امپراطوری کویرنشینان ; مافیای فارس!

نورعلی مرادی بئوار الیما

روحانی که بر سر کار آمد از ۱۸ وزیر روحانی ؛ ١۶ نفر فارس و ٢ نفر ترک بودند !

نام/ وزارت

زادگاه

اقتصاد/علی طیب نیا

اصفهان

اطلاعات/سید محمود علوی

لامرد فارس

نیرو/ چیت چیان

تبریز

صنعت، معدن و تجارت/محمد نعمت زاده

تبریز

دفاع/حسین دهقان

شهرضا اصفهان

کشاورزی/ محمود حجتی

نجف آباد اصفهان

کار،تعاون و رفاه اجتماعی/ علی ربیعی

تهران

راه وشهر سازی/عباس آخوندی

قم

آموزش و پرورش/ محمد علی نجفی

تهران

بهداشت/سید حسن قاضی‌زاده هاشمی

فریمان خراسان رضوی

ورزش و جوانان/ مسعود سلطانی فر

تهران

خارجه/ محمد جواد ظریف

تهران

ارشاد/ علی جنتی

قم

دادگستری/ مصطفی پورمحمدی

قم

کشور/ عبدالرضا رحمانی فضلی

خراسان

ارتباطات/ محمود واعظی

تهران

جعفر میلی منفرد/ علوم

تهران

نفت/ بیژن نامدار زنگنه

همدان

۱- فارس های اصفهانی , بشترین وزیران را در کابینه هفت دولت بعد از انقلاب داشته اند !

تمامی وزرای هفت دولت جمهوری اسلامی از زمان هاشمی رفسنجانی تا حسن روحانی از میان ۲۱ استان کشور انتخاب شده‌اند و طی این مدت ۱۰ استان از داشتن وزیر در کابینه محروم مانده‌اند.

بر اساس آماری که خبرگزاری “تسنیم”، نزدیک به سپاه پاسداران، روز شنبه (۹ شهریور-۳۱ آگست) درباره خاستگاه وزیران کابینه‌های مختلف بعد از جنگ یعنی دولت‌های پنجم تا یازدهم منتشر کرده، چهار استان تهران و اصفهان و فارس و یزد به ترتیب با ۳۴ و ۲۶ درصد،(۱۱ درصد و ۸ درصد از بیشترین سهم در وزرای دولت‌های بعد از جنگ برخوردار بوده‌اند

.

این گزارش خاطرنشان کرده است که با توجه به آنکه بسیاری از نزدیکان هاشمی رفسنجانی در “حزب کارگزاران”، اصفهانی بودند، سهم این استان در وزرا و مدیران دولت وی چشم‌گیر‌تر بوده است به گونه‌ای که ۱۲ وزیر در دو دولت وی اصفهانی بوده‌اند.

از سوی دیگر، سهم تهران در دو کابینه محمد خاتمی بیشتر از بقیه استان‌ها بوده و در کابینه اول و دوم وی به ترتیب ۵ و ۶ وزیر تهرانی بوده‌اند.

این گزارش می‌افزاید که با توجه به جابه‌جایی و تغییرات پیاپی در دو دولت محمود احمدی‌نژاد، تنوع استانی وزیران نیز در دوران ریاست وی بر قوه مجریه جمهوری اسلامی بیشتر شد با این حال او نیز بیشتر وزیران خود را از تهران برگزید و بعد از آن، استان فارس سهم بیشتری در میان وزرای کابینه احمدی‌نژاد داشته است.

به نوشته این گزارش، به قدرت رسیدن حسن روحانی و انتخاب چهار وزیر از استان اصفهان باعث در اکثریت قرار گرفتن اصفهانی‌ها در کابینه شده است.

۲-درهفت دولت بعد از انقلاب , این ۱۰ استان ها یک وزیر هم نداشته اند .از ایلام، ، بوشهر، چهارمحال بختیاری، زنجان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کردستان، کهگلویه و بویر احمد و گیلان.

داده‌های این گزارش نشان می‌دهد که طی این مدت، تمامی وزرای هفت دولت اخیر از ۲۲ استان کشور انتخاب شده‌اند و ۱۰ استان از داشتن حتی یک وزیر در کابینه محروم بوده‌اند. این ۱۰ استان عبارتند از ایلام، ، بوشهر، چهارمحال بختیاری، زنجان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کردستان، کهگلویه و بویر احمد و گیلان.

۳-پان فامیلیسم قومی

سالها پیش یک مطلبی خواندم که مستند و موثق آشکار میکرد که پان فامیلیسم بر نظام حکومتی ایران حاکم است ! یعنی سوای آنکه همه وزیران و مسولان و روحانیان بلند پایه از مناطق عمدتا مرکزی و فارس تبار ایران اند , همگی با هم نسبت و رابطه خویشاوندی “نسبی ” ,”سببی ” تنگاتنگی دارند که ما از آن بیخبریم !

این وزیر با صبیه آن روحانی وصلت کرده ! این وکیل با همشیره آن سردار مزدوج است ! ان دیگری عروس اش دختر فلان فرماندار است این یکی دامادش فرزند آن وکیل است ! و هیچ فردی از عامه ملت ایران به راحتی ,داخل نمی تواند بشود در ساختار الیگارشی حکومت ایران ! و اگر هم لری , عربی , بلوچی , کردی , می بینید , وارد است و داخل است و شریک است در ساختار حکومتی , جدا از آنکه باید تعلقات و هویت قومی اش را , رد و انکار کند , می بایست که یک ارتباط سببی و نسبی هم با این ساختار هزار فامیل , کسب کند ! یعنی یک الیگارشی تام و کمال !

۴- مافیای فارس های یزد و سرقت آب !

در انتخابات اخیر هم شنیدیم که عارف از اصلاح طلبان نفر اول انتخابات انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ایران شده ! خیلی از مالرهای صاف صادق ملی گرا و فارس زده و پارس شیفته هم , کلی ذوق کردیم حتما !

شمه ای از بخشی از مافیای پارسی یا فارس یا امپراطوری مافیایی کویری یا هرچه که شما اسمش را بگذارید , برایتان بازگو کنم که مافیای ” آبدزد” یزدی ها همچون مافیایی آبدزد اصفهانی ها و مشهدی ها , پارچه ای از آن است !

*…حبیب الله بی طرف وزیر نیروی دولت خاتمی و همشهری ایشان در مصاحبه مورخ ۲۸/۱۲/۹۱ با روزنامه آفتاب یزد، جزئیات تامل برنگیزی درخصوص تغییر و دستکاری در اسناد بالادستی نظام به منظور انتقال آب سرچشمه های دز و کارون به یزد ارایه می دهد. ایشان با افتخار ذکر می کند که چگونه با کمک یکی از دوستانش به نام علی اکبر اولیاء، طرح آمایش سرزمینی استان یزد را (که در آن، فقط بر ظرفیت جهانگردی و صنایع دستی برای این استان تأکید شده بود) تغیر داده و با تحمیل هزینه های گزاف اجتماعی و مادی بر کشور و ویران کردن مناطق لر نشین خوزستان، بختیاری و لرستان، آب سرچشمه کارون و خرسان و دز و… را به یزد منتقل می کند تا امکان ایجاد صنایع و کارخانه های پرمصرفی همچون فولاد و سرامیک سازی در یزد فراهم شود. حبیب الله بیطرف در سخنان خود اذعان می کند که به محض در دست گرفتن سکان وزارت نیرو در دولت اصلاحات در سال ۱۳۷۶، موضوع انتقال آب سرشاخه کارون به یزد را به عنوان یک دغدغه شخصی دنبال کردم. در واقع ماموریت اصلی آقای بیطرف در وزارت نیرو، همان انتقال آب به یزد بود که با حمایت همه جانبه محمد خاتمی و محمدرضاعارف (معاون اول دولت خاتمی) و یزدی های دیگر کابینه, این طرح به سرانجام رسید.

*…علی اکبر اولیاء، یعنی دستیار اصلی حبیب الله بیطرف یزدی که با یکدیگر طرح غارت منابع آبی سرشاخه کارون و دز و خرسان و… را طراحی و اجرا کردند، بعد ها دستیار ارشد آقای عارف یزدی در انتخابات ریاست جمهوری شد و عارف طی حکمی وی را به عنوان یکی از مسئولان اصلی ستاد خود منصوب کرد!

*…بالاترین میزان رای به دولت اصلاح طلب خاتمی مربوط به شهرستان محروم لرنشین ایذه با ۹۸ درصد آرا بود. اما در جریان آبگیری سد کارون ۳ که توسط علی زحمتکش مدیر یزدی شرکت آب و نیرو انجام شد، پانزده هزار نفر آواره و بی خانمان شدند و دولت وقت اصلاحات هیچ تلاشی برای بازسازی وضعیت معیشتی مردم انجام نداد. اکثر شاغلین در این پروژه از نیروهای غیر بومی و فارس زبان بودند و مشکلات آوارگی این مردم هنوز پس از گذشت سال ها باقی است و هر روز بدتر می شود. بطوریکه نماینده ی شهرستان ایذه در اردیبهشت ۱۳۹۲ از عدم رسیدگی به کشاورزان آواره سد کارون۳ اظهار ناخرسندی کرد؛ یعنی آثار سوء این عملکردها پس از این همه سال همچنان باقی است.

*…مسئول بلندپایه در طرح انتقال آب بهشت آباد بختیاری به مرکز ایران به هواداری ازکتابچه ی برنامه های قالیباف(طرحهای انتقالآب بهشت اباد ،کوهرنگ ۳ ،خدنگستان و گلاب از خاک بختیاری به مرکز ایران ) در ستاد این کاندیدا در شهرکرد گفت :

“…مشکل ما این است که عده ای قومگرای افراطی ؟؟!!به ویژه در خوزستان و لرستان متحد شده اند و اخیراً در این استان (چ م بختیاری) هم جای پایی برای خود درست کرده اند و کشاورزان را تحریک می کنند و مدام می گویند آب و نفت را کجا می برید.؟ یک نفر مدیر مقتدر مثل قالیباف می خواهیم که مثل رضاخان(؟؟!!) که این لر ها را

دوباره در این استانها بر سر جای خود بنشاند(؟!) آب و نفت مال تمام مردم کشور است و شما درک درستی از کشورداری ندارید!….

وبدین ترتیب اجرای طرح های انتقال آب از سرچشمه های رودهای کارون و دز و زاینده رود خیلی زود فرصتهای تولید ثروت و اشتغال در خوزستان، لرستان و چ م بختیاری رااز میان برد و به همین میزان در یزد و اردکان و کرمان و رفسنجان و… تولید ثروت و اقتصاد کرد! محیط زیست استانهای مبداء نیز رو به نابودی رفت که پدیده گرد و غبار کنونی پیش درآمدی از آن است بر مشکلات فزونتر آینده. با تکمیل زنجیره ی این طرح ها ظرف این چند دهه ، مردم لر صاحب کارون و دز, مجبور به مهاجرت و حاشیه نشینی در کنار شهرهای مرفه الحال فارس نشینی خواهند شد که با ثروت خود لرها آباد شده است!!…

۵- نه تنها اصلاحات که انقلابات هم بی ثمر است !!

در این سی سال پس از انقلاب طی انتخابات یا انتصابات ما به کرات دیدیم که یک عده اصولگرای فارس ( یزدی و کرمانی و اصفهانی و مشهدی و اراکی و تهرونی) رفتند و به جاش یک عده اصلاح طلب دوباره یزدی و کرمانی و اصفهانی و مشهدی و اراکی و تهرونی آمدند ! و یک مشت نماینده بی هویت بادمجون دور قاب چین لر و گیلک و بلوچ و کرد و عرب هم که نه سر پیازند نه ته پیاز, برای آخوند بدنباشی و نمایش, داخل گود که اسمش مجلس است شدند که البته اصل همون رجال فارس یزدی و کرمانی و اصفهانی و مشهدی و اراکی و تهرونی حاشیه کویر مرکزی ایران اند باقی باز همون آش و همون کاسه !!

۶- انقلاب ۵۷ , انقلاب نبود !

و اصولا انتخابات و اصلاحات که هیچ , حتی انقلابات هم این مملکت را عوض و دگرگون و متحول نخواهد کرد ! و مگر آن انقلاب سال ۵۷ نبود ؟! انقلاب که چه عرض کنم , تف سر بالا بود ! شما یک نگاهی بکنید به ماهیت انقلاب کبیر روسیه و انقلاب کبیر فرانسه و تحولات و پیامدهای عظیم آن انقلابات و بعد با انقلاب کبیر اسلامی ما مقایسه اش کنید !

اساسا ,انقلاب‌ به واقعه ای گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌ که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه اشاره کرد.

۷- دستاوردهای انقلاب کبیر فرانسه !

“دستاوردها و نتایج انقلاب کبیر فرانسه” در ساختار اجتماعی، حکومتی فرانسه که پیش از آن سلطنتی با امتیازات فئودالی برای طبقه اشراف بود، تغییرات بنیادی کرد .لغو نظام فئودالی و وضع قانون اساسی, جدایی دین از سیاست، حضور و نقش فعال زنان در جامعه , ,ضبط دارایی روحانیون ! ، روشن‌گری، ظهور احزاب دموکراسی و سرانجام حقوق شهروندی پدید آمد!

۸- دستاوردهای انقلاب کبیر روسیه !

“دستاوردها و نتایج انقلاب کبیر روسیه” تحول عظیم در ساختار اجتماعی، روشنفکر ی و حکومتی روسیه و اتحاد جماهیر شوروی بود ! جدا از لغو نظام فئودالی و بهره کشی سرمایه داری, عدالت اجتماعی اقتصادی , فرهنگی برای همه قومیت ها و ملیت های ساکن اتحاد جماهیر شوروی فراهم کرد ! از ملت های کلان چند ده میلیونی تا قومیت های چند صد هزارنفری از آذربایجانی و ازبک و تاجیک و ترکمن و تا چچن و تالش و کرد و آور, آدیقه و گرجی و ارمنی !

تاسیس حکومت ها و جمهوری های خودمختار , مجلس محلی , و ریاست جمهور بومی برای آنها , تدریس به زبان مادری هر قومی و تدریس آن زبان در برای آن قوم و رسمی کردن و دولتی کردن زبان آن قوم در آن سرزمین ! ایجاد و وضع خط توسط زبانشناسان روس, برای تمامی زبان های ترکمنی , آذربایجانی , تالشی کردی , قرقیزی قزاقی … که برخی تا پیش از آن صاحب خط و ربط نبودند و توانستند برای نخستین بار به زبان مادری خود بنویسند ! چاپ و نشر هزاران کتاب و نشریه به آن زبان ها , تاسیس رادیو و تلویزیون دولتی برای آن قومیت و زبان ها . کمک به شکلگیری هویت و شخصیت قومی فردی این سرزمین ها و مردمانشان . تاسیس و رشد زیربنای اقتصادی , فرهنگی , اجتماعی با ساخت جاده ها ,راه ها, کارخانجات , دانشگاه ها ,و توسعه شهری برای همه قومیت ها ساکن جماهیر شوروی و ..

۹- انقلاب ۵۷ , نه زلزله که یک گسل لرزه بود !

و حالا “دستاوردها و نتایج انقلاب کبیر اسلامی ایران “, یک طبقه کهن متمولین و متمکنین و وزرا و روحانیون تجار و منورالفکرین و رجال فارس زبان یزدی و کرمانی و اصفهانی و خراسانی و قمی و اراکی .. از حاشیه کویر مرکزی ایران رفتند و به جاش دوباره یک عده فارس یزدی و کرمانی و اصفهانی و تهرونی و مشهدی از حاشیه های کویر مرکزی ایران اما این بار از طبقه ای فرودست تر , تازه به دوران رسیده تر و گرسنه تر و جاه طلب تر , بر روی کار آمدند !

روشن و صریح و آشکارا یعنی که آن انقلاب اصلا بر انداز نبود چرا که ساختار تکان نخورد! لایه ها یی از مردمان فارس های کویری و قلیلی آذری( و نه ترک هویت گرا ) جای شان با لایه هایی دیگر از همان قشر و طبقه عوض کردند! یعنی انقلاب ۵۷ زلزله نبود درحقیقت ! بلکه یک گسل لرزه بود که گسل ها های طبقات پایینی و فرودست از جامعه فارس ( ملا و مداح و روضه خون و بازاری خرده پا و آژان و سرباز کادر روستایی ) طی گسل لرز ه و نه زلزله ایی بنیان برافکن , جای خود را با لایه های فرادست همان طبقه ( ملا ی و مداح درباری , افسر گارد و تجار کلان شهری ) عوض کردند .. همین !

و نه تحول ساختاری , تحول حکومتی , تحول اجتماعی , تحول فرهنگی ..هیچ ! زبان فارسی و مذهب شیعه قبلا هم دو رکن نظام و ناسیونالیسم قبلی بود الان هم هست ! قومیت های لر و بلوچ و ترکمن و عرب و گیلک ,پیش از انقلاب حضور کمرنگی در حد مرزبانان غیور و ناطور لب مرز داشتند هم اکنون هم نقش شون از ذخایر انقلاب و ناطور و نگهبان لب مرز و پاسداری از آرامش و آسایش و رفاه هموطنان فارس وسط مرز , فراتر نرفته است . یکی دو تا لر و عرب یا کرد یا گلیک و آذری هم داخل سیستم اند برای نمایش , که هم و غم آنها , کسب رضایت مرکز هست تا مردم خودشون !

لرستان و بلوچستان و کردستان و بندرعباس و مسجدسلیمان و پاوه و گمیشان و خلخال .. هنوز با قبل از انقلاب کبیر ۵۷ فرقی نکرده , فقر , بیکاری , حاشیه نشینی , مهاجرت به مناطق مرفه فارس نشین , نبود سرمایه گزاری , نبود کارخانجات , نبود آموزش زبان مادری نبود فرهنگستان زبان لری و بلوچی و ترکی و پژوهشگاه فرهنگ و موسیقی لری و تالشی و ترکمنی !؟

ولی اصفهان و یزد و تهران و مشهد و یزد و اراک و تهران .. فربه تر و فربه تر شده اند که رو به انفجار اند ! و بر شمار سرمایه داران و میلیلیاردر های هموطن فارس اصفهانی و تهرونی و مشهدی و کرمانی ده برابر افزوده شده که خبر از توزیع نابرابر ثروت و سرمایه و بی عدالتی قومی , فرهنگی , اقتصادی در مملکت آریایی پارسی سابق و ایران فارسی شیعی کنونی دارد ..

چرا ؟

۱۰- با قومگرایی فارسی نه انقلاب ممکن است نه رفرم !

چون انتظار تحول ساختاری ,در نظام حکومتی ایران و جامعه ایرانی , از سوی یک هموطن فارس , چه سیاسی , چه نظامی , چه روحانی , چه فرهنگی , ناممکن , بلکه محال است ! شما از نخبگان فارس که اغلب نیز قوم گرا و محل گرا هستند , یعنی یک نوسنده یا روزنامه نگار یا مورخ یا تحلیلگر یا شاعر یا یک روحانی یا یک تاجر یا سیاستمدار , از یزد یا اصفهان یا مشهد یا کرمان که اغلب در حاشیه کویر واقع اند و خشک و کم آب و بدون منابع نفتی و مورد قهر طبیعت بوده و هست ,هرگز توقع نداشته باشید که درآمد نفت و آب مردم لر را دو دستی تقیم صاحبان اش کند ! یا حتی در بخشی از در آمدش مردم لر و مناطق محروم لر را سهیم کند ! یا اینکه در آن مناطق صنایع و خارخنجات ایجاد و تاسیس کند تا که مردم و جوانان لر , حاشیه نشین شهرهای فارس نشین مرکزی نشوند یا نیروی کاری ارزان قیمت لر در عوض کار شاق در مناطق فارس نشین , سرزمین خود و ولایات خود را آباد کنند !

۱۱- ذات شهرنشینی آسیایی/ایرانی , استعماری است

خیر ! ناممکن است ! چرا که بقای شهرهایی چون اصفهان و مشهد و شیراز و بلاخره تهران فارس نشین از دیرباز تاریخ , بر اساس سیستم استعمار حکومت داری آسیایی بوده و آبادانی و تاسیس و توسعه این جور شهرها بر چپاول و تاراج منابع دیگر مناطق فلات ایران شکل گرفته است ! این شهرها , نظام و سیستم اداری , اجتماعی و اقتصادی و روانی این گونه شهرها , تفکر بازاری و بازار منشی مردمانش , سیاسییون اش , شاعران ا ش , روحانیون اش , مبتنی بر استعمار و چپاول و تاراج شهرستان و شهرستانی ,روستا و روستایی و عشایر بوده است !

این قسم شهرها ,چیزی از خود ندارند! همه چیز آنها حاصل تاراج و سرقت هست و نیست و بود و نبود آن کارگر شهرستانی و کشاورز روستایی و گله دار عشایر بوده است .سرمایه شان , منابع آبی شان , منبع غذایی شان , بازار فروش شان و خریدارشان , نیروی تولید محصول , و خریدار محصولشان , و بلاخره سرمایه انسانی و فکری , نیروی خلاق و تازه نفس علمی و کاری شان, نخبه ترین علما و فضلا و وزرا یشان همه از شهرستان و روستا و عشایری بوده اند که در نبود توزیع عادلانه توسعه و عمران و رفاه در حومه و حاشیه , آنان به ناچار تن به خدمت در مرکز و این گونه شهر ها داده و می دهند !

۱۲- لرها بازنده همیشه صحنه ها !

عظیم ترین نوید و مژده یک انقلاب به محرومین , زحمتکشان و مستضعفین , عدالت قومی , زبانی , اقتصادی , اجتماعی است که انقلاب ۵۷ ایران از عطای آن به محرومین مخصوصا لرها ناتوان ماند . چرا که عدالت قومی , اقتصادی اجتماعی , مرگ این شهرهای فربه و غارتگر و چپاولچی و انگلی حاشیه کویر را به دنبال می داشت که قرن هاست وزرا و سیاسیون و روحانیون و تجار و شاعران و مورخان قلم به مزد اینجور شهرها در سایه خوشخدمتی به دربار ها, حکام جابر بیگانه , جان و مال و کار آن شهرستانی و روستایی, آن کشاورز لر و ایلیاتی کرد و کارگر ترک را غارت و تاراج کره است..

نظام جمهوری اسلامی ,آخرین شانس بورژوازی مرکز گرای فارس?

, اینکه مردم مشهد و قم و اصفهان و یزد که از تمرکزگرایی حکومت پهلوی بیشترین منفعت را بردند شعار ” روحت شاد رضاشاه !” سر دهند قابل فهم است اما اینکه مردم لر( خرم آباد )و کرد (سنندج) و بلوچ ( ایرانشهر ) که مفاهیم برق برق و گاز و تلفن و مدرسه و جاده را تنها بعد از انقلاب و با سازندگی های نظام جمهوری اسلامی فهمیدند , حیرت انگیز …

به قول ان حدیث نبوی گویا که اکثرهم لایشعرون! اکثرهم لایعقلون! در همه جای کرده خاکی این نه اعوام که خواص و نخبگان جامعه اند که زبان و سخنگوی خلق و مردم خود اند در قالب حزب و مطبوعات و غیره …

و گر عامه عموم مردم ما راه فرار و نجاتی به جز ملی گرایی و اسلامگرایی ندیده و نمی بینند و هم اینک عهد رضاشاه و دوران پادشاهی کوروش و داریوش و سلطنت نادرشاه و شاه عباس را مدینه فاضله و اتوپیا ی آرمانی خود می پندارند , گناه نخبگان ایرانی است که چهل سال و بیشتر است که چنان مدینه فاضله رمانتیک و خیالی و رویایی از کوروش و رضاخان و آریایی و پارسی در قالب ناسیونالیسم نوستالژیک رومانتیک ایرانی آریایی پارسی به گزاف و یاوه و دروغ , متصور شده اند که هر عامی ایرانی گمان می برد که زمان رضاخان و کوروش و داریوش کبیر ” آب و برق و گاز و تلفن و بیمه بازنشتگی و مهیا و رایگان و حقوق زن و مرد و حیوان و دگرباش و دگر اندیش محفوض و محترم بود “.

و همچنین گناه کم کاری و کاهلی نخبگان قومی است که نخبگان مردم فریب ملی گرا ,چنین جولان داده و عوام فریبی می کند . وظیفه نخبگان قومی است که مردمان را توجیه کنند که فارسیگری و شیعیگری , ملی گرایی و اسلامگرایی یک روح فاشیستی و ضد مردمی و غیردمکراتیک در دو کالبد است .

نظام جمهوری اسلامی آخرین شانس پان فارسیسم و بورژوای فارس است و خلق های لر و ترک و بلوچ و کرد و عرب و گیلک و تات و اورامی و ..هرگز دوباره اجازه نخواهند داد که در بر همین پاشنه بچرخد و دوباره از مرکز عده ایی مرکز نشین کویری , آنان را دوباره به حاشیه برانند ,

چاره نجات خلق های غیر فارس ایران , در به حاشیه راندن عنصر قومی فارس و زبان فارسی ,و سر جای خود نشاندن این عنصر قومی و این زبان تحمیلی در همان محدوده قومی شان , و زنده کردن هویت خودی , زبان مادری و اداره مناطق و استان های به صورت غیر متمرکز و فدرالی است

همین و بس …

امپراطوری کویرنشینان ; مافیای فارس!
Scroll to top