در همین زمینه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲۲ دیدگاه

    1. کرتیر بعد از شکست پلان هایش بر روی کار آوردن بهرام سوم، خود سلسله کیدارها را ایجاد کرده و در سکه هایش خود را شاهنشاه ایران کیدارا معرفی میکند.
      کرتیر در واقعیت اسم اش خضر است که عمر جاویدان‌ دارد. در تندیس اردشیر بابکان و بعد ۲۰۰ سال در تندیس بهرام دوم شما میتوانید کرتیر را ببینید. مطلبی را در پایین نوشته ام‌ که معلومات بیشتر میدهد

  1. شگفت از این همه ستیز، بدون ارائه ی هیچگونه فکت و داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل رویدادهای فرهنگی و سیاسی و مذهبی دوران یاد شده صرفا جهت ناسزا گویی به تاریخ ایران و شاهنشاهی ساسانی، نگارنده با سرهم کردن جعلیات و یاوه های دشمنان تاریخ ایران تنها و تنها در جهت گرفتن نتیجه ی مطلوب داده ها و واقعیات تاریخی را آگاهانه جعل نموده .

  2. گم شو بابا نویسنده از اول مانش معلوم بود که هدفش تعبیر بد از زرتشت میکنه اخه گاو گاو زاده تو با کدوم سند تاریخی تعریف کردی .خاک بر سرت عرب عرب زاده که به تاریخ خودتم رحم نکردی

  3. درود بر شما . خیلی مطلب خوبی نوشتید. ای کاش ایران ادم غیر متعصب و ازاده بیشتر داشت. بحث مردم و تاریخ ایران با دین جداست. این ها رو بیشتر باید مسملمان ها بخونن چون در واقع یک بخش زیادی از اسلام بر اساس همین انتشت شکل گرفته و یک سری اصلاحات روش زدن.

  4. این متن متاسفانه بدون هیچ مرجع و فکت قابل اعتمادی ارائه شده و همچنین سرشار از کینه و نفرت از دین زرتشت و سلسله هخامنشی ارائه شده. در رابطه با اینکه کرتیر شخصی مرموز و کینه جو بوده در روایات و کتب فراوانی آمده است و حتی بسیاری از بزرگان زرتشتی در گذشته و حال نیز به این موضوع اذعان دارند اما نگارنده این متن سراسر کینه توزانه بیشتر به دنبال غرض و دشمنی با تاریخ کهن این سرزمین است و متاسفانه بسیار ابتدایی و کودکانه وبا وجود بسیاری از اسناد مثبته که مورد تایید بزرگان و نگارندگان بی طرف و بی غرض بر خلاف این شخص نگارنده گمنام و البته معلوم الحال و مقالات و کتب و سنگ نبشته ها و… که توسط مورخانی که حتی از دشمنان این سرزمین در همان زمان بوده اند لجبازی نموده.
    نمیخواهم به مانند نگارنده محترم البته کم سواد که صدها مورد غلط در این متن دارد بنویسم اما میگویم که این یاوه گوییها ارزش تلف کردن وقت ندارد نه از باب اینکه بر علیه تاریخ سرزمین پر رمز و راز و سرتاسر افتخار ایران و پارس نوشتی بلکه ایکاش درست می نوشتی و کمی و کاستیها را بدون غرض و به مانند مزدوران بی ارزش وقت خود را تلف نمی کردی که صدها بل هزاران چون تو نوشتند و قلمفرسایی کردند و نتیجه ای جز بی آبرویی نداشت مانند پورپیرار بی ارزش.
    سالم و درست بنگارید و با تحقیق و بدون غرض اگر وجود و ارزشش را در خود می‌بینید.

  5. درود بر شما نویسنده ی گرامی،
    در مجموع مطلب خوبی نوشتید، شاید یکی دو ایراد یا کاستی دیده بشه، اما در مجموع نبود آن هم به متن خیلی آسیب نمی زنه،
    از متن شما لذت و استفاده بردم،
    از این جهت می گم که دانشجوی فرهنگ و زبان های باستانی ام و با این مباحث آشنایی دارم، و به شدت هم علاقمند به موضوع کرتیر-تنسر

    سپاس از شما،
    مهدی

  6. https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1

    اون دوستانی که دنبال سند و مدرک می گردند به این لینک مراجعه کنند،
    این نویسنده ی محترم اکثر مطالب شون مستند و علمی و معتبر هست، چیزی از خودش کم و زیاد نکرده، فقط از زبان خشک و بی روح علمی خارج کرده و جنبه ی روایی داده و این از حسن مطلب هست نه عیب،

    مهدی

    1. خدایا سند شما شده ویکی پدیا؟!!! البته بسیاری از صحبت ها درسته اما نتیجه گیری شما کاملا مغرضانه و غلطه … شما جامعه ایران را فقط کاستی نامیدید اما غافل از اینکه روم باستان و هند و چین به جرات بسیار فاصله طبقاتی بیداد می‌کرد اما شما سعی کردید با سیاه نمایی این را مختص به ایران ساسانی کنید در حالی که در دوره ساسانی به جز یک دوره کوتاه ما همواره شاهد تسامح دینی هستیم . به جرات بیشتر از سایر همسایگان برای نمونه در زمانی که در روم زرتشتیان و مهریان و حتی مسیحیان غیر ارتدکسی را قتل عام می کردند در ایران ساسانی ما شاهد ایجاد کلیسا ها و حتی معابد بودایی بسیار هستیم و جالبه که آیین بودایی و مسیحیت و مانویت از ایران به شرق جهان گسترش یافت .

  7. حداقل داخل متن کینه و نفرتت رو از تمدن بزرگ پارس و ایران زمین کمتر نشون بده تا شاید چند نفر از همفکرات قبول کنن، وگرنه باسوادها که این متن رو اراجیفی بیش نمیدونن
    هخامنشیان و ساسانیان از پارسها بودند اما تقریبا هیچ شباهتی در این دو حکومت غیر از اقتدار و ایراندوستی نمیبینید،، در تمام سرزمین ایران ساسانی یک شکل سکه ضرب میشده دقیقا مشابه دوران یونان و روم باستان که هر شاه در قلمرو خودش تعیین میکرده چطور ضرب بشه و در سرار کشورشون همون سکه ضرب میشده چیزی که امروز هم در همه کشورها رایج هست ،اما در دوره هخامنشی هر منطقه با آیین، فرهنگ و خط خودش سکه ضرب میکرده که در تمام تاریخ بینظیر هست،، در ضمن امروزه هزاران هزار مهر سنگی و فلزی از جنس مفرغ (مفرغ رو مردم عادی و نسبتا فقیر استفاده میکردن)از دوره ساسانی موجود هست که قطعا چندین برابر این تعداد از بین رفته و یا کشف نشده که باید بدونید بسیاری از این مهرها داری خط هستند و این نشون میده خط و نوشتن محدودیتی نداشته، بی شک شعارهای روی سکه های ساسانی و نقش و نام شاه برای خواندن عموم نوشته میشده، دربار که میدانسته اند چه کسی شاه هست، به کتیبه ها اشاره کردین، کتیبه ها رو معمولا در مسیرهای اصلی مینوشتند، این یعنی برای خواندن عموم بوده و هر کسی که خواندن رو یاد گرفته بوده میتوانسته بخواند، از قدیم تا به امروز باسواد بوده بی سواد هم همینطور،
    در مورد از بین بردن آثار اشکانی هم باید بدونید در دوره اشکانی فرهنگ و خط غالب بر ایران بجز پارس فرهنگ و خط یونانی بوده، اما پارسها(اردشیر بابکان) با شکست آخرین شاه اشکانی دوبار فرهنگ ایرانی رو بر سراسر ایران غالب کردن و سنت ضرب سکه طلا رو احیا، شاید خبر ندارید که بر روی سکه های اشکانی شعارهایی از جمله دوستدار یونان نوشته میشده، چیزی شبیه عرب پرستی حاکم بر ایران امروز که مردم اصلا دوستش ندارن و نداشتن

    1. این جور نگارش تند و قضاوت های و همانندگیری ها و مشابهت دادن های سردستی و یهویی که در آن همه چیز زیادی روشن و واضحه … تنها نشانی از نیت بیمارگونه نویسنده اش داره ….و ارزشی علمی برایش نمی توان قائل شد البته نئشگی جریان های تجزیه طلب از خواندن این سبک نوشته ها قابل فهمه

  8. نویسنده یه عرب پرست هست و از رو کینه این حرف هارو میزنه مردم سواد داشتند و از کل اماما و پیامبراتونو هرچی عرب هست بیشتر بلد بودن همه علی حسن حسین رو بارین رو هم اندازه علم یک نفر هم نمیشده و شما چرا فکر نمیکنید ما دانشگاه داشتیم نکنه دانشگاه رو برای من ساختن؟ اون دوران باشکوه رو نمیتوانید خراب کنید هیچوقت نمیتونید عرب پرستای بدبخت متعصب برید همون چرتو پرت های اسلامیتون رو بخوانید و با دروغ هاتون خوش باشید

    1. اگه تاریخ نکبت بار و ننگین رژیم قرون وسطایی هخامنشی . ساسانی پر از گند و کثافت و جنایت بوده تقصیر اسلام چ مسلمون ها و عربها نیست، حقیقت اینه که چه بخوای چه نخواید سرنگونی رژیم ساسانی سرآغاز رنسانس فرهنگی ایرانی بوده، نه زمان هخامنشی نه زمان حکومت قرون وسطایی ساسانی تو ایران حتی یک دانشمند، فیلسوف، شاعر و حتی مورخ هم وجود نداشته ولی درست چند دهه بعد از فروپاشی حکومت ساسانی در داخل ایران ده ها و حتی صدها دانشمند و فیلسوف و شاعر ‌ و مورخ ظهور میکنن، اشخاصی که هیچگاه دوران قرون وسطایی هخامنشی و ساسانی به خودش ندیده بود

  9. با درود متن با اینکه خیلی تند و مثل قیچی کرتیر بُرنّده بود ولی تا حد بسیار زیادی درسته.
    (من شخصا دوست ندارم حرفایی که راجب هخامنشیان و اشکانیان توهین به نظر میان رو باور کنم حتی اگه درست به نظر بیان،البته از زبان آدمای خشک مذهبی تازی عمرا قبول نمیکنم! که برای اثبات حرفاشون به هرچیزی متوسل میشن!

    کی به کیه،من هم به معراج رفتم و اینها رو فهمیدم😉👇

    کرتیر (حد فاصل آغاز پادشاهی اردشیریکم ۲۲۴ تا زمان نرسه ۲۹۲-۳۰۲ میلادی)
    مانی (متولد ۲۱۶، ارائه دین ۲۴۰در زمان شاپور یکم و مرگ در ۲۷۴ زمان بهرام یکم)

    تَنسَر یا توسر: روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و حامیان اردشیر بابکان بوده‌است.

    کرتیر و تنسر:
    ▪︎تنسر در دورهٔ اردشیر بابکان زندگی می‌کرد و اوج فعالیت‌ها و نیرومندی او، در دورهٔ فرمانروایی اردشیر بوده‌است.
    ▪︎کرتیر در دورهٔ اردشیر بابکان باید بسیار جوان بوده‌ و اوج نیرومندی و فعالیت‌های او در دورهٔ بهرام دوم بوده‌است.
    زمینهٔ فعالیت‌ها و دستاوردهای تنسر و کرتیر کاملاً با همدیگر ناهمخوانند.
    در تاریخ کیش زرتشتی، نام تنسر همیشه در پیوند با کوشش‌های او در گردآوری متن‌های مقدس زرتشتی و فراهم‌آوردن متن معیاری از اوستا و نگهدارای آن دیده می‌شود.
    اما کرتیر در سنگ‌نوشته‌های خود، هیچ اشاره‌ای به انجام چنین کارهایی از سوی خود نمی‌کند، احتمالا مشغول حذف بقیه بوده!!!
    روی‌هم‌رفته باید کرتیر و تنسر را دو چهرهٔ تاریخی جداگانه بازشناخت.

    ‘گشنسپ شاه’ حاکم پتشخوارگر-تبرستان در اوایل دوران ساسانی ۲۲۴ میلادی: آغاز پادشاهی “خاندان او (گشنسب شاهان)” را پس از مرگ اسکندر مقدونی در قرن سوم پیش از میلاد می‌دانند ولی مشخص نیست که آیا او از نسل فرادات، حاکم طبرستان در زمان هخامنشیان و اسکندر، است یا خیر!

    ●نامه تنسر موبد ساسانی به گشنسب شاه تبرستان!!
    (در ۲۲۴ میلادی)
    تنسر، موبد زرتشتی، در نامه‌نگاری با گشنسپ، او را قانع به پذیرفتن حاکمیت اردشیر بابکان کرد و گشنسپ پس از آن تحت لوای ساسانیان درآمد.
    پس از این تا قرن ششم میلادی که آغاز حکومت قباد یکم، پدر کیوس و انوشیروان، است، خبری نداریم.چرا؟
    “چون انوشیروان به کمک موبدان زرتشتی آن را حذف کرد.”

    (تنها اشاره به طبرستان در این بازه‌ی زمانی مربوط به نبرد ادسا است که در آن «گرشاه» (حاکم تبرستان گر=کوه) چند هزار سپاهی سواره و پیاده و پیشکش‌هایی به سرداری بلینوس برای شاهپور یکم فرستاد تا مقابل والرین رومی به او مدد کنند.)
    دربارهٔ زمان نوشتن نامهٔ تنسر اختلاف نظر وجود دارد.
    بیشترِ پژوهشگران عقیده دارند که نامهٔ تنسر در دورهٔ 
    خسرو انوشیروان!  ۵۳۰ میلادی (۲۰۰ سال بعد) نوشته شده و هدف از نوشتن آن، مشروعیت‌دادن به آیین‌ها و قوانین و نهادهای تازه‌ای بود که انوشیروان به‌وجود آورده‌بود

    فرهنگ و آیین باستانی ایرانی خودش رو در طول تاریخ با رسوخ به ادیان دیگه و ایرانی سازی اون زنده نگه داشته.
    -اندیشه های مانی،که بی شباهت با آن(ایرانی-هندی) نیست هرچند توسط زرتشتی گریِ متعصبِ ارایه شده توسط کرتیر و امثال اون دفع شد. ولی در ادامه حیاتش در
    ۱-مسیحیت(افراهات ۲۸۰-۳۴۵)مسیحی شده از زرتشت! در زمان شاپور دوم(پادشاهی از۳۰۹ تا ۳۷۹)
    ۲-مزدکی(مورد حمایت قبادیکم و پسرش کیوس (با پشتیبانی اسپهبدان ساکن در تبرستان که ریشه اشکانی داشتن) البته توسط پسر دیگرش خسروانوشیروان ۵۳۰ میلادی با حمایت موبدان زرتشتی سرکوب شدند)
    ۳-اسلام (با وجود افرادی مثل روزبه(سلمان فارسی (پاک))) در کنار پیامبر اسلام.۶۳۰ میلادی
    ۴-بعد از اسلام مبارزه نظامی و سیاسی با اسلام توسط اسپهبدان تبرستان
    (۱-گاوبارگان از نسل جاماسب برادر قبادیکم،
    ۲-باوندیان از نسل باوی( از اسپهبدان اشکانی و دایی خسرو انوشیروان که در واقع با نفوذ به قباد و کیوس سعی داشت باورهای اشکانی رو در قالب دین مزدکی زنده کنه که توسط انوشیروان و موبدان سرکوب شدید شدن) در کوههای تبرستان.
    ۳-پادوسبانیان توسط پاوسبان یکم فرزند گاوباره.
    ۴-دابویگان-گاوبارگان توسط دابویه فرزند گاوباره.
    ۵-زرمهرشاهیان حاکمان محلی مازندران منصوب شده توسط اشکانیان در دشت های تبرستان(مازندران)
    ۶- کارنوندیان (از نسل سوخرا که توسط خسرو انوشیروان حاکم مازندران شد به جای کیوس که خسرو انوشیروان او را عزل کرد)
    ۶-قیام سراسری تبرستان ۷۹۰ میلادی
    (کشتار وسیع اعراب چندسال بعد از مرگ اسپهبد خورشید آخرین حاکم از دودمان گاوبارگان،توسط مردم به کمک وندادهرمز کارنوندی،شروین یکم باوندی،شهریاریکم و وندا امید پادوسبانی و…)
    ۷-متوسل شدن به شورشی های علوی و حکومت علویان تبرستان برای مبارزه با اسلام اموی و عباسی و…
    در سال ۳۲۰ هجری(۹۴۰ میلادی)، حکومت علویان طبرستان برای همیشه سقوط کرد و پس از هفتاد سال حکومت ناپیوستهٔ زیدیه بر طبرستان، حاکمیت زیدیه سرانجام به دست سامانیان برافتاد.
    عده‌ای از سپاهیان بلند مرتبهٔ علویان طبرستان پس از افول این حکومت علم استقلال برافراشتند. از جمله این سپاهیان پیشین مرداویج زیاری بود که قصد احیای امپراتوری ساسانیان را داشت. او نواحی بسیاری را در سال ۳۱۹ هجری فتح کرد و سلسلهٔ زیاریان را تأسیس نمود. مرداویج در اوج قدرت خود به قتل رسید. پس از مرگ مرداویج، آل بویه که پیشتر در خدمت او بودند، قدرت یافته و جانشین مرداویج، وشمگیر، را شکست دادند و پس از آن حکومت زیاریان به طبرستان محدود شد ولی آل بویه به چنان قدرتی دست یافت که خلیفه مطیع آنان گشت.
    ۸- در نهایت تشکیل حکومت شیعی صفوی!

    ■مبارزه فرهنگی با اسلام در سالهای نخست برای حفظ باورهای ملی توسط شعوبیعه انجام میشد.
    ●بعدها در قالب تصوف و عرفان دنبال شد همچنان ادامه دارد.
    ▪︎منصورحلاج،بایزید،ابوالحسن خرقانی،ابوسعید ابوالخیر
    ▪︎سهروردی و حکمت خسروانی
    ▪︎شاعران:عطار،خیام،مولوی،حافظ،سعدی و
    (فردوسی×؟؟؟)
    یک جایی تصوف و شیعه افراطی با هم تضاد پیدا کردن و همچنان ادامه داره.درواقع حامیان تازیان فهمیدن که واقعیت تصوف چیه!!!
    البته که روح ایرانی ها بیشتر متمایل به تصوفه حتی بسیاری از علمای مذهبی که محبوب مردم بودن گرایش عرفانی داشتند.

    شاید کار کرتیر که ناتمام مونده بود رو انوشیروان با کمک موبدان زرتشتی ۲۰۰ سال بعد در سال ۵۰۰ تا ۵۳۰ میلادی با نابودی تقریبی آخرین پایگاه های دیوان مازندران در ایران به پایان رسوندن!(همونطور که در شاهنامه به اشتباه یا سهو در دوره کیانی به اسم جنگ مازندران اومده)

    جنگ مازندران اشاره به جنگی در دوران کرتیر؟ یا خسرو انوشیروان؟،
    اونجایی که به کیکاووس ( قباد؟ کیوس؟ انوشیروان؟) میگن هیچکدوم از پادشاهان قبل از تو به مازندران حمله نکردن منظورشون از اردشیر بابکان تا الان بوده؟ که با نامه نگاری و نه با جنگ سعی در مطیع کردن داشتند و احتمالا هیچوقت ۱۰۰ درصد موفق نبودند و اونجا حکومت مستقل داشتند تا اینکه فتح شد!

    -در شاهنامه کیکاووس_کیوس فاتح مازندران معرفی میشه.
    رستم پهلوانی از سیستان است.(خاندان سورن؟)
    رستم هم بخاطر کمک به کیکاووس از تاریخ کتبی ساسانیان حذف میشه و فقط در ذهن های مردم باقی میمونه (همونطور که اسم رستم فرخزاد فرمانده ایرانی جنگ قادسیه بعدها احتمالا از رستم پهلوان شاهنامه گرفته شده بود!)
    هرجا سخن از زرتشت است نام خسرو انوشیروان و کرتیر میدرخشد!! واقعا داستان چیه؟؟
    هفت خوان رستم رو به زودی با یه معراج دیگه پیدا میکنم! فعلا✌🙌
    در ضمن ربطی نداره ولی داریوش هم حکومت بردیای بدبخت رو غصب کرده بود!!

  10. صفحات تاریخ عصر عتیقه ایران در منابع مشهور چینی، یونانی و هندی پر از رازهای مخوفی است که میتواند درک ما را از تاریخ مان دگرگون سازد. رازها و معماهای شکست و شوکت دوباره ایران در طول تاریخ نه فقط مجهول و غیر قابل درک است، بلکه پر از طلسم، جادو، خیانت و جفا در حق مردمان مان میباشد.
    بعد از مطالعات عمیق منابع تاریخی، به اعتقاد من، موبد موبدان کرتیر خود یک جادوگر وقیع است که در حقیقت سبب اصلی شکستهای متعدد ایران مقتدر در مقابل متجاوزین گردیده است.
    من چند مثال مهم تاریخی را بازگو میکنم و قضاوت به شما میسپارم.

    ایا میدانید که یک پیامبر یهودی به اسم خضر از حیات جاویدان برخوردار است؟ من ادعا میکنم که خضر یک جادوگری باستانی یهودی است که با علم فرازمینی اش توانسته حیات جاویدان یابد و با سحر و جادو جنایات نابخشودنی علیه ما روا داشته است.
    ۱- کرتیر شاید همان مردخای جادوگر است که در قرن ۵ قبل از میلاد با نفوس در دربار خشایارشاه هخامنشی و طلسم او‌به‌وسیله دخترکی به نام آستر سبب قتل عام بیش از ۲۰۰ هزار ایرانی گردیده است. عید اپریم یهود در حقیقت سالروز شادی یهودیان از این قتل عام است.
    ۲- شکست داریوش سوم از سکندر به قول هریدوتاس، تاریخنگار کهن یونانی توسط خیانت لشکریان یهودی تبار و بشارت پیروزی به سکندر در خوابش توسط خاخام بزرگ یهودی جادوس انجام شده است. به قول تاریخ نگار مشهور رومی جوسفوس فلاوس، در فتح جر‌سلم، خاخام معبد بزرگ یهودی برای دیدار با سکندر به دربار میاید. نارسیده به تخت، تا چشم سکندر به او میافتد و از تخت پریده و در مقابل او تعظیم کرده دستش را میبودسد. وقتی درباریان شگفتزده از این عمل سکندر دلیل اش را از او میپرسند، سکندر میگوید این شخص همان کسی است که هر شب در خوابم میامد و راه های پیروزی بر داریوش را برایم‌ مجسم مینمود. جالب اینجاست که یهودیان حتی امروز نیز سکندر را منجی یهودیت میدانند و اسم اش را ذولقرنین گذارده اند.
    ۳- در شکست اشکانیان و روی کار آمدن ساسانیان، شخصی به نام تنسر با موهای بلند که از اشرافی های اشکانی خوانده شده اردشیر بابکان را یاری مینماید تا سلسله اشکانیان را ساقط و ساسانیان را روی کار آورد. خیلی از تاریخ نگاران ارتباط و تشابه مستقیم تنسر را با کرتیر تعجب اور میخوانند حال آنکه بیش از ۲۰۰ سال اختلاف زمانی میان آن دو است. جالب اینجاست که هردو تنسر و کرتیر بلندترین مقام دربار ساسانی بعد از شاهنشاه را که موبد موبدان است دارا بوده و در تمام تندیس های عصر ساسانیان که شبیه تندیس های بابلیان و مصریان است تندیس کرتیر نیز وجود دارد.
    ۵- تاریخنگاران مراسم قربانی را که در مذهب زردشتی ممنوع است توسط اردشیر و بهرام ۲ برای خوشنودی دیوان توسط موبد موبدان تنسر و کرتیر را مایه تعجب میدانند و در باره زردشتی بودن این دو‌ موبد شک‌ دارند. حال آنکه هر دو شاهنشاه ساسانی مخصوصا بهرام دوم را دست نشانده و بازیچه دست کرتیر میدانند. کشتن فجیع پیامبر مانی به دستور بهرام ۲ در حقیقت توطعه کرتیر بوده است که خود داستانی مفصل دارد.
    ۶- بعد از مرگ بهرام بزرگان ایران مانع واگذاری تاج شاهی به بهرام سوم شده و هرمز دوم را بجای بهرام ۳ تاجگذاری میکنند و بدینگونه دسیسه کرتیر افشا میگردد.
    ۷- دسیسه جدید کرتیر ایجاد سلسله کیدارهای هیون است. او با نفوس در دربار کوشان شاهان هندی، بعد از یک سال شاه کوشانی را کشته و سلسله خود را به نام کیدار (خضر یا کرتیر) بنا مینهد و با استفاده از اقوام ترک و سکادر شرق ایران علیه ساسانیان جنگ های متعدد را شروع میکند.
    در اخرین شکست از یزدگرد سوم اخرین شاه ساسانی، این جادوگر مکار که عرصه را بر خود تنگ میبیند، دست به بزرگترین جنایت علیه ایران میزند.
    ۸- در ۶۳۰ میلادی همین شخص اینبار با یک اسم یهودی کیش/قیس با خالد بن ولید دوست گردیده و او را وادار به ملاقاتش با محمد پیامبر اسلام مینماید. در مدینه قیس با مکر و سحر اش محمد را برای فتح مکه بشارت داده و با جسارت و جادو ی او لشکر اسلام مکه را فتح مینمایند. در مکه او خود را از تبار اسماییل و اولاده ملک افغنه، قوم بنی افغان و یکی از اقوام قیداری (۳۰۰ سال قبل سلسله کیدارها را در خراسان تشکیل داده بود) که اکثریت اعراب از قوم قیدار بودند معرفی میکند و اذعان میدارد که قوم اش در خراسان منتظر ظهور او بودند. محمد که از دانش، شجاعت و معجزات او در حیرت بود او را سریعا به اسلام دعوت مینماید. اسم اش را بجای قیس یا کیش به عبدالرشید و اسم‌قوم اش را بجای افغان به پتان/پشتون مسما میکند. در همین ملاقات محمد دو حدیث برای خراسان میگوید که از پیشگویی های او در باره ظهور مهدی از خراسان است. معلومات بیشتر را در نت جستجو کنید.
    ۹- با شکست ساسانیان و اشغال ایران، در سال ۶۵۰ این شخص با لشکریان اش از پامیر خارج گردیده و سلسله مجهول اما خیلی مقتدر خضریان یهودی را تشکیل میدهد. این سلسله مخوف برای قریب به ۴۰۰ سال در سواحل خزر حکومت یهودی تشکیل می‌دهند اما بعد از شکست از روس ها، لشکر مغل تبارش را رها کرده و بدون هیچ اثری از این امپراتوری مخوف ۴۰۰ ساله از تاریخ محو میگردد. بقایای لشکریان مغل تبار خضریان چند قرن بعد و اینبار تحت نام چنگیز دمار از روزگار ایران و ایرانی تبار در میاورند.
    ۱۰- آخرین ضربه مذهب این روح خبیثه اهریمن را در مرگ نادر شاه افشار و ایجاد کشوری به نام افغانستان توسط فرمانده لشکر شرقی نادر شاه به اسم احمد شاه درانی است که سبب فروپاشی ایران و خواب کومایی ایرانی تباران تا امروز گردیده است.
    برای معلومات بیشتر خود چند عناوین مبهم و مهمای حل ناشده تاریخ را درج‌میکنم تا جستجو کرده نظرات تان را اینجا شریک کنید:
    جمجمه های تازه کشف شده از آسیای مرکزی، شرق میانه و امریکای مرکزی (Elongated Skulls) که DNA فوق انسان را دارند و ارتباط ووسان ها، کوشانیان و هیپتالیان با این موجودات در حفاظت ایران در مقابل اهریمن و پیشگویی های زردشت.
    – مرگ کورش کبیر بدست ماساگت ها در یک دسیسه علیه او
    – اسکند، شاهان چینی و چنگیز در جستجوی جام جادویی تبت یا نوشیدن آب حیات از این جام سحرامیز برای بقای جاویدان.
    – جنایات ‌‌و دشمنی اقوام مهاجر یهود در شرق ایران و شمال چین
    – ووسان Wusunو هیپتالیان Hephthalites ایرانی تبار علیه اقوام یویجی Yuezhi و زایون ها Xionites
    – ملکه موسی اشکانی و جنایات اش علیه ایران
    – ووسان ها کی بودند، ماجرای شهزاده ووسان و ارتباط شان با اقوام داهی در تشکیل سلسله اشکانیان
    – رد پای نفوس یهودیان پنهان در دربارهای حکمرانان مقتدر
    – نزدیکی دین اسلام‌ و زردشتی با یهودیت
    – خضرها، هزاره ها یا آذر یان چه ربطی با کیدارها و قیدار ها دارند.

    – تندیس های کرتیر و نشان کیداری اش در سکه های عصر کیداریان و صد ها معمای دیگر تاریخ
    جواب به این‌ سوالات افکار شما را نیز همچو‌ من شاید مخدوش گرداند.

  11. در کلیت این مطالب شک و شبه زیاد است بقول خودتان وقتی سلسله ای روی کار می آمد و تمام آثار و آیین و تمدن سلسله های دیگر را به کلی از بین میبرد پس نمیتوان از بیخ وبن همه چیز را انکار کرد قطعا حکومت و سلسله های بزرگ تمدنی بزرگ داشتند که ما بی خبریم حکومت مخرب اسکندر و سلوکیان کلیه آثار هخامنشیان را از بین بردند نمونه بارز تخت جمشید است که نمایانگر و شکوه و علم و تمدن است

  12. واضحه این متن رو یک ایران ستیز نوشته ولی حقیقت چیزی در مقابل این متنه.ایرانیان باستان به گواه تاریخ شناسان اخلاق مدار تربن مردان بودن و همین جمله من کافیست و نیازی نیست که نویسنده این متن رو به چالش بکشم چون نظرات هیچ اهمیت نداره

  13. دیکتاتوری کرتیر که دیگه دروغ و جعل نیست. ترجمه کتیبه کرتیر همین را میگه(تاریخ ادبیات پیش از ایران ص ۹۱ نوشته دکتر احمد تفضلی) که کرتیر به مبارزه با همه ادیان پرداخت و همه معابد و جایگاههای آنها را خراب کرد و بجاش آتشکده ساخت.
    ربطی به عرب پرستی یا یهود پرستی هم نداره.
    کسی که با وجود چنین سندی در کتیبه باز هم بخواد انکار کنه یک نژاد پرسته و نژاد پرست هم به هر اندازه در نژاد پرستی شدید تر باشه به همون اندازه از انسانیت و تعقل فاصله گرفته.

    اما اینکه بعضی دوستان صحبت از بدی های کرتیر را دشمنی با تاریخ ایران باستان میدانند هم جای بسی تعجب است.
    آیا کرتیر جزء ایران باستان ماست اما آن ایرانیانی که در آن زمان یهودی یا مسیحی یا مانوی یا پیرو هر مذهب دیگر بودند، و به اجبار و زور کرتیر دین خود را رها کردند و معابدشان خراب شد و کشته شدند، آنها جزء ایران باستان ما نبودند؟؟؟

    با ان مدل تفکر خیلی دچار تناقض میشوید.
    ساسانیان باستان ما هستند
    اشکانیان هم باستان ما هستند.
    حال اگر ساسانیان قیام کنند و اشکانیان را نابود کنند اینجا شما ساسانیان را لعنت میکنید یا درود میفرستید؟؟
    انسانی که نژاد پرست باشد نمی تاند تفکر صحیحی داشته باشد