یک سوتفاهم ; برتری و چیرگی تمدن ایرانی , فرهنگی بوده است و نه نظامی !

نورعلی مرادی بئوار الیما

برتری و چیرگی (تفوق و اقتدار ) تمدن ایرانی در طول تاریخ , برخلاف تصور زمامداران خودکامه اش در دوران معاصر(پهلوی و جمهوری اسلامی )که ناشی از ناسیونالیسم متوهم ایرانی بوده است ,در حقیقت نه تفوق و اقتدار نظامی بلکه برتری و چیرگی فرهنگی بوده است بخصوص تاریخ ایران پس از اسلام که عمده شهرت و درخشندگی و ژرفایی و آبروی فرهنگی تمدن ایران , متعلق به همین دوران پس از اسلام هست و نه پیش از اسلام .
تقریبا به جز دوران کوتاهی از آغاز ظهور کوچ تاریخی قبیله های آریایی به فلات کنونی ایران در دوران سلسله هخامنشی , به جهت آنکه اغلب پارسی ها را قبایل صحراگرد و طبعا جنگجو تشکیل می دادند, باتکیه برهمین شیوه زندگی قبایلی و روح جنگنده گی . بر همه مردمان متمدن شهری و روستایی بومی فلات ایران
(ایلامی ها و لولوبی ها و کاسی ها) و بین النهرین( بابلی ها و آرامی و آشوری ها)که روحیه صلح جویی و رعیت مآب و غیر جنگنده داشتند ,تفوق یافتند .(که خود این ملت ها نیز در ابتدای امر جماعات بدوی قبایلی جنگجویی بودند که کم کم یکجانشین و متمدن شده وناچار روحیه جنگی و حتی دفاعی خود را ازدست داده و دربرابر قبایل جنگجوی مهاجر تازه از گرد راه رسیده بیگانه آریایی , کاملا بی دفاع و تسلیم شدند ) .پیروزی و برتری و کشورگشایی ایرانی ها در دوران داریوش و خشایارشاه و غیره در عهد امپراطوری هخامنشی , محصول همان شیوه زندگانی صحراگردی و بالتبع روح جنگنده آن قبایل صحراگرد مادی و پارسی بود ,
اما همین ایرانیان آریایی نیز بالاخره پس از چندی در مردمان بومی و محلی صاحب تمدن شهری و روستایی حل شدند و متمدن شدند و فرهنگ و روحیه نرم رعیت مابانه آنان را اخذ کردند آنچنانکه کم کم شکست های سخت از مردمان مهاجر تازه واردی خوردند که زندگانی صحراگردی قبایلی و روحیه جنگندگی داشتند همچون قبایل صحراگرد پارتی در خراسان که دولت اشکانی را تشکیل دادند .سپس همان هانیز پس از چند قرن یکجانشین و متمدن و شهری شده از ساسانی شکست خوردند که ریشه و پشتوانه قبایلی داشتند و تبارشان به اکراد (عشایر ) فارس می رسیدکه محتملا لرهایی کنونی ایالت فارس بوده اند . و این چرخه قدرت برهمین منوال و الگو پس از اسلام نیزهمینطور تکرار شد .
قبایل عرب مسلمان آمدند و بر ایران مسلط شدند , سپس قبایل ایرانی دیلمی ,سلسله ال بویه را تاسیس کردند,سپس قبایل صحراگرد ترک و مغول پیایپی آمدند و سلسله تاسیس کردند . سپس قبایل لر به رهبری کریمخان زند سلسله الواریه(لرها )را تاسیس کردند .سپس قبایل قزلباش که صفویه را تاسیس کردند وهمچنین قبیله قاجار دولت قاجار را بنیان گذاشتند و حتیدرآخر که نیز سقوط نسبی قاجار در قیام مشروطه نیز با فتح تهران بدست طوایف لربختیاری رقم خورد. .
از آن پس در دوران مدرن معاصر هست که با پایه گزاری دولت -ملت به شیوه اروپایی , برای نخستین بارسیستم ارتش مدرن به جای نیروی عشایری , بر پایه سرباز گیری اجباری باب می شود . ورگرنه پیش از آن هزاران سال روال چنین بود که قبایل جنگجوی خودی یا بیگانه آمده بر مردمان شهری و روستایی فلات ایران که روحیه نه جنگی و نه دفاعی داشته , مسلط شده و سلسه فرمانروایی خود را تشکیل داده اند آنچنانکه به یک قاعده تبدیل شده بوده نه تنها در خاورمیانه بلکه در کل قاره اسیا و آفریقا به جز قاره اروپا ..

چرا که همچنانکه در مقاله ای قبلا شرح داده ام برخلاف قاره آسیا و آفریقا , در قاره اروپا و درغرب, از دوران باستان یونان و روم تا دوران مدرن , یک سنت کهن سربازگیری نظامی از مردمان ملکی ( شهروند عادی ) دایما و به طور سیستماتیک وجود و دوام داشته , شاید چون قاره اروپا فاقد طبقه ای تحت نام عشایر صحراگرد بود که نیروی نظامی را تامین کند یا که سلسله ای را برکنار یا جایگزین کند . اما برعکس در قاره اسیا و آفریقا به موازات شیوه زندگی یکجانشینی شهری و روستایی که عمدتا شهری و روستایی ,فاقد روحیه جنگی و حتی دفاعی بودند
,شیوه چند هزارساله زندگانی کوچ نشینی که مردمان جنگجو و ستیزه گر , تربیت می کرد, همواره تداوم و تداول داشت .به همین سبب درنبود یک ارتش منظم و دایمی , این قبایل و طوایف قومی ترک و ترکمن و عرب و کرد و افغان (پشتتون ) دیلمی و لر بود بودند که نقش ارتش را بازی میکردند , دفاع می کردند , تهاجم می کردند , کودتا می کردندو سلسله ها را عوض می کردند. و حاکمیت همیشه از آن همین طوایف صحراگرد بود و وظیفه سپاهیگری فقط از آنها بر می آمد و نه از شهری یا روستایی تات و تاجیک و فارس زبان دهقان و پیشه ور !
از همین رو شاید برخی ندانند که حداقل طی بیش از هزار سال گذاشته ,قاطبه مردم شهری و روستایی ایران( عمدتا تاجیک ها یا همین فارس های امروزی ) از دادن عسکر و سپاهی و جنگیدن چه تهاجم چه دفاع , معاف بوده اند . چرا که هیچکس از مردم شهری و روستایی چنین قابلیتی چشم داشت نداشت . آنها مالیات میدادنداما قبایل حداقل در زمان جنگ از دادن مالیات مبرا بودند و درعوض موظف به سپردن قوای انسانی و نظامی بودند .

در امپراطوری عثمانی نیز که نظام دولتی آن برگرفته از دیوانسالاری ایرانی بود نیز , رعیت به دو بخش تقسیم می شد “رعایا” و “برایا”
رعایا, مردم شهری و روستایی مسلمان و ایضا اهل ذمه بودند که مالیات های متعدد نقدی و جنسی میدادند و جزیه و خراج و عشور ..
برایا, کسانی که مالیات نمی دادند:سیفیه , علمیه , کلامیه , منسوبان به حکومت , قضات ,دیوان سالاران , دبیران منشیان , بوروکرات ها , روحانیان , عساکر و سربازان ,
در عثمانی یک تفاوت بود که در کنار بکارگیری قبایل ترکمن و اکرادو اعراب , به تاسی و تاثیر اروپاییان, اما آنها نیز یک شبه ارتش منظم تحت نام ینی چری (ارتش جدید ) نیز تاسیس کردندکه اغلب نه از قبایل و عشایر که از میان کودکان و نوجوانان مسیحی تازه به دین اسلام درآمده سربازگیری می کرد .
جمع بندی
نتیجه آنکه , برتری , چیرگی , شهرت تمدنی ایرانی و از همه مهمتر احترام و تکریم تاریخی جهانیان نسبت به مدنیت ایران نه به خاطر تفوق و قدرت نظامی تاریخی آن است که تصوری خطاست و محصول یک سوتفاهم و توهم تاریخی ناسیونالیسم ایرانی در دوران معاصر است, بلکه این حرمت و تکریم به خاطر ژرفای معنوی فرهنگ و تمدن ایرانی یعنی شعر و ادب و عرفان و ظرافت و نازکی زبان و ادب دری (فارسی ) است نه هیچ چیز دیگر !همین سوء برداشت ملی گرایی ایرانی , سبب گنده گویی ها و بلندپروازی های پرهزینه نظامی رژیم های خودکامه ایران هم دوره پهلوی و هم حکومت اسلامی شده است که بهای سنگین این سوه برداشت را مردم بیگناه پرداخت می کنند

یک سوتفاهم ; برتری و چیرگی تمدن ایرانی , فرهنگی بوده است و نه نظامی !
Scroll to top