نورعلی مرادی بئوار الیما
«کُرد» در متون تاریخی؛ از مفهوم معیشتی تا ابزار تحریف و حذف هویت لُرها
کُرد، اکراد و لُرها؛ نقد یک مصادرهی هویتی در تاریخنگاری جدید
خطای مفهومی «کُرد» در تاریخنگاری معاصر و پیامدهای آن برای لُرستانات
اصطلاح «کُرد» ,چگونه به ابزار مصادرهی هویت لُرها تبدیل شد؟
تحریف واژه، تحریف هویت: سرگذشت اصطلاح «کُرد» و لُرها در تاریخ ایران
کُردسازی لُرها؛ افسانهای مدرن بر پایهی اصطلاحات کهنه
پیشگفتار
در مطالعات تاریخی، مردمنگارانه و جامعهشناختی، هیچ مفهومی بدون تکیه بر ریشهشناسی زبانی (اتیمولوژی) قابل فهم دقیق نیست. همانگونه که پیشتر نیز در مقالات مربوط به اصطلاحات «تاجیک» و «روستایی» در زبان لری اشاره کردهام، بدون واکاوی تاریخی و زبانی واژگان، هرگونه تحلیل اجتماعی یا تاریخی ناگزیر به خطا و تفسیر به رأی خواهد انجامید.
از همین رو، پیش از بررسی پدیدهی نوظهور ناسیونالیسم کردی در دورهی معاصر، ضروری است که به ریشهی تاریخی و معنای واقعی اصطلاح «کُرد» و جمع آن «اکراد» در متون کهن پرداخته شود؛ اصطلاحی که در طول بیش از هزار سال، مفهومی کاملاً متفاوت از برداشت قومی و ناسیونالیستی امروزین داشته است.
۱. «کُرد» در متون کهن: یک مفهوم اجتماعی، نه قومی
از آغاز دورهی اسلامی تا حتی آستانهی دورهی معاصر، اصطلاح «کُرد» و «اکراد» در ادبیات تاریخی، جغرافیایی و سفرنامهای مورخان مسلمان ـ اعم از فارس، عرب و ترک ـ هرگز حامل معنای قومی، زبانی یا نژادی نبوده است. این اصطلاح صرفاً دلالت بر شیوهی زیست عشایری و شبانی، یعنی کوچنشینی مبتنی بر گلهداری، داشته و در تقابل با شیوهی زندگی یکجانشین شهری و روستایی بهکار میرفته است.
در این چارچوب، «کُرد» عنوانی اجتماعی ـ اقتصادی بود، نه هویتی قومی. بدین معنا که هر گروه انسانی که به دامداری، کوچ فصلی، شبانی و زندگی صحراگردانه اشتغال داشت ـ فارغ از زبان و تبار ـ میتوانست در متون تاریخی «کُرد» یا «اَکراد» نامیده شود.
۲. تمایز «فُرس» و «کُرد» در سنت تاریخنگاری اسلامی
در متون اسلامی، مردمان فلات ایران عموماً به دو طبقهی اصلی تقسیم میشدند:
- فُرس: ایرانیان یکجانشین، شامل شهرنشینان پیشهور و روستانشینان کشاورز (که بعدها با نامهایی چون تاجیک، تات و فارس شناخته شدند).
- کُرد / اَکراد: ایرانیان کوچنشین، دامدار و شبان که خارج از ساختارهای شهری و روستایی میزیستند.
بنابراین، هرگاه در متون تاریخی از «فُرس» سخن میرود، مقصود همهی ایرانیان نیست، بلکه قشر یکجانشین جامعه است؛ و هرگاه از «کُرد» یاد میشود، منظور قشر عشایری و دامدار است. این تقسیمبندی اجتماعی، تا قرنها اساس درک مورخان از ساختار جمعیتی ایران و پیرامون آن بوده است.
۳. گسترهی کاربرد اصطلاح «کُرد»
در دورههای مختلف تاریخی، عنوان «کُرد» نهتنها به عشایر ایرانی (لُر، دیلمی، بلوچ، کرمانج، زازا، گوران، طبری و …) اطلاق میشد، بلکه در موارد متعدد شامل عشایر غیرایرانی نیز میگردید؛ از جمله:
- عشایر عرب (مانند اکراد سورستان)
- عشایر ترک و ترکمن (در متون عثمانی با عنوان «اکراد ترکمن»)
- حتی در مواردی قبایل مغول و تاتار
این کاربرد فراگیر بهروشنی نشان میدهد که «کُرد» مفهومی معادل «عشایر، چادرنشینان و گلهداران» بوده و نه نام یک قوم خاص.
۴. شاهد زبانشناختی: متون پهلوی
نخستین کاربرد روشن واژهی «کُرد» در متون پهلوی، از جمله در کارنامهی اردشیر بابکان، دیده میشود که در آن «کُرد» و «کُردان» بهصراحت به معنای شبان و شبانان آمده است. این شاهد زبانی، پیوند مستقیم واژهی «کُرد» با حرفه و شیوهی معیشت را تأیید میکند.
۵. نمونهی شمال ایران: گیلان و مازندران
در گیلان و مازندران، جامعهی سنتی تا همین یک قرن پیش به دو قشر مشخص تقسیم میشد:
- گیلک: کشاورزان جلگهنشین و یکجانشین
- کُرد: دامداران و شبانان کوهستاننشین (دیلمیان و طوایف تالش)
در این مناطق، برای تمایز گاوداران جنگلی از گلهداران گوسفندچران ,یعنی«کُرد», اصطلاح «گالش» بهکار میرفت؛ مفهومی کاملاً معادل «گاپون» (گاوچران) در زبان لری. کثرت نامهای جغرافیایی چون «کردمحله»(کردکوی )، «کردکلا» و «کردخیل» در شمال ایران، بازماندهی همین تقسیمبندی اجتماعی است.
۶. اکراد در روایت مورخان مسلمان
مورخانی چون مسعودی، ابنحوقل و مقدسی، از حضور گستردهی «اکراد» در سراسر فلات ایران و پیرامون آن یاد کردهاند؛ از فارس و کرمان و سیستان گرفته تا آذربایجان، ارمنیه، قفقاز، شام و جزیره. در این متون، «اکراد» همواره بهعنوان قشر عشایری معرفی میشوند، نه یک قوم همزبان یا همتبار.
حتی نسبتدادن نسبهای عربی به اکراد ـ که امروز آشکارا نادرست مینماید ـ نشاندهندهی سردرگمی مفهومی مورخان اسلامی است که «فُرس» را مترادف مدنیت میدانستند و زندگی عشایری را خارج از تعریف «ایرانی متمدن» تلقی میکردند.
۷. دگرگونی معنا در دورهی معاصر
تنها از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، همزمان با تأثیرپذیری خاورمیانه از ناسیونالیسمهای اروپایی، اصطلاح «کُرد» بهتدریج از معنای اجتماعی ـ معیشتی تاریخی خود جدا شده و در قالب یک هویت قومی ـ سیاسی جدید بازتعریف گردید.
ناسیونالیسم کردیِ معاصر، این اصطلاح کهن را ـ که قرنها بر همهی عشایر اطلاق میشد ـ مصادره کرده و بهگونهای تفسیر کرده است که گویی از ابتدا مفهومی قومی، زبانی و نژادی داشته است؛ حال آنکه شواهد تاریخی، زبانی و مردمنگارانه، چنین برداشتی را تأیید نمیکنند.
نتیجهگیری
در خوانش متون تاریخی پیشامعاصر، مواجهه با اصطلاح «کُرد» و «اَکراد» نیازمند دقت مفهومی جدی است. این واژهها تا یک قرن پیش، هیچگاه نام یک قوم یا ملت مشخص نبودهاند، بلکه بیانگر یک شیوهی زیست عشایری و دامدارانه بودهاند که اقوام گوناگون را ـ ایرانی و غیرایرانی ـ دربر میگرفته است.
از اینرو، بر اهل قلم و بهویژه پژوهشگران هویتگرای لُر فرض است که ضمن پذیرش این واقعیت تاریخی، همواره این توضیح روشنگرانه را همراه اصطلاح «کُرد» در متون کهن بیاورند؛ تا نه تاریخ تحریف شود و نه هر «گردی»، به خطا «گردو» پنداشته شود.
پیوند مقاله با پروژهی کلان «لُرستانات و تحریفهای هویتی»
این مقاله، صرفاً یک بحث واژهشناسانه دربارهی اصطلاح «کُرد» نیست، بلکه یکی از ستونهای مفهومی پروژهی بزرگتر «لُرستانات و تحریفهای هویتی در یک قرن اخیر» بهشمار میآید. بدون درک دقیق معنای تاریخی «کُرد/اَکراد»، فهم بخش بزرگی از تحریفهای هویتی اعمالشده بر تاریخ لُرها اساساً ناممکن است.
۱. «کُرد» بهمثابه ابزار تحریف هویت لُرها
در متون تاریخی پیشامعاصر، اطلاق نام «کُرد» به لُرها ـ همانند اطلاق آن به دیلمیان، گالشها، بلوچها، تالشها و حتی عشایر ترک و عرب ـ هیچگونه دلالت قومی نداشته است. اما در دورهی معاصر، ناسیونالیسم کردی با نادیدهگرفتن این بستر تاریخی، کوشیده است هر جا که در متون کهن نام «کُرد» یا «اَکراد» آمده، آن را بهعنوان شاهدی بر «کُردبودن قومی» لُرها مصادره کند.
این در حالی است که لُرها، از نظر زبانشناسی، تاریخی و تبارشناختی، دارای هویتی مستقل، کهن و پیوسته در فلات ایراناند و «کُرد»خواندهشدن آنان در متون کهن، صرفاً اشاره به شیوهی زیست عشایری و دامدارانه ایشان دارد، نه انتساب قومی.
۲. لُرستانات؛ قلب تاریخی زاگرس، نه حاشیهی «ملتسازی کردی» معاصر
اگر مفهوم تاریخی «اکراد» را درست بفهمیم، آنگاه روشن میشود که لُرستانات ـ از فارس و کهگیلویه و بختیاری تا لرستان فیلی و ایلام ـ نه «حاشیهی کردستان»، بلکه یکی از کانونهای اصلی شکلگیری طبقهی عشایری و قلب تاریخی زاگرس در تاریخ ایران بوده است.
به بیان دیگر، بسیاری از آنچه امروز بهعنوان «کرد تاریخی» معرفی میشود، در واقع بازخوانی گزینشیِ تاریخِ عشایر فلات ایران است که نقش محوری لُرها در آن عامدانه کمرنگ یا حذف شده است.
۳. همپوشانی تحریفهای هویتی: از «فارسنمایی» تا «کردنمایی»
در پروژهی تحریف هویت لُرها در یک قرن اخیر، دو روند همزمان و متناقض اما مکمل دیده میشود:
- فارسنمایی لُرها در چارچوب ناسیونالیسم مرکزگرا (پانایرانیستی)
- کردنمایی لُرها در چارچوب ناسیونالیسم کردی توسعهطلب
هر دو روند، با نادیدهگرفتن هویت مستقل لُری، لُرها را یا در «ملت فارس» حل میکنند یا در «ملت کرد»؛ حال آنکه واقعیت تاریخی، زبانی و مردمنگارانه، چنین دوگانهسازیهایی را برنمیتابد.
۴. وظیفهی اهل قلم لُر
از اینرو، بر پژوهشگران و فعالان هویتگرای لُر فرض است که:
- در مواجهه با اصطلاح «کُرد/اَکراد» در متون کهن، هرگز دچار انکار یا انفعال احساسی نشوند؛
- واقعیت تاریخیِ اطلاق این نام به لُرها را بپذیرند، اما همواره توضیح دهند که این اطلاق، اجتماعی–معیشتی بوده، نه قومی؛
- اجازه ندهند مفاهیم تاریخی، در خدمت پروژههای ملتسازی معاصر تحریف شوند.
این روشنگری مستمر، نه دفاعی احساسی، بلکه کنشی علمی و مسئولانه در برابر تاریخ است؛ کنشی که میتواند از تکرار خطاهای مفهومی و سوءاستفادههای سیاسی آینده جلوگیری کند.
جمعبندی نهایی
مقالهی حاضر، یکی از قطعات پازل بزرگ «بازخوانی هویت لُری در برابر تحریفهای معاصر» است. بدون بازگرداندن مفاهیمی چون «کُرد»، «اکراد»، «فُرس»، «ایل» و «عشیره» به معنای تاریخی واقعی خود، هرگونه بحث از هویت، تاریخ و حقوق فرهنگی لُرها، ناگزیر بر زمین لغزانِ مفاهیم تحریفشده بنا خواهد شد.
این مطلب خلاصه ای است از این مقاله من :مفهوم تاریخی اصطلاح «کُرد» و جمع آن «اَکراد» تا پیش از ظهور ناسیونالیسم کردی معاصر
