در همین زمینه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱۴ دیدگاه

  1. تاجیک لفظی که از نظر تاریخی برای افرادی که نژادشون معلوم نیست به کار میره واصلا معنا فارس نداره برای خودت قوم سازی نکن و خود پارس ها مثل ساسانیا از تاجیک برای دشمنانشون استفاده میکردن و در کتاب هایشون تاجیک معنا دشمن میده تا همین دوران قاجار به خود لر ها فرس قدیم میگفتن منابع متعدد هم هست مثل ظن السلطان که کلمه میگه لر ها از نسل ساسانیان اند بعد برای چیزی که تو بهش میگی فارس از لفظ تاجیک استفاده میکنه حالا می خواید اصالت یک قوم برزدید نشاندهنده بی اصالتیتونه اصل پارس همون ساسانیه که به دشمنش میگه تاجیک نه شما که تو کار جعل تاریخید

      1. آن شخصی که این پیام را نوشته است کدام باده نشین کوچی زاده بیسواد است که از فرهنگ تمدن ایران خراسان بزرگ یا آریانا باختر آگاهی ندارد معلوم می‌شود کدام به اصل و نسب است و از بی هویتی سخت رنج می‌برد.
        باید بدانید که تاجیک دهگان فارس آریایی نجیب‌زاده در تمام کتاب‌های تاریخ فرهنگ تمدن از غیرت مردانگی علم دانش خرد شهرنشینی زیبایی برده شده است
        به عنوان مثال
        ناصر خسرو دهلوی
        تاجیک گردن کش لشکر شکن بیشتر نیزه ور شمشیر زن.
        با حضرت فردوسی بزرگ
        یکی تاجیکِ گردِ لشکرشکن،
        براورد گرد از زمین و زمان.
        در این زادمرز و در این زادبوم،
        عرب دیده و ترک و تاجیک و روم،
        هر آن شهر کز مرز ایران نهی
        بگو تا کنیم آن ز ترکان تهی
        وز آباد و ویران و هر بوم و بر
        که فرمود کیخسرو دادگر.
        دریای عمان برآمد کسی سفر کرده هامون و دریا بسی تاجیک دید و روم ز هر جنس در نفس پاکش علوم جهان گشته و دانش اندوخته سفر کرده و صحبت آموخته به هیکل قوی چون تناور درخت ولیکن فرو مانده بی برگ سخت.
        روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد سعدی شیرازی.
        مسلمانان مسلمانان زبان پارسی گویم
        که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به تنهایی.
        بلخی ام من بلخی ام من بلخی ام
        شور دارد عالمی از تلخی ام
        یا جای دیگر در دیوان شمس:
        نعرهء های و هوی من از در روم تا به بلخ اصل کجا خطا کند شمس من و خدای من ترکی همه ترکی کند، تاجیک، تاجیکی کند. من ساعتی ترکی شوم یک لحظ تاجیک شوم که تاج سلطانان شوم که مکر شیطانان شوم گه عقل چالاکی شوم که طفل چالیکی شوم تو تُرکی و من اگر ترک نیستم دانم من این قدر
        که به ترکی است آب سو آب حیات تو
        گر ازین بنده تیره شد ترکی مکن به کشتنم ای ترک تند خو رزق مرا فراخی از آن چشم تنگ توست.
        در پایان می‌خواهم بگم که همین که دیگران به لر ها خر می‌گویند دقیقاً چنین بوده است به همین دلیل شما لیاقت زندگی در شهر بازار اجتماع فرهنگ و تمدن را ندارید اگر داخل فرهنگ و اجتماع شهر شوید آن جامعه فرهنگ نظم نزاکت اخلاق شهری را به گند می‌کشید

    1. سلام
      تاجیک،از تاج و یک میاد چون قدرت دست پارسها بوده همیشه در سرزمین ایران یک معنای فقط میده مثل کولیک روغن یا کولیک ترشی یعنی فقط ترشی یا روغن. پادشاهی کردن و تاج گذاری منحصر به پارسها بوده چه چرندیاتی میبافی. هی لر لر میکنی. البته لرهای با شرف قابل احترامند مثل کریم خان زند

  2. با سلام و ممنون از روشنگری های خوب و راستین شما من خیلی سال پیش از پیرزن و پیرمردهای بختیاری روستایی و عشایردر ایذه همین لفظ تاجیک را می‌شنیدم مثلاً اگر کسی رفتارهای خارج از عرف و مسلک بختیاری انجام میداد میگفتند مگر تاجیکی!! البته در قشر شهرنشین و بچه های امروزی این لفظ کمتر شنیده میشد و میشه یااصلا شنیده نمیشه که معلومه از زمان پهلوی در اثر تلویزیون و احیا کردن لفظ پارس و فارس این واژه ها به جای تاجیک نشسته اند یه شعر قدیمی هم از آقای مرحوم دانشور کیانی قلعه سردی از اهالی دهدز ایذه هستش که میگه بختیاری هدم و بیشه پر شیرونم ایکنم جون به فدای وطنم ایرونم ترک و تاجیک و لرو کرد عرب گگویلمن همه این خلقنه پاره تنم ایدونم که چند سال پیش توسط آقای کوهیار بختیاری خواننده هم خوانده شد و بارها در تلویزیون پخش شد یه شعر هم علیشیر نوایی در ادبیات فارسی داره و میگه اگرچه او ترک بودو من تاجیک ولی داشتیم خویشی نزدیک احتمال اینکه در زمان ساسانیان لفظ تاجیک و لر نبوده و نامها یا نام دیگر به جای این‌ها وجود داشته خیلی زیاد هستش من هم مثل شما علاقه مند و دغدغه مندم و خیلی ساله که دنبال میکنم همین باعث شد رشته درسی ام را تو این زمینه دنبال کنم با تشکر و اینکه یه سوال داشتم ایا شما این فرضیه که میگن آریایی ها(یعنی پارسیها و مادی ها) با عیلامیان و کاسیان ترکیب شدند را قبول دارید یا میگید عیلامی ها و کاسیان در همین مناطق خودشون ماندند وو بدون تغییر نسلشان در مناطق لرنشین ادامه دارد؟؟؟ لطفاجواب

  3. من،خودم،اهل،شیرازم،تاجیکم،وازایل،جلیل،باصری،هستم
    ومن،انسان،بیسواد،وبیشعور،وفاغداطلاعات،اقوام،ایرانی
    نیستم،ومانند،توی،احمق،نژادپرست،نیستم،ومانندتوکه
    توحین،کردی،به،ایل،وقومیت،تاجیک،بندهٔ،به،تمام،لرها
    درودمیفرستم،هم،بختیاری،وهم،لرهای،ممسنی،که،هم
    استان،ماهستند،چون،ماتعلق،به،ایل،بزرک،خمسه،داریم
    واین،ایل،بزرگ،فدرال،خمسه،که،ازچندین،تیرهٔ،وقومیت
    درش،عضوهستند،همه،لرها،وهمه،ترکها،وهمه،تاجیکها
    وهم،عربها،وچون،مادرایل،باصری،که،یک،شاخه،ازفدرال
    خمسه،است،که،حدودأ،اززمان،ناصرالدین،شاهٔ،به،دستور
    مستقیم،خودشاهٔ،درولایت،فارس،این،ایل،تشکیل،گردیدهٔ
    ازآن،تاریخ،تاکنون،ماتاجیکها،درکنارلروعرب،ترک،زندگی
    خوبی،داشتیم،بدونه،هیچ،اختلافات،قومی،وقبیله،ای
    حدود،یکصدوهشتادسال من،میدانم،هیچ،لری،چنین،
    دیدگاهٔ،فتنه،انگیز،راباملت،مادرطول،تاریخ،نداشته،اند
    واین،قصه هایکه،تعریف،میکنی،این،چرندیات،هیچ،
    گونه،پایه،واساسی،نداردتمام،سراسرمحمل،دروغ،استکه
    زایدهٔ،فکربیمارتوی،نژادپرست،استکه،خیلی،احمقانه،یک
    قوم،بزرگ،راتخریب،میکنی،لاعقل،بعدازاین،خواستی،به
    این،چرندیات،بپردازی،لاعقل،از،مردمان،عزیز،لروبختیاری
    برای،مقاصدشوم،وفتنه،انگیزت،استفادهٔ،نکن،
    زندهبادایران،ترک،وتاجیک،وکردوبلوچ،
    ننگ،برفتنه،گر،بی،وطن،

  4. حالا فهمیدم چرا مردم ایران‌شهر و خراسان بزرگ به لرها «خر» می‌گویند 🤣.
    دلیلش همین بی‌سوادی، عقب‌ماندگی، باده‌نیشینی، چوپانی و کوچ‌نشینی‌تان است. شما با گاو، خر، سگ، شتر، بز و گوسفند بزرگ شدید با حیوانات سازگار دارید نه با انسان‌ها و اخلاق، ادب و آدم‌گری را نیاموختید. من تا به حال در هیچ دفتر و دیوانی ندیدم که یک لرِ خر هنر داشته باشد.
    همیشه خر کاری خر ظلم کش بوده 🤣
    و بعد، اگر بخواهید تاجیکِ دهقانِ آریاییِ فارس‌پارس را بشناسید، بروید شاهنامه فردوسی، گلستان سعدی، حافظ و مثنوی معنوی را بخوانید.
    دریای عمان برآمد کسی سفر کرده هامون و دریا بسی تاجیک دید و روم ز هر جنس در نفس پاکش علوم جهان گشته و دانش اندوخته سفر کرده و صحبت آموخته به هیکل قوی چون تناور درخت ولیکن فرو مانده بی برگ سخت.
    روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد
    سعدی شیرازی.
    ناصر خسرو دیلوی
    تاجیک گردن کش لشکر شکن بیشتر نیزه ور شمشیر زن.
    فردوسی
    یکی تاجیکِ گردِ لشکرشکن،
    براورد گرد از زمین و زمان.
    در این زادمرز و در این زادبوم،
    تاجیک دیده و روم،
    هر آن شهر کز مرز ایران نهی
    بگو تا کنیم آن ز ترکان تهی
    وز آباد و ویران و هر بوم و بر
    که فرمود کیخسرو دادگر
    از ایران به کوه اندر آید نخست
    در غرچگان از بر بوم بست.

    و نیز همه دانشمندان شاعران بزرگ چون فردوسی، مولانا جلال‌الدین خداوندگار بلخ، سعدی شیرازی، حافظ، رودکی، ناصرخسرو بلخی، امام ابوحنیفه، امام ترمذی، سلمان فارسی، پورسینا، فارابی، البیرونی خیام نیشابوری رودکی پدر زبان فارسی و صدها دانشمند، ستاره‌شناس، پزشک، فیلسوف، متخصص و شاعر دیگر نیز تاجیک‌ـ‌فارس بوده‌اند.

    حالا من می‌توانم هزاران فحش و ناسزایی را که درباره لرها در. سرزمین‌های ما گفته می‌شود بیان بکنم، شاید منفجر شوید، شاید از آدم‌گری‌تان خجالت بکشید، شاید دیگر وارد شهر و بازار نشوید. اما این اخلاق ما اجازه نمی‌دهد که بیش از این به شما زشت و بد بگوییم.
    همین که فقط لُری خر می‌گویند، کافی است برایتان.

    1. نادان بی ادب اینکه شاعران ایرانی به زبان فارسی معیار که نتیجه حضور عرب و ترک مغول و غیر مغول و افغان تاجیک و پشتون در شهرهای حکومتی و مرکزی ایران و مناطق حاشیه ای آنها بوده شعر گفتن دلیل بر زبان مادری و نژادشون نیست همونطور که وقتی فلاسفه و دانشمندان ایرانی به عربی کتابهایشان رو نوشتند عرب حساب نشدند و نمیشوند مغولان وحشی و تمام سلسله های ترک زبان فارسی دچار دگردیسی شده شهری را زبان دربار خود کردند پس فارس و تاجیک هستن؟ در سرزمینی که اقوام نامتمدن مهاجم به صدها هزار نفر تجاوز کردند آنهم در شهرهای مهم و حکومتی از کدام نژاد جعلی صحبت میکنید؟ همین امروز هم در شهرهای ایران اکثر فارسی گوها ترکیبی منحصر به فرد هستن از اختلاط اقوام مهاحم و مهاجر و ااقوام مختلف ایران و در بهترین حالت در صورت فرهنگ ازدواج فامیلی دارای ژن غالب یکی از اقوام ایرانی از کولیهای یکجانشین شده و نوادگان حرامزاده هایی که در نتیجه هجوم بیگانه متولد شدند هم گذشتیم.اصولا پراکندگی اصلی تاجیکها در تاجیکستان کنونی و افغانستان و خراسان بوده و هست و زبان پارسی ساسانی با زبان فارسی دری تاحیکی کاملا متفاوت بوده. بعد از فروپاشی ساسانیان تمرکز قدرت از جنوب غربی و غرب ایران به سمت شمال غربی و آسیانه میانه منتقل شد و در نتیجه زبان فارسی دری تاجیکی رایج شد و اقوام بسیاری از مناطق تاجیک نشین ایران از خراسان قدیم که شامل بخش بزرگی از شمال شرقی و شرق ایران و بخش بزرگی ازافغانستان کنونی میشده و تاجیکستان و… به مناطق مختلف ایران مهاجرت کردند.قوم فارس یا پارس شامل همه اقوام ایرانی از آذری و گیلک و مازنی تا خراسانی و سیستانی و لر و کرد میشده و حتی فارس یا فرس واژه ای بود که اعراب برای کل ایران به کار میبردن.

      1. درسته که بعداز اسلام مسلمان ها به همه ایرانی ها فارس می گفتن و به همه زبان های ایرانی فارسی می گفتن، اما قبل از اسلام پارس نام یک قومیت بود، اعراب چون ایران رو به نام اون قوم میشناختن به ما ایران می‌گفتن بلادالفارس، بعداز اسلام مفهوم قومیتی پارس ازبین رفت و معربش یعنی فارس شد واژه‌ای برای اشاره به همه ایرانی و کلا مفهوم قومیتی نداشت و معنیش فقط میشد ایرانی

  5. نکته مهم….توجه دوستان.
    ما در افغانستان زبانی به نام دری داریم؟؟
    ولی قوم و تباری به این اسم در افغانستان نداریم..؟؟؟
    در ایرانم ما زبانی به اسم فارسی داریم؟؟
    ولی قوم و تباری به این اسم نداریم…اگه داشتیم؟؟ چرا قوم فارس در جشوارهای اقوام ایرانی شرکت نمیکند؟؟ لباس محلی زنان و مردان قوم فارس چه شکلی است.. کسی میدونه موسقی فکلور محلی قوم فارس در چه دستگاهی اجرا میشه و چند تا مقام داره؟؟ نام دو خوانند موسقی محلی قوم فارس رو نام ببرید دوستان برای آگاهی هرچی بیشتر هموطنان؟؟؟ یک سوال ساده..چرا قوم فارس در جشواره موسقی محلی فجر و دیگر جشوارها شرکت نمیکنه؟؟؟ کسی میدونه؟ مگه میشه یک قوم و تبار از خود یک موسقی فکلور محلی نداشته باشد؟؟مثلا بزنید؟ یکی از مهمترین ستونهای فرهنگی هر قوم و تبار موسقی آن است…..که فارس زبانها آن رو ندارند و دلیلش رو هم سانسور میکنند؟؟؟؟ خودت قضاوت کن هموطن عزیز من.

  6. تاجیک
    /tājik/
    فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده
    ۱. غیر عرب و غیرترک؛ آن‌که به زبان فارسی تکلم کند؛ مردم فارسی‌زبان.
    ۲. فرزند عرب که در عجم پرورش یافته و بزرگ شده باشد. Δ بیشتر در مقابل ترک استعمال می‌شود.
    ۳. طایفه‌ای از نژاد آرین ساکن‌ ترکستان افغان، پامیر، و ترکستان روس که اغلب به زبان فارسی تکلم می‌کنند.

    تاجیک
    لغت‌نامه دهخدا
    تاجیک . (ص ، اِ) غیر عرب و ترک را تاجیک نامند. (شرفنامه ٔ منیری ). تازیک وتاژیک ، بر وزن و معنی تاجیک است که غیر عرب و ترک باشد. (برهان ). || عرب زاده ای که در عجم کلان شود. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). فرزند عرب در عجم زاییده و برآمده را نیز گویند. (برهان ). تازیک و تاژیک ، همان تاجیک مذکور و نیز اصلی است ترکان را، و قیل بچه ٔ عرب که در عجم بزرگ شود. (شرفنامه ٔ منیری ). || نام ولایتی . || طایفه ٔ غیرعربی باشد. || آنکه ترک و مغول نباشد. در لغات ترکی بمعنی اهل فرس نوشته اند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مؤلف فرهنگ نظام آرد: نسل ایرانی و فارسی زبان ، مثال : در افغانستان و توران نژادی هستند که خود را تاجیک می گویند، مبدل لفظ مذکور تازیک است و از آن بعضی از اهل لغت چنین قیاس کرده اند که معنی لفظ مذکور نسل تازی (عرب ) است که در عجم بزرگ شده باشد لیکن صحیح همان است که نوشتم ، و این لفظ در ایران مورد استعمال ندارد فقط در افغانستان و ترکستان به فارسی زبانان آنجا گفته می شود و بیشتر در مقابل ترک استعمال میشودو اصل این کلمه پهلوی تاجیک منسوب به قبیله ٔ تاج است که از قبایل ایران بوده – انتهی . سعید نفیسی در معرفی مردم بخارا آرد: در زمان رودکی شهر بخارا چون دیگر شهرهای ماوراءالنهر شهری بوده است مرکب از نژاد ایرانی و شاید یکی از قدیمترین مداین باشد که نژاد ما در آن رحل اقامت افکنده بهمین جهت مردم آن شهر بجز عده ای معدود از نژادهای دیگر که بعد بواسطه ٔ حوادث بدان جا رفته اند از نژاد ایرانی بوده اند و پارسی زبان ، مخصوصاً از زمانی که بخارا پایتخت سامانیان مرکز ادبیات فارسی شد و امرای آل سامان در رواج این زبان هیچ فرونگذاشتند، بخارا معروفترین مرکز زبان ما شد چنانکه هنوز پس از هزارواَند سال زبان اکثریت مردم بخارا و زبان بازار آن ، زبان پارسیست و هنوز اکثر مردم آن از نژاد ایرانند که امروزایشان را به اصطلاح محلی «تاجیک » می خوانند… (احوال و اشعار رودکی ج ۱ صص ۶۷ – ۶۸). مؤلف همان کتاب درباره ٔ مردم سمرقند آرد: در زمان حاضر جمعیت ولایت سمرقند نزدیک به نهصدوشصت هزار نفر است که بیست وهفت درصدآن از نژاد ایرانیست که امروز به اسم «تاجیک » خوانده میشود. (احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۱۲۰). در لاروس بزرگ آمده : تاجیکان مردمانی هستند که حداقل ۲۵۰۰۰۰۰ نفرند که در مشرق ایران و شمال افغانستان ، در ترکستان روس و همچنین در ارتفاعات ۳۰۰۰ متری فلات پامیر پراکنده اند و بزراعت اشتغال دارند. غالب تاجیکها از نژاد خالص ایرانیند، همه ٔ آنها چادرنشین می باشند، در ایران و افغانستان بکار زراعت اشتغال دارند، و در ترکستان بازرگان یا مالکند و در نزد تاجیکان ترکستان علیا آثاری از آتش پرستی کهن مشاهده میشود. مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: تاجیک در اصل نام قومی از ترکها بودو در این زمان این نام را بیک طایفه ٔ ایرانی الاصل و متکلم بزبان فارسی و مقیم در آسیای وسطی اطلاق کنند. اینان در بلاد به تجارت و صناعت و در قرا و دیه ها به زراعت و فلاحت اشتغال می ورزند و مردمان فعال و مستعد و نسبت به طوایف دیگر مدنی میباشند ولی به اندازه ٔ ترکان و اوزبکان و افغانان و تاتار و اقوام دیگر جسورو سلحشور نیستند و از این رو در نظر اینان حقیر بشمار میروند و مردان دلاور محسوب نمیشوند. و کلمه ٔ «داجیک » که ارامنه به عثمانیان اطلاق می کنند از همین لغت مأخود است . محمد معین در برهان قاطع ذیل کلمه ٔ تاجیک آرد: تاجیک در «ختنی » تاجیک «روزگار نو ج ۴ ش ۳: کشور ختن بقلم بیلی »، در ترکی نیز تاجیک «جغتایی ص ۱۹۴»… «فرای » نویسد: اشتقاق کلمه ٔ تاجیک محتملاً از شکل ایرانی شده ٔ «طایی » (قبیله ای از عرب ) آمده ، باآنکه فیلوت آنرا مشتق از «تاختن » میداند و این قول بعیداست . ترکان نام تاجیک را مانند «تات » به ایرانیان اطلاق می کردند. رجوع شود به «شدر» . استاد هنینگ تاجیک را ترکی میداند مرکب از تا (= تات «ترک » + جیک «پسوند ترکی » جمعاً یعنی تبعه ٔترک و این کلمه را با «تازیک » و «تازی » (و طایی ) لغهً مرتبط نمیداند – انتهی . در دایرهالمعارف اسلام ذیل افغانستان در عنوان «قبایلی که از منشاء ایرانی هستند» از تاجیک بتفصیل سخن رانده شده است . (برهان قاطعچ معین ) : مسلمانان و مشرکان و جهودان و مؤمنان و… ترکان و تاجیکان . (کتاب النقض ص ۴۷۶).
    شاید که بپادشه بگویند
    ترک تو بریخت خون تاجیک .
    سعدی (ترجیعات ).

    عرب دیده و ترک و تاجیک و روم
    ز هر جنس در نفس پاکش علوم .
    سعدی (بوستان ).

    محمدامین گلستانه درمجمل التواریخ در شرح قتل نادرشاه آرد: آنکه از بدوحال نادرشاه تا زمانی که از سفر خوارزم برگشته عازم داغستان شد در امر سلطنت و جهانداری یگانه و از راه و رسم معدلت و عاجزنوازی فرزانه و در سلوک با قاطبه ٔ ایرانی نادر زمانه بود و اهالی ایران نیز از خرد وبزرگ و ترک و تاجیک فدویانه نقد جان را در راه او می باختند. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۸). || تازی . چادرنشین . صحرانشین . || تازیک . دونده . مردم کمرباریک و دونده : اسب تازیک و سگ تازیک . || جبان . ترسنده . || از اهل قبیله ٔ تاج (تاژ، یعنی طی ) و مِن باب اطلاق جزو بکل ، عرب را گویند. و یکی از معانی تاجیک در پهلوی ، تازی یعنی عرب است . رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۷۸ و رجوع به تاجک و تازی و تازیک و تاژیک شود.