کوه و کوهسار در فرهنگ لُری

نورعلی مرادی بئوار الیما

مقدمه :

این مطلب حاضر:کوه و کوهسار در فرهنگ لری؛ در پیوست به مقاله پیشین ام (چرا ایران، عرب نشد؟)در اهمیت جغرافیایی لرستانات است که لازم دیدم به تاریخچه مختصر فقط چند کوه در کوه های بختیاری اشاره کنم .با اینکه جغرافیای لرستانات فقط محدود به کوهستان زاگرس و مردمان لر فقط محدود به اهالی کوهستان نیستند و لرستانات و جامعه لر، هم کوهستان و هم مردمان جلگه و دشت ها و سواحل و بنادرخلیج فارس در خوزستان و بوشهر را هم شامل می شود، اما کوهستان های زاگرس به مثابه دپو و پشتیبان و سنگر دفاعی لرستانات و مردم لر نقش تاریخی پراهمیت تری از دشت ها،بازی کرده آنچنانکه در وقایع متفاوت تاریخی هرچند دشمنان و اقوام همسایه و بیگانه تا حدی به دشت ها و جلگه ها.هم به جهت سهل الوصول بودن منطقه و هم روحیه لرهای غیر ایلیاتی شهری و روستایی این مناطق پست و مسطح، نفوذ کردند اما این کوهستان ها و ایلات لر باشنده آنجا بودند که به منزله سنگر و عقبه و دپوی دفاعی عمل کرده و مانع رخنه بیگانگان و استقرار فرهنگ های بیگانه ( فرهنگ ترکی و عربی )از غرب و شمال غرب به سوی مرکز فلات ایران و در عین حال نیز سد راه گسترش فرهنگ تاجیکی دری (فارسی )از شرق و مرکز فلات ایران(خراسان و مرکز ایران )به سوی غرب و به خود لرستانات و مانع جایگزینی زبان دری به جای گویش های پهلوی (لری ) شده است .
نام ها و اسامی نقطه به نقطه جغرافیای لرستانات و مناطق لرنشین خود گواه تاریخی این مدعاست.
*" کفت مغول کش ":گردنه ای که در آن مغولان کشته شدند!
*"تنگ عرو (عرب ) مرده ": تنگه ای عرب ها در آن مردند!
*تل افغان کشته ":تپه ای که افغان ها در کشتار شدند .
*نال اشکنون ترکل :سربالایی که نعل اسبان قشون ترک شکست و از رفتن بازماندند
*" گردنه تیمسار کشته": گردنه ای که تیمسار رضاشاهی(سرلشکر امیر طهماسبی) در آن هلاک شد .
*"گردنه سرهنگ کشته":گردنه ای که سرهنگ محمدرضاشاه در آن هلاک شد .

۱-که زرده (زردکوه )
که زرده که در فارسی به زردکوه و در لری به زرده موسوم هست با ارتفاع۴۲۲۱ متر پس از کوه دنا، دومین کوه مرتفع در رشته کوه‌های زاگرس است .
زرد، در زبان لری به معنی صخرهاست و دو تا از قله های این کوه نیز به "زرده " و "دوزرده " موسوم هست .از دیگر قله های زردکوه، شاه شهیدان،، هفت‌تنان، کلونچین( کُـلُنچی،،کلنگ چی) چری و کینو،..هست .

۲- قله کلونچین، بلندترین این قله هاست .کلونگ یا کلنگ، تعدادی قلوه سنگ هست که عمودی به ارتفاع نیم متر کمتر یا بیشتر روی هم می چنیند و به منظور نشانه گزاری و مرزبندی است و برچیدن آن در فرهنگ لری حرام و نوعی تابو است . گاها به منظور سوگند و قسم کلنگ را می چنینند .
جنگ معروف به جنگ کُـلُنچی، در دامنه همین قله در کول (تنگه )به همین نام در دامنه زرده بین اسد خان بهداروند (معروف به اسدشاه شیرکش ) بین نیروهای فرانسوی و قوای قاجار درگرفت .دولت قاجار، از وی که حاکمیت وقت منطقه در کف او بود خواست که از لرهای ایل بختیاری بخواهد از جنگلهای بختیاری زغال برای مصرف کارخانه های توپ ریزی فرانسوی ها به سرکردگی ژنرال گاردان فرانسوی مهیا کند . خان به غرور لری اش برخورده از اینکار سرباز زد و جنگی بین وی و دولت وقت و قشون فرانسوی درگرفت .
فرنگی ازبالا و پایین، توپ بارانم می کنند!کی جسارت کرده وگفته که شاه اسد بایدزغال تهیه کند؟؟

فرنگی ز ره ودون توپ وم اریزه که گوده شاه اسدم ذغال بویزه؟
کول به کول، کول خدنگ کول کلنچی فرنگی واتش توپ نلسمه ورچی
کول به کول، کول خدنگ پیوست زرده ریش دراز، حیسه سوار کفن به گرد
کی دیده تدرگ زنه، چله توستون بهداروند اُردی کشه، ره سی لرستون"

مشهور است که شاه اسد بهداروند، برای شکستن محاصره ایل در این تنگه، با ذبح هزاران هزار گله و رمه، پرتگاهی را انباشت و ایل به این ترفند محاصره را شکسته به دژ ملکان رفته موضع گرفتند ..
۳-من در روایتی که خودم شنیده ام بلندترین قله زردکوه، به" ایلوگ" (ایلبگ /ایلخان ) مسمی هست به جهت تسلط اش بر دیگر قله ها وهنچنین یکی دیگر از قله ها به "تعز"(تیز ) مسمی هست که من هردو ی این نام ها را در روایت رسمی و مکتو ب، نمی بینم . یاداوری کنم یکی از معانی تعز(تیز )در زبان لری "قله کوه " هست .

که زرده (زردکوه )

۴-بوه زرده
در بین مردم لر، کوه زرده، به "بوه زرده " مشهور است یعنی پدر زرده یا بابا زرده و این حکایت از جایگاه فرهنگی و ارتباط روحی و معنوی این بلندترین پدیده طبیعی در منطقه بختیاری و در بین مردم لر دارد و حتی قابلیت شفادهندگی برای آن قائل اند آنچنانکه از آنجاکه این کوهسار مرتفع تقریبا در بسیاری از جاها در بختیاری قابل دیدن هست، اگردر کودکی لب ما تبخال می زد، مادربزرگم می گفت: ریته بکو وا زرده، پندلو کو، خو ایبو!(به سمت زردکوه رو کن و لبت را نشون بده خوب میشه)!
البته خواندن کوه ها با نام بابا، ریشه در یک اعتقاد عمیق و فراگیر بشری و فرامنطقه ایی دارد و محدود به لرها نیست آنگونه که من باب مثال ما داریم:
-رشته کوه بابا در شمال افغانستان
-کوه حیدربابا در آذربایجان که دستاویز و بهانه سرودن منظومه شعر حیدربابای شهریار شد
-کوه های بابا موسی در شمال خراسان
-باباکوهی در شیراز
-کوه بابا گرگردر نزدیکی کوه سهند آذربایجان

  • کوه بابا مقصود در نزدیکی سبلان آذربایجان
    -بابا کوه سیاهکل سواحل دریای مازندران
  • بابا کوهی مشهد نزدیک کوه های بینالود

  • -کوه زرده سرچشمه دو رود بزرگ در فلات ایران یعنی زنده رود ورود کهرنگ(کرنگ، کرن کارون ) هست که منشا این رودها یخچال ها و یخ پیرهای عظیم و کهن اندکه هیچگاه آب نمی شوند این یخچال ها به زبان لری "چال " نامیده می شوند

۵-زرده در شعر و ادب لری
وجود این برف و یخچال های همیشگی دستمایه یک شعر لری کهن هست بدین مضمون:
دل من همچون زردکوه، تنها و دردمند است
درد های دلم مثل برف های زردکوه: برف پارسال هنوز آب نشده،، برف امسال روش میشینه، درد کهنه هنوز نرفته،درد تازه، روی درد کهنه میشینه!!

دل مو چی کوه زرده های دردمنده
برف کهنس هنی نرهده، برف نونه ونده
دل مو بی همدمه چی کُه زرده
برف نو اوید سرس، کهنس هنی نرهده

۶-کوه (قله )چری
یکی از قلل یا کوه ها ی رشته کوه زردکوه است .
گویا از آنجا که علف چر و چراگاه مناسبی برای رمه و گله ایلیاتی ها بوده به کوه چرین (چری ) مسمی شده است (؟)
این کوه همیشه مه آلود، و گردنه ایی همیشه برفگیر و خطرناک دارد .
*مه آلود بودن قله کوه چری در بین لرها، زبانزد هست از همین رو آدم های ترشرو که همیشه چهره ایی اخم آلود دارند را به این کوه،تشبیه می کنند و می گویند:

"فلانی منی که چری یه! هی کر منه ریسه!"
"فلانی تیگس منی که چری یه، همیشه،کر منس ونده!"

در زبان لری برای "مه " دو واژه بکار برده می شود ۱-منج ۲-کر
که" کر"، خود دو معنی دارد ۱-مه ۲-چروک
که به کاربردن "کر"، هم در مفهوم مه کوه چری و هم چین و چروک پیشانی، تعبیر و تمثیل ظریفی است .

کوه (قله )چری

۷-اشترانکوه
که شترون یا به فارسی اُشْتُرانْ‌کوه مشهور به آلپ ایران
شهرهای آل گودرز(الیگودرز)، ازنا و درود،در دامنه این رشته کوه هستند
بلندترین قله این رشته‌کوه به نام سنبرون به ارتفاع ۴۱۵۰ متراست .
رود و برکه و چشمه هایی زیادی از دل این رشته کوه می جوشد و از همین رو، مرغزار های فراوان دارد .
کاردولت اتابکان لر، که در ابتدا کوچرو بودند،از دامنه های همین رشته کوه شترون یا اشترون، آغاز و رفته رفته بالا گرفت .
نام کوه شترون یا اشترون ، گویا از آن جهت است که قله های به هم پیوسته این رشته کوه از دور چون قطاری و کاروانی از شتران، به نظر می اید .
البته شتره در لری یعنی غلیان و جوشش و فوران و شتره زیدن یعنی جوشیدن آنچنانکه می گویند: او یا چای، اونی، شتره ازنه و سرمل آکنه (آب یا چایی دارد می جوشد و سرریز می شود ) .
که شاید به خطر جوشش و فوران چشمه بسیار در دامنه این کوه، به این نام مسمی شده است (؟)

اماجالب آنکه، یکی ازانسانی ترین و اومانیستی ترین ابیات فولکلور و کهن و زیبای لری بختیاری، خطاب به این کوه سروده شده است با این مضمون:
"ای اشتران کوه! دوست بدار هرکسی را که دوست ات می دارد!حتی اگر کافر و ملحدی باشد!

دینم بنات ای شترون کو ه
هر که خاسدت بخوس، ار کافری بو

اشترانکوه

۸-کوه منگشت
کوه منگشت که در متون کهن به صورت مانخست و مآنجست آمده را نباید با کوه مانیشت در پشتکوه لرستان یعنی استان ایلام اشتباه گرفت
کوه منگشت در جنوبی ترین حدود خاک بختیاری هممرز با بهمئی درمحدوده شهرستان‌های مالمیر(ایذه)،باغملک و لردگان است
ضرب المثلی در بین لرهای دامنه این کوه رایج هست که بدین مضمون که:"سلا، همه که یل (که ها ) دس منگشته!"
اختیار و فرمان همه کوه ها، در دست منگشت است!

کوه منگشت
کوه و کوهسار در فرهنگ لُری
Scroll to top