیدهم ریشه هست) طی هزارسال زبان ادبی مردمان لر کوچک بالاخص پیروان اهل حق یا یارسان بود .از ویژگی این آمیختگی قومی و مذهبی و فرهنگی و زبانی در طی حداقل یک هزارسال , اختلاط گویشی , من جمله صرف علامت جمع اسامی لری “گل” توسط هم لرتباران و هم گورانی زبان بود . کاربرد این علامت هم توسط لرهای شیخبزینی لک تبار و هم طوایف عبدالملکی گورانی زبان , از این جمله است و همچنین صدها واژه مشترک لری و اورامی امروز که با گورانی کهن , هم ریشه است , گواه آن است

.امروز منطقه گوران و یارسانی مذهب که روزگاری از ده ها طایفه لر و گوران یارسانی مذهب تشکیل می شد و منطقه وسیعی را تشکیل می داد , منحصر شده به چند قصبه در اطراف کرمانشاه چرا که بخش اعظم طوایف یارسانی مذهب چه لرتبار چه گورانی تبار , به علل تاریخی مشخص و نامشخص , همگی از منطقه کوچیده یا کوچانده شده اند .من جمله :

*طوایفی در شمال ایران در مازندران در روستاهای زینه وند و زاغمرز و… که به گویش گورانی همریشه با اورامی سخن می گویندو شیعه اند . (محتملا قبلا یارسان بوده اند ).

*لرهای شیخ بیزنی , که به گویشی لکی صحبت می کنند در ترکیه پراکنده اند سنی اند. (محتملا قبلا یارسان بوده اند ).

*و بالاخره شبک ها یا همان “ماچو ” ها که به گویشی از زبان گورانی صحبت می کنند و در اطراف موصل در عراق ساکن اند و شیعه اند . (محتملا قبلا یارسان بوده اند ).

یکی از عللی که سبب پراکندگی مردمان گوران چه با منشا گورانی چه لری , شده , بی شک همراهی این طوایف با کریمخان زند بوده و همچنین سقوط این پادشاه لر , که سبب شد تمامی طوایف لر هم سو با او, قلع و قمع و تبعید شوند . من جمله در حکایت تبعید طوایف عبدالملکی مازندران که گوران زبان اند به صراحت در تواریخ آمده که این طایفه از “طوایف زندیه ” بود که مورد غضب آقامحمد خان قجر قرار گرفته از شیراز به مازندران گسیل شدند .

شیخ بزنی ها ,که در میانشان یک طایفه” لکی” و یک طایفه “لر ” (البته به فتح لام ) و همچنین طایفه ایی که با پسوند “وند ” دیده می شود , درچند گوشه ترکیه پراکنده اند. از همین رو چند لهجه دارند و تجمع آنها در هایمانا در نزدیکی آنکارا هست . آنها همیشه خود را از کرمانج ها جدا می دانستند و کرمانج ها هم همینطور , هرچند که ترک ها , بی آنکه تفاوت قومی تاریخی آنها را بفهمند و فارغ از اختلاف این دو گروه قو می , و حتی زازا , به همه کسانی که زندگی کوچ نشینی داشته و ترکی ندانند, کرد می گفته اند !همچنانکه طبق یک سنت کلیشه ایی و دریافت غلط همه مورخان اسلامی به هر عشایر و کوچرویی , صرف نظر از اینکه به چه قومی و زبانی و نژادی و تاریخی تعلق داشته باشد , کرد و اکراد می گفته اند که ریشه در یک اصطلاح ایرانی پهلوی “کرد ” به معنی “کوچنشین , عشایر ,گله دار , دامدار ,شبان ” دارد که با همین مفهوم و معنی وارد زبان فارسی و سپس عربی و ترکی شد و تا همین یک قرن پیش هیچ بار و مفهوم و معنای قومی , زبانی , ملی نداشت و آین ناسییونالیم کردی بود که ملیت هایی ناهمگون را تحت نام کرد, برکشید که عنوان و تشخص قومی یکپارچه ببخشد و معرفی کند .

قابل توجه آنکه ,با اینکه لک های شیخ بزینی چند صد سال هست که بین کردها (کرمانج ها ) در ترکیه زندگی می کنند و با اینکه زبان آنها پر از لغات کردی شده ولی با اینحال بعد اینهمه سال همسایگی , آنها به هیچ وجه قادر به فهم زبان همدیگر نیستند و برای ارتباط از زبان میانجی یعنی ترکی کمک می گیرند .بسیاری از شخبزینی ها یا جذب جامعه ترک شده اند یا اینکه در سالهای اخیر با تبلیغات ناسیونالیسم کردی , برخی و بیشتر جوانان ,خود را کرد می انگارند . ولی هستند کسانی که فارغ از هیاهوهای تبلیغاتی و ناسیونالیستی , در جستجوی حقیقت تاریخی هویت قومی اند و تسلیم جامعه جو زده نمی شوند . منجمله یکی از شیخبزینی ها که خودجوش دنبال هویت اصلی خود بود و فارسی آموخته بود و البته تمایلات ایرانشهری داشت ؟, صفحه ایی هم زده بود در معرفی شیخبزینی ها به عنوان لر گل شیخ بزینی (لرهای شیخ بزینی )!

لرهای شیخبزینی لک تبار , فقط علامت جمع اسامی ” گلgal ” بکار میبرند چون از منطقه گوران بوده اند . صرف گل در شیخ بزینی درست مثل لرهای بختیاری است یعنی اسامی مختوم به صامت(بی صدا ) را با گل galجمع می بندند مثلا دهگل (ده ها , روستاها ) مال گل ( خانه ها ) دالک گل (مادرها ) و اسامی مختوم به مصوت (صدادار ) را با یلyal مثلا : سازی یل ( نوازنده ها ) . و در شیخ بزینی علامت مضارع استمراری نیز مثل لری بختیاری و لری جنوبی “ای ” هست مثلا : ایشم (می گویم ) .

*عبدالملکی های گوران زبان در استان مازندران

عبدالملکی های گوران زبان در استان مازندران نیزعلامت جمع اسامی ” گل ” بکار میبرند.سال ها پیش در ایران در سازمان میراث فرهنگی با یک دانشجواز چهارقلعه عبدالملکی ها روستای زینوند واخوردم و گپی زدیم .خودش سردرگم بود که لک (لر) یا کرد هست چرا که هویت و نام قومی خودشان (مانند بسیاری اقوام مهاجر )را پس از قرن ها مهاجرت , به یاد نمی آورند . علامت جمع را در زبان خودشان می گفت که “گلgal ” هست . واژگان و دیگر قواعد زبانشناسی اما با اورامی همخوانی دارد .آنها در حقیقت نه لک و نه کرد بلکه گوران هستند اما با لرو لرستان پیوند تاریخی, مذهبی و زبانی هزارساله داشته اند آنچنانکه زبان این منطقه , چند صد سال زبان ادبی/مذهبی لرستان فیلی یا شایسته تر بگوییم زبان اهل یا حق یارسان بوده که خاستگاه اش لرستان است و طوایف و مردمان لر و گوران چنان در هم آمیخته بودند به جهت هم مذهبی که در برسرکار آوردن و دفاع از پادشاه لر , کریمخان زند , چنان متفق وی بودند که از آنها در قطار طوایف لر , به نام طوایف زندیه نام می بردند .و همچنانکه گفتیم اتفاق و اتحاد هم طوایف لر یارسانی و هم گوران یارسانی , آنگونه بود که به همراهی هم متفق پادشاه لر , کریمخان زند بودند و گوران ها در زمره ” طوایف زند ” برشمرده می شدند همچنانکه پس از سقوط خاندان زند , مورخان از ایل عبدالملکی گوران زبان , در زمره طوایف زندیه ایی نام می برند که مغضوب آقامحمد خان شد و از شیراز , پایرخت زندیه به مرکز و سپس مازندران تبعید شدند .

*شهر نوبنیاد سنندج و گویش اردلان ؛تلاقی گاه فرهنگ و زبان لرها و گوران ها

در گفتار مردم شهر سنندج نیز علامت جمع اسامی فقط ” گل gal” و در چند مورد یلyal هست . علامتی که در گفتار مردم لر بختیاری و لرهای لک حالیه و لرهای لک شیخبزینی تبعیدی درترکیه کاربرد دارد و شکل دیگرش یعنی “ال al” در همه مناطق لرنشین رایج هست . همچنین علامت ماضی و مضارع استمراری در گویش شهر سنندج” ای i” هست .علامتی لری که مشخصه زبان لری در لری جنوبی و بختیاری است .چرا ؟ چونکه منطقه سنندج و مرمان این شهر نوبنیاد ,در قلمرو گوران و فرهنگ و زبان گوران بود .فرهنگ گورانی که که با لری در هم آمیخته بود هم مردمان اش هم زبان اش هم ادبیات اش و هم تاریخ اش .

و شگفت آنکه تمام آنچه که را ناسیونالیسم کردی , تحت عنوان ” شباهت و همانندی و پیوستگی های کرد و لر ” بهانه می کند برای آسیمیله کردن و ذوب و بلعیدن لر و لرستان , فقط و فقط محدود و منحصر به همین محدوده جغرافیایی تا شهر سنندج و جغرافیای منطقه گوران نشین بوده وهست و نه فراتر از آن .منطقه ایی که در حقیقت محدوده تاریخی لرستانات یعنی لر کوچک یا لرفیلی بوده یا به قولی فلات قاره لرستان فیلی و تحت نفوذش بوده..چرا که منطقه گوران در داد و ستد تاریخی و فرهنگی و قومی هزاران ساله با لرستان فیلی بوده و طوایف لر و گوران به جهت مذهب یارسان در هم آمیخته بودند آنچنانکه تمیز دادن لر از گوران و جغرافیای لرستان از گوران ناممکن هست چرا که زبان مذهبی ادبی کتب لرهای یارسان و گوران های یارسان, هرچند که گورانی بود اما همه شخصیت های این مذهب همه چه زن چه مرد همگی لرستانی و لر و لره نام دارند وهمه ماجراها ی یارسان در جغرافیای لرستان رقم می خورد !

طنز تاریخی این است که پانکوردها , ما لرها را با خودمان(ایلام و کرمانشاه یعنی نیمه غربی لرستان فیلی ) مقایسه می کنند و بعد می گویند ببینید چقدرشما شبیه ما کردهاهستید ؟! ما یک ملت هستیم ! ؟یا اینکه مالرها را با همسایگان گوران و آن سنندجی که چون شیر و شکر طی هزارسال با لرستان فیلی و لرهای فیلی آمیخته شده اند , , تشبیه می کنند و به ما می گویند : ببینید چقدر با ما کردها اشتراکات دارید ؟!!

در حالیکه باید با کرمانج ها که هفتاددرصد کردها را تشکیل می دهند یا با زازا یا با سوران ها مقایسه کرد تا مشخص گردد که آن کلهر و لک و ایلامی و کرمانشاهی , اشتراکات تاریخی فرهنگی اش و زبانی اش با آن لر مینجایی و ثلاثی و بختیاری و لر جنوبی , به مراتب بیشتر هست-تا با کرمانج ها که هفتاد درصد کردها را تشکیل میدهند یا با سوران ها که مابقی را تشکیل می دهند . کما اینکه گفتم لک های شیخ بزینی , باینکه چند صد سال هست در ترکیه با کرمانج ها همسایه اند, معذالک زبان هم را نمی فهمند هرچند که هردو زبان هایی ایرانی اند .یعنی شما را با هفتاد , هشتاد درصد کردها (که اساسا آنها فقط می شود کرد حقیقی نامید ) که کمترین شباهت قومی نژادی زبانی مذهبی و اشتراکات و ارتباطات , با لرها ندارند ,مقایسه نمی کنند ! با سوران ها نیز که ده بیست درصد باقی کردها را تشکیل می دهند و کمترین اشتراکات و ارتباطات با لرهای لرستان فیلی را داشته اند مقایسه نمی کنند ! بلکه شمارا باایلام و کرمانشاه و لک آنجا و کلهر آنجا مقایسه می کنند که تا همین چند دهه پیش نام لر و لرستان را بر پیشانی داشتند یا با سنندجی مقایسه می کنند که شهری نوبنیاد هست و همه زبان و فرهنگ و موسیقی اش برگرفته از مردمان گوران و لر بوده است.

*اردلان؛ گویش شهر سنندج ;آخرین دامنه کاربرد علامت جمع اسامی لری”گل/یل /ال “درمناطق گوران !

آخرین منطقه شمالی کاربرد این علامت جمع gal, در منطقه گورانی /اورامی زبان,درشهرنوبنیاد سنندج (سانان دژ) هست .درابتدا باید متذکر شد که شهرنشینی در میان کردها سابقه چندانی ندارد و قدیمی ترین شهر اصالتا و حقیقتا کردی , شهر سلیمانیه هست که چندی پیش یک صدمین سالگرد بنیاد خود را جشن گرفت ! و به جز این همه شهرهایی که امروز کردها در آنها ساکن اند همچنانکه از نامشان هوید و آشکار هست ,همگی بدست اقوام پیشین که اغلب آسوری /سریانی یا ارمنی بودند مسکن بوده و سپس قبایل کرد جایگزین آنها شده اند یا اینکه مردم بومی را آن شهرها را در زبان و مذهب خود حل و ذوب کردند . شهر سنندج تقریبا از جمله دسته دوم این شهرهاست .

این شهر و این منطقه و اساسا بخش اعظم استانی که کردستان خوانده می شود , در حقیقت جزوه سرزمین قلمرو و گوران(بعد اورامی) زبان ها محسوب می شده چنانچه همگی نام های جغرافیایی , کوه ها , روستاها ,در مناطق جنوبی مرکزی وغربی این استان نه به کردی بلکه به زبان گورانی /اورامی است . وبعدها ست که از دوره صفویه به بعد باتشویق قبایل کرد به مهاجرت و یکجانشینی ازسوی پادشاهان صفوی , ترکیبی قومی آن دستخوش آمیختگی و تغییر شد و زبان گورانی و مردمان گوران به حاشیه رانده شدند ,آنچنانکه گستره اورامی زبانان و گورانی زبانان , به محدوده ایی کوچک از مناطق محصور کوهستانی محصور شد و هم اکنون زبانی و فرهنگی که درآستانه انقراض قرار دارد چرا که گویشوران این زبان اغلب اندک اندک دیگر نه به زبان اورامی بلکه به زبان کردی(سورانی ) سخن می گویند و این مردم که فاقد ناسیونالیسم مستقل خودند به ناچار نه جهت همانندی مذهب , درناسیونالیسم غالب پیرامون شان که همان ناسیونالیسم کردی است آسیمیله وذوب می شوند.

درابتدای بنیاد شهر سنندج و ورود قبایل مهاجر کرد , تا مدت ها مدید , هویت این شهر و امارت کردستان به دو بخش “کرد ” و “گوران ” تقیسم می شد و مردم یا کرد بودند یا گوران .و از آنجا که تاسیس شهرسنندج درست همزمان هست با ایجاد امارتی به نام کردستان برای نخستین بار در ایران صفوی آن روزگار توسط دستگاه اداری وقت آنچنانکه حکومت شاه صفی، سلیمان‌خان اردلان پسر تیمورخان اردلان که از روسای قبایل کرد مورد اعتماد وی بود را به این منطقه مامور کرد و روستای سنه گوران نشین را به عنوان مرکزیت امارت تحت فرمانش توسعه داد و شهری اباد کرد .همزمانی تاسیس این شهر و تاسیس امارت کردستان سبب شد که مردمان گوران گوشه و کنار , این شهر را نیز” کردسان”(کردستان ) بنامند! آنچنانکه هنوز هم مثلا اگر کسی از پاوه یا مریوان بخواهد به سنندج سفر کند می گوید : به کردسان می روم یا از کردسان می آیم که منظور شهر سنندج هست !

گوران ها , از آنجا که یکجانشین و بومیان منطقه بودند , بیشترین نقش را داشتند و اغلب ساکنین و پیشه وران (بافندگان, نجاران , دکانداران ) و همچنین مدرسان وعلما و فقها و خانواده های قدیمی سنندج از این قوم بودند .ازهمین خاطر زبان شهر و بازار و مدرسه و دین و زبان ادبی بود تا قبل از اینکه با ایجاد شهر جدید التاسیس سلیمانیه توسط خوانین بابان در و رواج زبان کردی و سپس پدید آمدن ناسیونالیسم کردی کم کم , زبان و هویت اورامی ازامارت اردلان و شهرسنندج به مثابه زبان منبر و مدرسه و ادبی ,رخت بربست.

دومین تاثیر عمده را شهر سنندج و مردمانش از لرهای فیلی(لک , کلهر و ثلاثی ها ی کنگاور و همدان و )که پذیرفته اند و این در گویش آنها بخصوص , واژگان , اصطلاحات و نحو و سپس اشکال دیگر فرهنگی مثلا موسیقی و رقص آنها هویداست . تقریبا آنچه گویش سنندجی یعنی اردلان از کردی سورانی متمایز کرده همین تاثیر زبان و فرهنگ گورانی و زبان و فرهنگ لری فیلی (لکی کلهری, ثلاثی) است . سنندج وامارت اردلان ,نه تنها از سمت جنوب به لرستان فیلی (لک ها و کلهر ها ) ارتباط جغرافیایی و تاریخی داشته بلکه فراموش نباید کرد که از دیرباز در مناطق شرقی سمت همدان (لرهای فیلی تبار منطقه گروس و شهر بیجارو قروه )و حتی سمت شمالی آن متصل به آذربایجان بازهم با لرهای فیلی تبار “چاردولی ” در مناطق تکاب و شاهین دژ که همگی به گویش لکی /کلهری , صحبت می کنند ارتباط داشته است .

جدا از واژگان , دو ویژگی نحوی و گرامری گویش سنندجی , برگرفته از لری است:

* یکی علامت جمع اسامی” گل” هست و در مورد معدود “یل” مثلا : پیاگل و کره یل

*و دوم علامت مضارع استمراری “ای ” مثلا : من الرزم (من می لرزم ), من اشکینم (من می شکنم ) من ایژم (من می گویم ).

گستره کاربری علامت جمع اسامی لری “گل gal/یل yal/ال al”؛ ازکرانه های خلیج فارس تا لرهای فیلی نزدیک بغداد ومنطقه گوران و مشخصا شهرسنندج

3 thoughts on “گستره کاربری علامت جمع اسامی لری “گل gal/یل yal/ال al”؛ ازکرانه های خلیج فارس تا لرهای فیلی نزدیک بغداد ومنطقه گوران و مشخصا شهرسنندج

    1. با تشکر از استاد گرانقدر جناب نورعلی مرادی،که صحبتهایشان باید با اب طلا و در صندوق طلا نگهداری شود (( معمولا چیزهای قیمتی وطلاجات را در صدوق نگهداری میکرند،ولی صحبتها ونوشته جات جناب مرادی هزار بار از طلا قیمتی هستند وبرای نگهدایشان هم تنها صندوقی از طلای ناب لیاقت نگهداری از کلام گهر بارش را دارد. وافرین بر قوم غیور لر وبختیاری که چنین فرزند با غیرتی را دردامان پاکشان پرورندانده وبه تمام اقوام ازادیخواه ایران مخصوصا لرهای عزیز هدیه کرده اند تا از حقوق پایمال شده و از بین رفته شان دفاع ومانع تاخت وتاز شوونیزم داعش گونه نژادپرستان پان فارس که مثل ویروسی بر جان ومال اقوام ایرانی افتاده اند وتمام هستیشان را به تاراج میبرند، البته اقوام سرزمین محروسه ایران در طول تاریخ تحت تجاوز وتاخت وتاز وحشیانه و چپاولگر زیادی قرار گرفته مثل یورش لشکریان اسکند،غارت لشکریان عرب،حمله غرتگران موغول،افغان ازبک ،روس، پرتقالی،انگلیس ووو اما هیچ کدام در ویرانگری وغا رتگری وچپاول تعدی وتجاوز قتل وظلم واجحافی که قوم جعلی وقلابی دری زبان (( که معجونیست از تمامی رانده شدگان وبی پدر مادران سرراهی پرورشگاهی، که رضا خان قلدور جمع اوری وبا اسم پارس اریایی بر اقوام ایرانی مستولی گردانیده،)) در صورتیکه ما قبل از رضا خان بی پدر ومادر نه قومی بنام اریایی داشتیم ونه مردمی بنام فارس داشتیم (( حتی فردوسی در شمارش اقوام ایرانزمین هیچ اشاره ای بر قوم فارس نکرده،(( وما هنوز هم از خصوصیات چنین قومی وادرسش هم که در کجای ایران است،واداب وفرهنگ لباس،غذا،رقص، فلکلو ر،…بی اطلاع هستیم و دقیقا روستایی با مختصات قوم فارس در ایران وجود خارجی ندارد،بلکه در شهرها معجونی از تجمع اقوام مختلف را گردهم جمع کرده واجبارا زبان پارسی را هم برایشان تحمیل کرده وبخیال خودش قوم اریایی نژاد دری زبان تولید کرده، که اگر از همون به اصطلاح فارسی زبانها تحقیق شود صدی ۹۹ شان در یک یا دونسل قبلیش به یک قوم دیگر مربوط بوده که ناچارا برای تکه نانی عازم شهرهای مورد لطف رضا خانی شده ویواش یواش هویتش را فراموش کرده وامر وز به خیالش فارس شده. در صورتی که چندی پیش اشرف غنی رییس جمهور افغان به ایران التیماتوم داد که دست از زبانی که در اصل مال افغانهاست وایرانیان انرا دزدیده اند، و باید به این دزدی پایان دهند ،ولی چه حکمتیست که رژیم ایران چه در زمان رضا پالان وچه ملاها بزور زبان اقوام ایرانی را نابود وبه جایش زبان دزدی شده دری افغانی را جایگزین میکنند. (( ناگفته نماند که در ایران بیش از ۴۰ زبان وجود دارد که هیچ گونه سنخیتی با زبان دزدی دری ندارند،وشاید هم در کلمات عربی که در کل به همه زبانها از طریق کتب دینی وارد شده ودر تمام زبانهای اقوام ایران به ان دلیل کلمات مشترکی باشد ولی دلیل فارسی بودنشان نیست،بلکه عربی هستند، مثلا امکان ندارد یک لر،یا کرد،یا بلوچ یا تالش،یا سنگسری،فیلی،کلهری،زازا، سورانی،… صحبت کنند ویک تهرانی از ان سر در ارد ومتوجه شود، کجا مانده که یک ترک اذری،عرب،گرجی،خلجی،قشقایی،ترکمن، … من نمیدانم گناه این اقوام چیست که باید تمام زبان وفرهنگ وداشته های هزاران ساله شان را به خاطر قوم من در اوردی خیالی (فارس اریا ) فراموش وانکار کنند، تا زبان فارسی پاس داشته شود وبقیه زبانها انکار وترد شوند.البته این نژاد پرستان تازه به دوران رسیده فکر میکنند با انکار وتحقیر دیگر اقوام وتصاحب سرزمینشان خواهند توانست برای همیشه بر اقوام مختلف وسرزمینشان،مستولی شوند،در صورتیکه جغرافیا تاریخ وتمام سرگزشت هر شهر و روستا معلوم است،اگر امروز بزور سرنیزه بتوانند زبان مردم خرم اباد را به فارسی تبدیل کنند ولی در اینده چه ده سال چه صد سال دیگر که مردم لرستان به استقلال برسند در یک شبانه روز مجددا به زبان وفرهنگ خود باز خواهندگشت، در زمان شوروی کومونیستها هم زبان تمام جمهوریها را روسی کرده بودند ولی بعد از استقلال همه ۱۵ جمهوری به زبان اصلی خود باز گشتند،وحتی در یوگسلاوی هم دیکتاتور ژنرال تیتو زبان همه را صربی کرده بود که حالا تمام ۷ جمهوری جدا شده از اشغال صربها به زبان ملی خودشان بر گشته اند، صدام کافر هم در عراق سعی در اسمیله واستحاله کردن اقوام میکرد که بعد از سرنگونی هر قوم به اصالت خود برگشته. لذا خداوند فرموده ظلم را پایدار نخواهد کرد واخر سر عدالت وازادای پیروز خواهد شد، وطللو فرج صبح نزدیک است وفرشته نجات بر دیو غارتگر پیروز خواهد شد.

  1. پانترک عزیز لورررررررررررە. فره گووت خوارد .(حتماً این جمله سنه ایی که لایق این چرندیات است را می فهمی )
    اگر روزی شعور کافی برای تحقیق بیطرفانه و بدون القاهای سیاسی در زمینه های فرهنگ و تاریخ ملل مختلف پیدا کردی می توان در خیلی از مباحثی که مطرح کردید به بحث و تبادل نظر جهت روشنگری پرداخت ولی تا چنین روزی(بسیار دوررررررررررررر) همان جمله اول شایسته مزخرفات بیان شده ات می باشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top