حافظه عمیق مشترک تاریخی لُرها وتصنیف قدیمی "هی نوات هی نواته " !
نورعلی مرادی بئوار الیما
در مطلب قبلی "میرنوروز بختیاری؛بهانه ای برای بازخوانی ادبیات کتبی و شفاهی لری!" گفتم که قصدم از پرداختن به این اشعارکه از شمالیترین تا جنوبیترین نقطهٔ لرستانات، در میان همهٔ لرها مشترکاند وبهاشتباه به این طایفه یا آن منطقه نسبت داده میشوند، تنها تصحیح یک انتساب نیست؛ بلکه میخواهم توجه همتباران لُر را به پرسش مهمتری جلب کنم: این همه اشتراک در ادبیات، موسیقی، رقص، سنتها و آیینها در میان ما لرها از کجا سرچشمه میگیرد؟
به گمان من، پاسخ را باید در جایی عمیقتر از مرزهای امروزیِ مناطق و طوایف جستوجو کرد؛ در یک عمق تاریخی مشترک که این میراث فرهنگی را در گسترهٔ لرستانات به یکدیگر پیوند داده است.
بنابراین،مقام ها , رقص ها ,آواز ها و اشعار و ترانههایی که از یک سوی لرستانات تا سوی دیگر، با تفاوتهایی اندک درگام و واژه و گویش، میان لرها تکرار میشوند، نه صرفاً آثاری متعلق به یک طایفه یا منطقه، بلکه بخشی از" حافظه و میراث مشترک تاریخی" همهٔ ما لرها هستند.
سعی میکنم از این پس ,نمونه هایی از این میراث مشترک که نشانگر حافظه عمیق تاریخی مشترک همگی لرهاست ,از آرشیو فیلم و عکس خود, انتخاب و نشر کنم .یکی از این نمونه های میراث مشترک تاریخی ,تصنیف هی نوات هی نواته " هست که از شمالی ترین مناطق ایران در لوشان گیلان و قزوین که ایلی چگینی حضور دارد تا قلب بختیاری در خوزستان ,لالی مسجدسلیمان تا رامهرمز(رومز )که جایگاه لرهای بختیاری(ایل جانکی) و لرهای بهمئی است ,این مقام و آواز و ابیات زیبا, بین همگی لرها , فارغ گویش و لهجه وایل و طایفه رایج و متداول است و میراث مشترک همگی لرها و نشانگرحافظه تاریخی مشترک لرها در لرستانات است .
ویژگی جالب و پرسش برانگیز این اشتراک فرهنگی نخست این است که این تصنیف گویا فقط در میان چگینی ها مهاجر در مناطق گیلان و قزوین رایج است و نه خاستگاه آنها در خود استان لرستان فیلی ! خاستگاه آنها در استان لرستان فیلی در نزدیکی شهر خرم اباد با مناطق بختیاری و خوزستان ,همسایگی زمینی نداشته و مسافت و فاصله زیادی دارد با اینحال این تصنیف در مناطق بختیاری در خوزستان در منطقه لالی(زادگاه مادری من ) و در رامهرمز مناطق همسایه بختیاری هم مرز با بهمئی و کهگلویه , لرهای جنوب را با شمالی ترین لرها یعنی لرهای چگینی پیوند تاریخی می زند .
ابیات هی نوات هی نواته عمدتا ابیات آوازی هستند که بدون همراهی ساز و با همراهی و همصدایی دیگران و تکرار هی نوات هی نواته خوانده می شوند .

هی نواته زنده یاد حاج ایلدار غیاثوند لوشان
در دو ویدیوی زیر ما,ورسیون و نسخه ای دیگر از تصنیف قدیمی هی نوات را در نواحی لرنشین بختیاری در خوزستان ( لالی ) و رامهرمز(مربچه ) شاهد هستیم
هی نوات باصدای بی وی طوبی حاجیپور اسیوند لالی شهر نفت خیزلالی زادگاه مادری من و خاستگاه گرمسیری ایل اسیوند هست
صفحه مربچه ای ها
فرهادمحمدیان (ولات)
هی نوات باصدای خانم مالکی
در مورد بیتی لری که در مورد رضاشاه در ویدیوی بالا گفته شد لازم است که متذکر شوم این بیت در سرزنش رضا شاه است نه در ستایش او که کم کم سهوا و عمدا تغییر داده شده است .اصل این بیت لری بویراحمدی است که در تمسخر طرز تغییراجباری لباس زیبای لری زنان لربه کت کوتاه و شلوارتنگ توسط قشون حکومتی انجام شد:
کت کوتاه شولارتنگ,داره تماشا(تمسخر قانون)
ای خدا واری بکن تخت رضاشا (تخت رضاشاه را سرنگون کن )
لازم نیست تأکید کنم که در پیِ جنایات و سیاستهای سرکوبگرانهٔ حکومت رضاشاه در قبال جامعهٔ لر، در شعرها، ترانهها و خاطرات شفاهی لرها، نشانی از نفرین و نکوهش او فراوان میتوان یافت؛ اما بعید است بتوان حتی یک بیتِ معتبر از زبان مردم لر یافت که در ستایش او سروده شده باشد.
از همین رو، ابیات و ترانههایی که در سالهای اخیر بهصورت جعلی، دستکاریشده یا با انتسابهای تازه، در پیِ ساختن تصویری متفاوت از گذشتهٔ فرهنگی لرها هستند، نیازمند نقد جدیاند. این روایتهای نوظهور را باید در چارچوب تبلیغات و پروپاگاندای جریانهای ناسیونالیستی فارس، ملیگرایان مرکزگرای ایرانی و سلطنتطلبان بررسی کرد؛ جریانهایی که میکوشند، با ارائهٔ اسناد جعلی ونامعتبر، بخشهایی از ادبیات، موسیقی و میراث فرهنگی لری را به خاندان پهلوی، «آریاییها»، هخامنشیان، کوروش و داریوش، پارسها یا ساسانیان منتسب کنند.
نامیدن «کرنای لری» به عنوان «کرنای هخامنشی» یا معرفی مقامهایی مانند «دوترکهبازی» و «عقیلی» به عنوان مقامهای هخامنشی، نمونههایی از همینگونه جعل های تاریخی و حرکت های مذبوحانه است که باید گوش به زنگ بود و هشدار داد که هدف مصادره میراث فرهنگی لری به نفع ناسیونالیسم مرکزگرای فارس است .
من در مقالهای جداگانه، بهطور مفصلتر به این پدیده و اهداف و کارکردهای آن خواهم پرداخت؛ از جمله اینکه چگونه مصادرهٔ میراث فرهنگی لری میتواند در خدمتِ یکسانسازی، استحاله و مسخ هویت لری و جدا کردن عناصر فرهنگی آن از معنای قومی و تاریخیشان قرار گیرد.
