نورعلی مرادی بئوار الیما
یادم هست که در جوانی عشق و اشتیاق به کتاب و تالیفات مورخ و نویسنده خوش قریحه کرمانی , باستانی پاریزی , مرا کتابخوان و مشوق به کتابخوانی کرد .همه کتب این استاد را خوندم و از بر بودم !! حیران و شیفته اش بودم و البته دلخور ازش که چرا در تالیفات اش اغلب از اقوام غیر فارس , همچون ترک و بلوچ و کرد و لر,به صفت غارتگرانی یاد کرده که در طول تاریخ هزارسال اخیر , همیشه , جان و مال و ناموس و زراعت و سرمایه تاجیک ( فارس ) کویرنشین مرکز ایران را چپاول کرده اند .
سالها بعد وقتی که دانشگاه تهران در رشته باستان شناسی قبول شدم و دانستم که دپارتمان تاریخ درست جنب دپارتمان باستابننشناسی است و استاد باستانی پاریزی آنجا تدریس می کند , بی فوت وقت سر کلاس اش رفتم . استاد سخت پیر بود و کلاس درس اش برعکس کتاب هایش, چنگی بدل نمی زد ! وقتی که کلاس تمام شد در قفای استادرفتم و از ارادت سالیان سال خودم به ایشان و نوشتجات شان گفتم و آخرسر عقده دل گشادم و گله کردم که شما نوشته اید که : مشروطه “بختیاری گیر” شد ! یعنی بختیاری ها , به اسم مشروطه مملکت را و همه مناصب وزارت و وکالت اکثری ت ولایت ایران منجمله کرمان را قبضه و چپو کردند ! شما نوشته اید که خوانین لر بختیاری , که حاکمان کرمان بودند کلاه نمدی خود جلوی رعا یا ی فارس می گرفتند و می گفتند : پرس پیل کو ( پره پولش کن )!
یا اینکه در وصف غارتگری ترکان از کتاب تاریخ کرمان در عهد سلاجقه شاهد آورده اید که چون فصل درو غلات زارع تاجیک (فارس ) کرمانی فرا میرسید و موسم مالیات , از بن هر خوشه گندم سواره ای ترکمن و از بغل هر ساقه جو پیاده ای ترک , برای استاندن باج و خرج , بر سر کرمان خراب می شد !
شما چطور این همه بیعدالتی و ظلم و جور چندصدسال پیش را می بینید اما سرقت و چپاول نفت لرها ی محروم را که خرج آبادانی کرمان شما و همتباران فارس تان در یزد و تهران و مشهد و اصفهان شده نمی بینید ؟ شما گفته اید که بعد مشروطیت لرهای بختیاری همه مناصب دولتی را در ایالات ایران غصب کردند , الان چطور است که همه فارس های کرمانی و اصفهانی ایزدی و مشهدی و ..همه مناصب لشکری و کشوروی و سیاسی و اقتصادی را در اختیار خود دارند و لر و بلوچ و کرد و عرب و ترک و ..غیره در حاشیه اند , شما به عنوان یک نخبه فارس ,چطور است که این غارت و بی عدالتی این هفتادهشتادساله ملی پهلوی و حکومت اسلامی را که همتباران فارس شما بر اریکه قدرت سوارند را ندیده اید و انتقادی نکرده اید ! آیا ما حق داریم که بگوییم که مملکت ایران در این یک قرن اخیر , فارس خور شد ! ملی شدن نفت , انقلاب سفید و انقلاب ۵۷ , فارس خور شد …
استاد با لودگی و خوشمزگی و مسخرگی ( که از ویژگی های نخبگان فارس است ) گفت : من مورخ هستم کمتر به تاریخ معاصر علاقه مندم !
حقیقت آنکه انقلاب ۵۷ , می توانست اتفاق میمونی باشد ومنشا تحولاتی عمیق باشد آنچنانکه در چند سال ابتدای انقلاب بود آنچنانکه فقط از نگاه عمرانی , در طول همان چند سال ااولانقلاب به قدر تمامی دوران منحوس ستمشاهی , جاده کشی برق کشی آب رسانی , و تسهیلات رفاهی برای مناطق لر نشین فراهم شد , اما معالاسف : خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود “!
