ریشه یابی اصطلاح "جغله " درلُری بختیاری به کمک واژگان لُری ایل باصری
نورعلی مرادی بئوار الیما
من دو سه دهه پیش در کتاب "وار" در مبحث "نامجاهای لُری " اشاره کردم که یک محقق لُر یا بهتر بگویم یک محقق در حوزه زبان لُری ,در هر منطقه لرستانات که باشد ضرورت است که در بررسی و ریشه یابی گویش لُری منطقه خود، به جای اینکه بلافاصله بیهوده به لغت نامه فارسی دهخدا و شاهنامه رجوع کند،درست تر آن است که حتما ابتدا به دیگر گویش ها و شیوه های گفتاری مردمان لُر( لُری فیلی: لکی , کلهری, بالاگریوه ای , مینجایی , ثلاثی, لُری بختیاری , کهگیلویه ای , بویراحمدی , ممسنی , لیراوی , دشتستانی.گله داری,…) در دیگر مناطق لُرنشین ، اشراف, واقف یا حداقل گوشه چشم داشته باشد که بسیارگره گشاست .
درهمریشگی و همانندی زبان های خانواده ایرانیک(ایرانی ) باهمدیگر از پامیر تا خلیج فارس شکی نیست و غیرقابل انکار است ولی بایسته و شایسته و علمی تر آن است که ابتدا شاخه های زبانی خویشاوند (زبان ها ,گویش ها ,لهجه هاو شیوه ها ) که همه در یک بستر جغرافیایی مشترک تاریخی فرهنگی اند، باهم مقایسه و عیار و محک زده شودو سنجیده گردد و سپس با زبان های نسبتا دور مقایسه شوند .
نمونه ها :
ازجمله تجربه های موفق خودم در ریشه یابی اصطلاحات و لغات در حوزه زبان ها و گویش ها و شیوه های رایج در لرستانات, می توانم به مورد زیر گذرا یادکنم:
- لغت لُری "لول" در نسخه تاریخی "نامه لُری منتسب به سعدی شیرازی "که پس از اصطلاح "حلال همسر "آمده که توسط نویسنده یا کاتب نسخه ,به"دوست " ترجمه شده بوده است .که به گمان می توان آن را در قاموس زبان لُری "معنی همسر/عروس /دوست /یار /معشوق "ترجمه کرد .رد این این اصطلاح کهن لُری را هنوز به روشنی با اندکی تغییر آوایی در اصطلاحات امروزی شاخه های زبان لری می شود , ردگیری کرد . از جمله :
لیل در لری لکی، به معنی یار و معشوق,که اصطلاح لیلم لیل(یارم !یار )در ادبیات عاشقانه لکی مشهور است !
-لال و لیل در لهجه های لُری بختیاری به معنی هم عروس در اصطلاحآتی چون :دوالالی (داماد و عروسی )که ادبیاتعاشقانه ای است که در عروسی ها در وصف داماد و عروس می خوانند .همین ادبیات در دیگر لهجه های لری بختیاری ؛ دوالیلی و دومالیلی گفته میشود .- لال در لری بختیاری به معنی عروسک .در اصطلاح لال بازی که منظور عروسک بازی است . همچنین در اصطلاح لال بهیگ کردن که باز به معنی عروسک بازی کردن است که اینجا دو اصطلاح مترادف در لُری بختیاری باهم و به همراه هم آمده است .لال به معنای عروس و مجازا عروسک و بهیگ نیز به معنای عروس و مجازاعروس . دلیل اینکه هردوی این این دو کلمه هم معنا باهم آمده نشان از آن داشته که کلمه کهن لال به معنی عروس و عروسک , میرفته که فراموش و با کلمه بهیگ به معنی عروس و عروسک جایگزین شود و این از مختصات تحولات هر زبان است و در لری نیز سابقه مصداق فراوان دارد .مثلا :نه شا سلامت ! که اصطلاح قهر آمیزی است به مفهوم نه به سلامتی !نشانگر که واژه کهن شا /شاد /شادی به معنی (سلامتی ) میرفته که فراموش شده و سلامتی عربی جایگزین آن شود.کلمه شادی به معنی سلامتی روحی برعکس اصطلاح لری آزادی به معنی سلامتی جسمی, از کلمات کهن لری هست که ما آن را به معنی سلامتی باز در اصطلاح به ناشادی (یعنی به ناسلامتی )یا نفرین: ناشادی گرات (ناسلامتی /بیماری دچارت شود! یا در دعای خیر : به شادی بیاین (به سلامتی بیایید ) یا شادی آورت بوم !(خبر سلامتی برایت بیاورم ! می بینید !
از مصادیق دیگر که ثابت میکند کلمه کهن لال یا لیل در مفهوم عروس , براثر تطورات زبانی مترق و مطرود شده و بهیگ جایگزین آن شده ,اصطلاح سرزنشی "بی صاو خدا "(بی صاحب ) هست که می بینیم که هم اصطلاح لری کهن ازیادها رفته خدا به معنی صاحب و هم اصطلاح جایگزین عربی آن صاحب به همراه هم آمده است که نشانگر حضور پایانی این کلمه کهن در زبان لری و ظهور اصطلاح جدید صاحب از زبان عربی است که این از مختصات همه زبان های کهن هست که در گذر زمان مخزن واژگانی آنها از لغات کهنه تهی می شود . اصطلاح کهن خدا به معنی صاحب را ما در اصطلاحات لُری بختیاری " خونه خدا "(صاحب خانه ) و "مهمون خدا "(مهمان صاحب خانه " می توانیم ببینیم که تا چند دهه پیش رایج بود .
*ول و هیوله لری فیلی در مقایسه گل و آهی گل لُری بختیاری !
-که در مقاله "هیوله"لُری فیلی، همان صورت کهن تر "آهی گلی " لُری بختیاری است" در همین سایت ولات , نوشتم که اصطلاح "هی وله " لری فیلی،ریخت و ساختار کهن تر اصطلاح " آهی گلی " لری بختیاری است .
*پسوند پسوند تحبیب و تصغیر"اله,ایله,اول"درزبان لُری
-همچنین در مقاله ای تحت عنوان "نشانه یا پسوند تحبیب و تصغیر در لری" مطرح کردم که ریشه کلمه جغله(پسرجوان )در لری بختیاری، محتملا جنگ بوده که فراموش شده و بکار نمی رود چرا که در زبان های هند و اروپایی چون انگلیسی و آلمانی هنوز یونگyung به معنای جوان کاربرد دارد ..حتی پاره فراتر نهاده تاکید کردم که محتملا کلمه گنج در ترکی ایستانبولی نیز قلب (وارونه ) همین کلمه جنگ هندواروپایی هست که وارد ترکی استانبولی شده است .
اما سند موثقی در تایید گفته هایم جستجو می کردم ! تا اینکه بالاخره در در بین اصطلاحات لری باصری، ریشه کلمه جغله را که جنگ هست یافتم!
جنگ +اله>جنگله>جغله =پسر جوان
قبلا در مقاله"نشانه یا پسوند تحبیب و تصغیر در لری" ثابت کردیم که چگونه پسوند "اله , ایله "که هم نشانه تصغیر(نشانگر کوچکی) و هم تحبیب(نشانگر عزیزی ) است وقتی که به همراه کلمات لری "رود /رو" (فرزند )یا"دا "(مادر )نازی(نازنین)بچه ,کاسه و غیره بیاید یا کوچکی یا محبت این اسامی را می رساند :
روله (فرزند عزیز )داله/دالو /دالکه (مادر عزیز )نازیله (نازنین کوچک )بچیله (بچه کوچک .کاسیله (کاسه کوچک )…
در اصطلاح جغله نیز چنین فرایندی روی داده و پسوند هم تصغیر و هم تحبیب "اله" به واژه جنگ(جوان ) چسبیده و اصطلاح جغله یعنی پسر جوان را ساخته است .
حال اینکه در نهایت امر، چرا دراین پیوندو فرایند ، نتیجه نه به "جنگله" بلکه به جغله، تحول یافته، کار زبانشناسان است! اما شاید ثقیلی تلفظ سبب شده که کلمه سایش خورده و تغییر یابد .
همچنین از کسی شنیدم که لرهای کرمان نیز هنوز جنگ در مفهوم جوان را بکار می برند؟؟
و از این دست مثال ها بسیار هست که اشراف بر همه گویش زبان لری سبب می شود که ریشه مبهم بسیاری از واژگان لری آشکار و معلوم شود .من به شخصه ریشه نامعلوم بسیاری از لغات و اصطلاحات فراموش شده لری بختیاری را با کمک شیوه های دیگر زبان لری چون لری بویراحمدی، کهگیلویه، ممسنی یا لیراوی یا لری فیلی یافته ام! که در فرصتی دیگراشاره می کنم.

در تصویر زیر بخشی از اصطلاحات لری ایل باصری آمده که من کلمه جنگ به معنی جوان را با علامت ضربدر مشخص کرده ام . تقریبا اغلب کلماتی که ایل با صری بکار می برند با بقیه لرزبانان منطقه من جمله بختیاری مشابه است که من ان کلمات را قرمز کرده ام

