نورعلی مرادی بئوار الیما
شاهان ایرانی که با کمک خارجی به قدرت رسیدندو بالعکس!
از آنجا که من بچه اصفهانم , طبعا بارها و بارها به بناهای تاریخی اصفهان بخصوص بنای چهلستون سرزده ام ! باز طبعا,پس از قبولی ام در رشته باستان شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران, این علاقه ام به بازدید مجدد بناهای اصفهان , بیشتر شد . یکی از منظره های دیدنی در تاریخ چهلستون , منظره نقاشی عهد صفوی صحنه بزم و میگساری و رقص مجلس شاه تهماسب یکم صفوی و همایون شاه, امپراتورمغولی(گورکانی ) هندوستان است که تخت و تاج خودرا به رقیب اش باخته و به ایران گریخته و پناهنده شده بود . او از پادشاه صفوی , به عنوان یک دولت بیگانه اما همسایه برای لشکرکشی به سرزمین اش و بازستاندن تخت پادشاهی اش , کمک خواست .
شاه صفوی ۱۲ هزار سپاهی و ۳۰۰ کهنه سرباز با قورخانه , همراه او کرد تا تاج و تخت خودرا پس گرفت .گویا شاه تهماسب در قبال این کمک, قول گرفت که اگر همایون شاه به یاری سربازان ایرانی پیروز شود , در عوض ولایت قندهار به ایران واگذار شود .
همچنین بالعکس در تاریخ کم نبوده اند,شاهان ایرانی که با کمک خارجی به قدرت رسیدند!همچنانکه سلاطین بیگانه که با دخالت شاهان ایرانی به قدرت رسیدند !
در تاریخ ایران، این الگو بارها تکرار شده است:پادشاه یا مدعی قدرت از نیروی خارجی کمک میگیرد تا به قدرت برسد.یا قدرتی خارجی از یک مدعی حمایت میکند تا نفوذ خود را گسترش دهد.یا برعکس، ایران به مدعیان دیگر کشورها کمک میکند تا به سلطنت برسند.این نشان میدهد که:اتکا به نیروی خارجی برای کسب یا بازپسگیری قدرت، پدیدهای تاریخی و تکرارشونده است,اما تقریباً همیشه با پیامدهای سیاسی، وابستگی، یا درگیریهای بعدی همراه بوده است.
در تاریخ چند هزارساله ایران (چه در روایتهای اسطورهای و چه در تاریخ مستندِ پیش و پس از اسلام) نمونههای مشخص و مهمی وجود دارد که در آنها مدعیان قدرت برای رسیدن به تاجوتخت از نیروی خارجی کمک گرفتهاند، یا برعکس، شاهزادگان و پادشاهان دیگر کشورها از ایران یاری خواستهاند. این پدیده اصلاً نادر نیست و در بسیاری از دورهها تکرار شده است. چند نمونه شاخص:
دوران اسطوره ای و عصر میتولوژی
- کیخسرو در شاهنامه
کیخسرو، فرزند سیاوش، در سرزمین توران (دشمن ایران) بزرگ میشود. بعداً با حمایت تورانیان و همراهی پهلوانان ایرانی به ایران بازمیگردد و به قدرت میرسد.
این روایت نشان میدهد حتی در اسطورهها نیز «بازگشت به قدرت با اتکا به بیرون» یک الگوی شناختهشده بوده است. ایران باستان (پیش از اسلام)
*کوروش بزرگ
کوروش در آغاز قدرتگیری، از نارضایتی و همراهی برخی نیروهای غیر پارسی و تابع امپراتوری ماد استفاده برد تا به قدرت برسد .
این نمونه بیشتر «ائتلاف داخلی-خارجی» است تا کمک مستقیم خارجی، ولی نشاندهنده اهمیت نیروهای بیرونی در تغییر قدرت است.
*اردشیر سوم (در سیاست خارجی)
اردشیر سوم با دخالت نظامی در مصر، شاه مورد نظر خود را بر سر کار آورد
پادشاهان هخامنشی گاهی در منازعات داخلی سرزمینهای دیگر دخالت میکردند و به یک مدعی قدرت کمک میدادند تا در آن کشور به سلطنت برسد.
این همان حالت معکوس کمک ایران به دیگران برای رسیدن به قدرت است.
دوره اشکانی و ساسانی
برخی شاهزادگان ایرانی برای رسیدن به قدرت به امپراتوری روم پناه میبردند
و با حمایت روم باز گشتند.همانطور که می بینیداین یک الگوی تکرارشونده بوده و نه یک مورد خاص!
*تیرداد اول
تیرداد پادشاه ارمنستان با حمایت امپراتوری اشکانی به پادشاهی ارمنستان رسید.
نمونه واضح از اینکه ایران به یک شاه در کشور دیگر کمک میکند تا به قدرت برسد.
*شاپور سوم
این پادشاه ایرانی نیزبرای از میان برداشته رقبای ایرانی اش از امپراطوری روم کمک نظامی خواست .
*خسرو دوم
پس از برکناری خسرو دوم ، او به امپراتوری بیزانس پناه برد و با کمک نظامی امپراتور بیزانس دوباره به قدرت رسید.
یکی از روشنترین نمونههای تاریخی که یک شاه ایرانی با کمک نیروی خارجی به تخت بازمیگردد.
- قباد اول
قباد اول پادشاه ساسانی ,توسط اشراف برکنار شد,به هپتالیان پناه برد و با کمک آنها دوباره شاه شد!
نمونه بسیار مهم از اتکا به نیروی خارجی
در این دوره ایران و روم هر دو شاه تعیین میکردند! - حاکمان یمن در دوره ساسانی
ایران برای مقابله با نفوذ امپراتوری بیزانس ,در یمن دخالت کرد و حاکمان مورد نظرش را سر کار آورد.
نمونه مهم از «کمک خارجی برای قدرتگیری» *سیف بن ذی یزن حاکم یمن
این پادشاه یمن , با شکست از حبشی ها , از ساسانیان کمک خواست و با کمک ایران، وی ,حبشیها را شکست داد و به قدرت رسید
نمونه بسیار روشن و مستند از دخالت ایران برای به دولت خارجی *پس از اسلام
از نمونه هایی که در خاک خود ما لرستانات که رخداده اگر بگذریم, همچون :
-سلمان فارسی رامهرمزی (رومز خودمون ) که اعراب مسلمان را تشویق به حمله به ایران کرد!
-و ده ها فرد بومی که “راه بلد” دشمن عرب مسلمان به خاک خودی شدند و هم اکنون مزارشان امامزاده شده ومعروف به “پیر بلد” در شوشتر و نهاوند و …
تهاجم مغول به تشویق خواجه نصیرالدین طوسی ایرانی شیعه !
*تشویق و ترغیب مغول ها توسط دانشمند ایرانی و شیعه خواجه نصیرالدین طوسی, برای تجاوز به ام القرای اسلامی !!
تشویق خواجه نصیرالدین طوسی دانشمند شیعی ایرانی درتحریک مغولان برای سقوط و نابودی خلافت سنی عباسیان که به قتل عام مردم بغداد و سقوط تمدن اسلامی و افول عصر طلایی تمدن اسلامی منجر شد .
در تشویق و ترغیب هلاکو خان مغول به تهاجم و نابودی ام القرای جهان اسلام آن روز, دو فرد شیعه ایرانی وشیعه عرب نقش عمده داشتند یکی خواجه نصیرالدین طوسی و دیگری ابن علقمی وزیر شیعه و عرب تبار خلیفه المستنصر بود که از سر عقده ای که به مسلمانان سنی داشتند این بلا را به جان جهان اسلام آن روز افکندند و با ارسال مراسلات به عظمای تاتاران (سران مغولان ) و تشوق و ترغیب آنها برای دست اندازی به خلافت اسلامی, سبب آن فاجعه عظیم شدند.
*شاه اسماعیل صفوی
اشغال ایران بدست شاه اسماعیل صفوی با کمک خارجی
شاه اسماعیل , موسس دولت دولت شیعی صفوی , برای به قدرت رسیدن و غلبه بر مردم غالبا سنی ایران از نیروهای خارجی شیعه قزلباش (ترکیبی از قبایل ترکمن,کرد , زازا و عرب تبار آناتولی و اطراف در عثمانی ) استفاده برد . وی ترکمنان قزلباش شیعه غالی را که مریدان پدر و پدربزرگش بودند را از خاک عثمانی به ایران فراخواند و بلای جان مردمان ایران که عمدتا سنی بودند کرد .
این حمایت خارجی عملا به تغییر ترکیب جمعیتی ایران انجامید و نزدیک یک میلیون ایرانی سنی به هند و عثمانی و ماوراالنهر و سواحل خلیج گریختند و با طوایف عمدتا ترک زبان عثمانی جایگزین شدند . به همین ترتیب طوایف عرب شیعه عراقی را هم که مهاجرت شان از دوره حکومت شیعی آل مشعشع (حکومت ۸۴۵ تا ۹۱۴ق) به خوزستان ایران آغاز شده اما در دوران صفویان با دعوت دولت صفوی اوج گرفت و دردوره قاجار دوام یافت را به این لیست باید اضافه کرد .این اعراب مهاجر عراقی شیعه که از ظلم عثمانی و به دعوت صفوی و سپس قاجار و برای کمک به آنها به ایران آمدند و به اعراب حویزه ابتدا موسوم شدند.اندک اندک تا میانه خوزستان پیش روی کرده و هم اکنون نیمی از جمعیت و مساحت خوزستان را فراگرفته اند . همچنین دستجات شیعی لبنانی که حکومت صفوی از جبل عامل لبنان فراخواندند که اغلب آخوندهای دینی صفوی از همین جماعت جبل عاملی بودند .
البته این کمک خارجی , بیشتر یک شبکه قبایلی فراملی بود تا «دولت خارجی»، اما نقش بیرونی آن قبایل در قدرتگیری و ماندگاری صفوی و حکومت های بعدی بسیار مهم است.
وضعیت آن روز بسیار شبیه هست به وضعیت امروز که حکو مت جمهوری اسلامی از متحدان شیعی خود در خارج از مرزهای ایران در سرکوب ایرانیان یاری جسته, همچون: هزاره های لشکر فاطمیون افغانستان و همچنین هزاره های لشکر زینبیون پاکستان و ایضا لشکر حشد الشعبی که اعراب شیعه عراقی اند و همچنین دستجات شیعه اصالتا آذربایجانی تبار از مناطق مرزی قارص و ایغدیر ترکیه و همچنین دستجاتی از حزب اله که هویتی شیعی لبنانی دارند که درجهت سرکوب ملت ایران در داخل ایران استفاده از آنها استفاده برده و می برد که شباهت تام به استراتژی دولت شیعه صفوی داشته که از طوایف شیعی مهاجر ترک آناتولی و عرب عراقی و ایضا شیعی جبل عاملی لبنانی برای سرکوب و کنترل وپروژه شیعی شدن اجباری ایرانیان استفاده برد که سرانجام هم به تغییر مذهب و هم به دگرگونی ترکیب قومی جمعیتی جامعه ایران انجامید .
که اینها همه نشانگر آن است که حکمت جمهوری اسلامی ایران , یک نظام حکومتی پیشامدرن مبتنی بروابستگی هایی دینی, مذهبی است(امت ) و نه یک نظام مدرن مبتنی بر وابستگی هایی قومی و نژادی و ناسیونالیسم ملی (ملت ) . و اساسا حکومت هایی چون حکومت جمهوری اسلامی ایران یا امارت اسلامی افغانستان,مصداق هایی ازبازگشت به نظام پیشامدرن یعنی حاکمیت نه مبنی بر هویت ملی(قومی ) بلکه مبنی بر ایده ولوژی دینی -مذهبی است و ما اگر در هردوی این نظام ها, اما هنوز تعلقات قومی-ملی همچون پشتون گرایی یا فارس محوری می بینیم از تاثیرات عمیق نظام های مدرن ملی گرایی قبل از(نظام پهلوی و نظام پادشاهی افغانستان ) آنهاست که درساختار جامعه , که خود هردوی این نظام بخشی از آن جوامع اند , باقی مانده است .
وضعیت آن روز بسیار شبیه هست به وضعیت امروز که حکو مت جمهوری اسلامی از متحدان شیعی خود در خارج از مرزهای ایران در سرکوب ایرانیان یاری جسته, همچون: هزاره های لشکر فاطمیون افغانستان و همچنین هزاره های لشکر زینبیون پاکستان و ایضا لشکر حشد الشعبی که اعراب شیعه عراقی اند و همچنین دستجات شیعه اصالتا آذربایجانی تبار از مناطق مرزی قارص و ایغدیر ترکیه و همچنین دستجاتی از حزب اله که هویتی شیعی لبنانی دارند که درجهت سرکوب ملت ایران در داخل ایران استفاده از آنها استفاده برده و می برد که شباهت تام به استراتژی دولت شیعه صفوی داشته که از طوایف شیعی مهاجر ترک آناتولی و عرب عراقی و ایضا شیعی جبل عاملی لبنانی برای سرکوب و کنترل وپروژه شیعی شدن اجباری ایرانیان استفاده برد که سرانجام هم به تغییر مذهب و هم به دگرگونی ترکیب قومی جمعیتی جامعه ایران انجامید .
که اینها همه نشانگر آن است که حکمت جمهوری اسلامی ایران , یک نظام حکومتی پیشامدرن مبتنی بروابستگی هایی دینی, مذهبی است(امت ) و نه یک نظام مدرن مبتنی بر وابستگی هایی قومی و نژادی و ناسیونالیسم ملی (ملت ) . و اساسا حکومت هایی چون حکومت جمهوری اسلامی ایران یا امارت اسلامی افغانستان,مصداق هایی ازبازگشت به نظام پیشامدرن یعنی حاکمیت نه مبنی بر هویت ملی(قومی ) بلکه مبنی بر ایده ولوژی دینی -مذهبی است و ما اگر در هردوی این نظام ها, اما هنوز تعلقات قومی-ملی همچون پشتون گرایی یا فارس محوری می بینیم از تاثیرات عمیق نظام های مدرن ملی گرایی قبل از(نظام پهلوی و نظام پادشاهی افغانستان ) آنهاست که درساختار جامعه , که خود هردوی این نظام بخشی از آن جوامع اند , باقی مانده است .
*همایون شاه گورکانی , پادشاه هند
نمونه کلاسیک از «درخواست کمک از ایران برای بازگشت به سلطنت».
یکی از منظره های دیدنی در تاریخ چهلستون , منظره نقاشی عهد صفوی صحنه بزم و میگساری و رقص مجلس شاه تهماسب یکم صفوی و همایون شاه امپراتورمغولی(گورکانی ) هندوستان است که تخت و تاج خودرا به رقیب اش باخته و به ایران گریخته و پناهنده شده بود . او از پادشاه صفوی , به عنوان یک دولت بیگانه اما همسایه برای لشکرکشی به سرزمین اش و بازستاندن تخت پادشاهی اش , کمک خواست .
شاه صفوی ۱۲ هزار سپاهی و ۳۰۰ کهنه سرباز با قورخانه , همراه او کرد تا تاج و تخت خودرا پس گرفت .گویا شاه تهماسب در قبال این کمک که اگر همایون شاه به یاری سربازان ایرانی پیروز شود , قول گرفت که در عوض ولایت قندهار به ایران واگذار شود .
جالب است که بدانیم در متون تاریخی در ذکر سپاهیان پادشاهان گورکانی هند , درکنار سوآران سیستانی و پشتتون و فلان و بهمان و غیره ذکر نام سواران زبده “لر ” هم رفته است که به گمان من باید از زمره همین سواران گسیل شده از سوی پادشاه صفوی اند که در آنجا ماندگار شده اند یا شاید هم بعدها با نادرشاه افشار جزوه طوایف لر که به اتحادیه ایلی افشار پیوستند , به هند رفته باشند .یا اینکه هردو ؟
دورههای متأخرتر
فتحعلی شاه قاجار و رقابت قدرتهای خارجی
در دوره قاجار، دخالت روسیه و بریتانیا در تعیین و تثبیت قدرت در ایران بسیار پررنگ شد.
اگرچه کمتر به شکل «دعوت مستقیم نظامی»، اما عملاً حمایت خارجی نقش تعیینکننده داشت.و برای به سلطنت رسیدن ولیعهد مثلا عباس میرزا , حمایت روس و انگلیس شرط لازم بود .
*کودتاهای پهلوی پدر و پسر باحمایت آشکار انگلستان و امریکا !
حمایت انگلستان از کودتای رضاشاه و حمایت امریکا از کودتای فرزندش در به قدرت رسیدن این پدر و پسر اظهر من الشمس است .
*ابراز شادمانی روح اله خمینی از اشغال ایران بدست روس و انگلیس
دریک فایل صوتی منتشرشده از جوانی های روح اله خمینی به مناسب اشغال ایران به توسط روس و انگلیس و تبعید رضاشاه , روح اله خمینی بدون تقبیح عمل اشغالگران , از تبعید رضاشاه ابراز خرسندی می کند !
در دوران معاصر
کمک های دوره معاصر اخیر در حکومت پهلوی از:
- کمک های نظامی رژیم پهلوی به عمان برای سرکوب قیام مردمی منطقه ظفار _ کمک نظامی به دولت پاکستان برای سرکوب قیام بلوچستان پاکستان
-کمک نظامی تمام عیار به گروه های مسلح و تجزیه طلب کرد به رهبری بارزانی و پناه دادن به او و نیروی های مسلح او که به دخالت نظامی در عراق تحت رهبری صدام حسین انجامید .
*صدام حسین و کمک به سلطنت طلبان و ملی گراها و مجاهدین و تجزیه طلبان !
تقریبا همگی قبل و پس از انقلاب اسلامی با دولت اشغالگر عراق به رهبری صدام حسین که به ایران تجاوز کرده بود ,روابط عمیق داشته و به عراق سفر کرده و هماهنگ با دولت اشغالگر عراق علیه جمهوری اسلامی ایران اقدام هماهنگ داشته اند .
روز ۶ اکتبر/ ۱۴ مهر، (دو هفته پس از آغاز جنگ)، الین شیولینو خبرنگار هفته نامه نیوزویک در تهران اطلاعاتی را دربارهٔ فعالیتهای اپوزیسیون خارج از ایران در اختیار لمپورت گذاشت.
شیولینو عنوان کرد: «اویسی کاملاً مخالف عراق نیست، ولی بختیار همچنان امیدوار است که از عراق به عنوان سکوی پرشی برای بازگشت به قدرت استفاده کند. اخیراً از بختیار پرسیدهاند که همکاری با عراق چگونه با ناسیونالیسم تطابق دارد؟ او گفتهاست: چون او ناسیونالیست است، وظیفه او نخست جنگ با خمینی است و بعد حفظ ایران از تجاوز عراق.»
-غلامعلی اویسی ,ارتشبد سابق و فرماندار نظامی تهران در ماههای آخر حکومت پهلوی, و بهرام آریانا , او نیزاز ژنرال های بلندپایه دوره پهلوی و شهریار شفیق,افسر نیروی دریایی و از بستگان خاندان پهلوی. از مشهورترین چهرهای سلطنت طلب که پس از سقوط شاه, به عراق سفر کرده با دولت صدام حسین بر علیه حکومت جمهوری اسلامی در ارتباط بودند .همچنین بسیاری از اعضای شبکه نظامی طرح کودتای مثل نوژه که از ارتشیان سلطنت طلب بودند پس از پس از شکست کودتا ، به عراق گریختند.
- سفر شاپور بختیاری ( ملی گراها ) به عراق و همکاری با صدام
-سفر دکتر محمد زهتابی, ناسیونالیست ترک آذربایجانی به عراق و همکاری با صدام.دکتر محمد زهتابی زمان صدام حسین در کنفرانسی از سوی حزب بعث در بغداد شرکت کرده گفت :من به عنوان دوازده میلیون ترک ایران به شما درود میفرستم . او در چند سال قبل از هجوم عراق به ایران در کنفرانس سال ۱۳۵۴ بغداد به عراقی ها گفت : اگر شما به ایران حمله کنید ترک های ایران استقبال خواهند کتد .
-سفر فریدون فرخزاد (تحت نام کمک به اسرای ایرانی ) به عراق در زمان جنگ
همکاری نظامی “احزاب پانکرد ایرانی “و “سازمان مجاهدین خلق” با ارتش عراق و صدام حسین در جنگ تحمیلی بر همگان آشکار است و نیاز به بازگویی نیست
در چند دهه اخیر ,
دخالت های نظامی حکومت جمهوری اسلامی اظهر من الشمس است که به کشورهای همسایه منحصر نبوده و بلکه فراتر رفته و اهداف مختلفی در همه خاورمیانه از افغانستان و عراق و عراق و جمهوری آذربایجان و دول خلیج فارس و لبنان و سوریه و اسراییل و فلسطین و حتی اروپا و آرژانتین و امریکا را فراگرفت که در حوصله این نوشتار نمی گنجد .
این موارد نشان میدهد که؛ این پدیده استثنا نیست، بلکه قاعده تاریخی است
و در بسیاری از دورهها، «قدرت داخلی» بدون «حمایت خارجی» ناممکن بوده است.
در تاریخ ایران ,چه در نقش «کمکگیرنده» و چه «کمکدهنده»,بارها دیده میشود که بازیگران سیاسی برای رسیدن به قدرت از نیروهای خارجی استفاده کردهاند.
اما تقریباً در همه موارد، این کمکها «رایگان» نبودهاند و معمولاً به نوعی وابستگی، نفوذ خارجی، یا بحرانهای بعدی منجر شدهاند.

شاه صفوی ۱۲ هزار سپاهی و ۳۰۰ کهنه سرباز با قورخانه , همراه او کرد تا تاج و تخت خودرا پس گرفت .گویا شاه تهماسب در قبال این کمک, قول گرفت که اگر همایون شاه به یاری سربازان ایرانی پیروز شود , در عوض ولایت قندهار به ایران واگذار شود .




