نورعلی مرادی بئوار الیما

رنگ(جمال)،از آن رومی(ترک )هاست!
دنگ( کمال:شعر و موسیقی )از آن عجم(ایرانی:فارس ) هاست
و بالاخره جنگ از آن، کرد هاست
"ضرب المثلی کرمانجی"
مطلب"کردستان سوریه: جنبش و تنش" آخرین مطلبم درباره کردها بوده که من هفت سال پیش راجع به کردهای سوریه در رادیو زمانه نوشتم و از آن پس هرگز علاقه ایی نداشته ام که مسائل کردها را چون قبل ها، روزمره دنبال کنم (به جهت نگاه توسعه طلبی که ناسیونالیسم کرد به لرستان فیلی دارد )!
تا آنکه موقع اشغال شهر أفرین ( عفرین ) به فرمان ترکیه و به توسط شبه نظامیان اسلامگرای سوری، خواستم اشاره ایی به آن ماجرای اسف انگیز کنم اما نخواستم بر زخم تازه و گرم کردها نمک بپاشم و ازطرح یک سوال در آن برهه اززمان منصرف شدم! سوال من این بود و هست که چه شد که، کردهای شمال سوریه، نتوابستند وضعییتی شبیه به کردهای شمال عراق و شبیه به موقعیت آن اقلیم به رهبری بارزانی، کسب کنند که امروز دوست و متحد و شریک تجاری و از همه مهمتر همسایه حکومت ترکیه و اردوغان هست؟؟
اگر براستی حکومت کنونی ترکیه به رهبری اردوغان، که فصل تازه و نوینی در تاریخ ترکیه معاصر گشوده و جمهوری اتاتورکی را از بنیان به جهت ایده ولوژی هم داخلی و هم سیاست خارجی متحول کرده است، تحمل هیچ کردی و هیچ تشکیلات کردی را نداشته است چگونه است که امروز اقلیم کردستان عراق، نزدیکترین روابط تجاری سیاسی را با دولت و کشور ترکیه داراست؟چگونه است که چندین سال پیش، دولت ترکیه، راهرویی از خاک خود برای سربازان همین اقلیم کردستان عراق گشود تا از خاک ترکیه با سلاح و تانک و بیرق کردستان عراق، به یاری، مردم کوبانی، بشتابند؟
من،در گفتارتحلیلگران مدیای فارس، حداقل آنچه که من دیدم، تهییج احساسات عوام بود و داد از مظلومیت ملت هم نژاد کرد
و در مدیای کرد،، بیداد از گرگ صفتی ناسیونالیسم ترک و حکومت ترک و همه چیز سیاه و سفید! وناسیونالیسم کرد و احزاب کرد، مثل همیشه مبرا از هرگونه خطا و نادرستی!
پرسش این است که آیا ممکن نبود که کردهای شمال سوریه و آن محدوده جغرافیایی، موقعیتی همچون اقلیم کردستان عراق در معادله های سیاسی تجاری روابط خارجی، دولت و کشور ترکیه، کسب کند؟ بی شک آری!
رجب طیب اردوغان، به عنوان قدرتمندترین شخصیت معاصر ترکیه، آغاز گر تحولات عظیم و بنیادی اجتماعی، اقتصادی سیاسی در ترکیه شد و با اقداماتش، افق تازه ایی بر روند تحولات معمول کشوری گشود که همیشه در بر پاشنه ایده ولوژی دگم و جزم اندیش و کهنه پان ترکیسم اتاتورکی بود! یکی از حرکات، شناخت هویت و زبان کردی و احزاب کردی، و مردم کرد به عنوان بخشی از جامعه ترکیه بود که تا پیش از آن حتی سخن اش جرم محسوب می شد!
گام دوم؛به رسمیت شناختن اقلیم کردستان عراق به رهبری بارزانی، و برقراری تبادلات کلان ملی تجاری سیاسی با دولت اقلیم کردستان، که سرشار از منابع نفتی بود و اقتصاد رو به رشد کشور ترکیه سخت نیازمند این ماده حیاتی بود، از پیامدهای آن رفرم بنیادی به توسط اردوغان بود که نشان میداد که دیگر این منافع اقتصادی و تجاری حکومت ترکیه است که بر منافع عرقی و ایده الوژیکی اتاتورکی الویت و برتری دارد! فراموش نکنیم تا پیش از آن حکومت های ترکیه در کتب درسی نه تنها منکر وجود عنصر کرد در کشور ترکیه بودند بلکه درکتب درسی جغرافیایی، وجود عنصری قومی تحت نام کرد را حتی در کشورهای همسایه، انکار و سانسور می کردند ( من به چشم خود این کتب جغرافیایی را دیدم )!
گام سوم صلح با پ ک ک بود، که با همه بسته های تطمیعی نظام اردوغان به کردها، من جمله رادیو و تلوزیون کردی، آموزش محدود کردی، توسعه اقتصادی در جنوب شرق ترکیه ناموفق ماند! چرا که جریان پ ک ک، یک سر داشت و چندین سردار منطقه ایی و فرامنطقه ایی که هرکدام کله خود را در دیزی کردستان بزرگ، بار گذاشته بودند . از همین رو پ ک ک بر مبارزه مسلحانه تا آزاد سازی چهار پارچه کردستان ( از خلیج فارس تا دریای مدیترانه!؟؟) تاکید ورزید!
همزمان، در سوریه، با آغاز جنگ داخلی و گسترش بحران به مناطق شمالی کرد نشین، نزدیک به سی، سی یک حزب کردی بومی و کردی سوری با قدمت چندین ده ساله که یا بودند یا به وجود آمدند، فعال شدند! این احزاب که بومی منطقه و هم کرد و هم سوری بودند، شانس این را داشتند که با اتحاد با هم در اقلیم کردنشین شمال سوریه که از قضا همچون شمال عراق سرشار از منابع نفتی بود، همچون دو حزب طالبانی و بارزانی در شمال عراق با تشکیل یک حکومت محلی، بالاخره، به نوعی با دولت ترکیه مماشات کنند و در قبال دوستی و اتحاد با حکومت ارد و غان، از همان امتیازاتی برخوردار شود که اقلیم کردستان عراق سال ها بود بهره مند بود ..
اما در یک استراتژی غلط، پ ک ک،دست به اقدامی زد که هم برای خودش و هم کردهای سوریه، حکم انتحار داشت! و با غرق خود کردهای سوریه را هم به زیر آب برد!
پ ک ک به عنوان یک تشکلات کردی ترکیه ایی که با دولت ترکیه سرجنگ داشته و دارد با تاسیس یک شاخه از پ ک ک به نام ی پ گ و گماردن مستسشاران و گسیل کردن گریلاهای خود به این تشکیلات نوظهور، نه تنها راه فعالیت بلکه حتی راه بقا را را بر احزاب خرد و کلان کرد سوری بومی سوریه بست! همان هدفی که در شمال عراق نیز، در سر داشت، اما، با هشیاری بارزانی و طالبانی، کامیاب نشد!
پ ک ک درست به همان روشی که چندین دهه پیشه همه احزاب کردی رقیب اش و سران آنها را در ترکیه از سر راه خود،به طرق مختلف (؟؟؟) برداشته بود، آنها را از میان برداشت و خود بلامنازع بازیگر بازی در شمال سوریه شد که بازنده اش نه پ ک ک، که کردهای شمال سوریه اند که این فرصت تاریخی شان را، خودکامگی یک حزب کردی به باد داد!
یک حزب کردی چپ که این روزها در حد گماشتگی ارتش امپریالیسم امریکا، منزلت خود را تنزیل داده بود!
بی شک اقدام سبوعانه ارتش ترکیه، در کوچ دان چند میلیون مهاجر عرب، به منطقه ایی که کردنشین هست و تغییر ترکیب جمعیتی آن، بسیار هولناک هست و نفرت انگیز و تاثر آور ..
ولی از یاد نبریم که در معادلات سیاسی دنیا این نه قومیت های بی دولت بلکه این دولت-ملت ها و حکومت هایشان( هرچند که مستبد ) هستند به رسمیت شناخته می شوند و اقدامات پاکسازی نژادی آنها، از سوی مجامع بین المللی به یک، بیانیه بسنده می شود!
قتل عام لر ها به دست ارتش دولت -ملت ایران عهد رضاخان در نودسال پیش در ایران
قتل عام علوی ها بدست دولت -ملت ترکیه، در همان سالها
،ماجرای تلخ اخراج اجباری یک میلیون مسلمان روهینگایی بدست ارتش دولت -ملت برمه
و کشتار مردم شیعه نشین منطقه قطیف و تخریب شهر العوامیه توسط ارتش دولت -ملت عربستان در دوره معاصر پیش چشم ماست!
مطالعه تاریخ معاصر و مدرن بیانگر آن هست که اگر تا یک قرن پیش هیچ دولتی و حکومتی دگرگون و سرنگون نگشت مگر به توسط قبایل و عشایر ترک و عرب و کرد و لر .. و شما یک نمونه نمی یابید که حکومتی به توسط جماعت شهری وشورش رعیت سرنگون شده باشد ..
لیکن در عصر مدرن، این شورش های شهری و کنش جماعات شهری و مدنی هستند که حکومت ها را تکان می دهند، تغیر می دهند یا وادار به رفرم می کنند!!!
در پاره از تاریخ دوره معاصر ایران، لرها، بلوچ ها، کردها، برای کسب حقوقی رویارو ی حکومت شدند با حکومت به مقابله برخاستند و باختند و از داشتن سهم و بهره از رفاه و توسعه و عمران حکومتی، در مناطق شان محروم و بی بهره مانده اند . در مقابل ترکان آذربایجانی، که به طعنه عمله اکره هم حکومت پهلوی و هم حکومت اسلامی قلمداد می شوند،هم در حکومت پهلوی و هم اسلامی همیشه در همه سطوح مملکتی کشوری لشکری سیاسی دینی فرهنگی بیشترین مشارکت را داشته و بیشترین منفعت اقتصادی، سیاسی فرهنگی از این مشارکت در شاکله حکومت های ایران نصیب آذربایجان و ترک آذربایجانی شده است!
جای بسیاری از ضرب المثل های قدیمی، مثل اشیا قدیمی و ناکاربر، در روزگار کنونی، فقط در موزه است!من جمله این ضرب المثل کرمانجی زیر:
رنگ(جمال)،از آن رومی(ترک )هاست!
دنگ( کمال:شعر و موسیقی )از آن عجم(ایرانی:فارس ) هاست
و بالاخره جنگ از آن، کرد هاست
